متن کامل نامه‌ی فرماندهان سپاه به خاتمی در سال(78)(گذاری به گذشته)

در روزهای بحرانی پس از ۱۸ تيرماه ۱۳۷۸، نامه‌ی ۲۴ فرمانده سپاه پاسداران خطاب به رئيس جمهور خاتمی در برخی روزنامه‌ها ـ مثل کيهان و جمهوری اسلامی ـ منتشر شد. متن كامل اين نامه و اسامي فرماندهان امضاكننده‌ آن را به نقل از روزنامه‌ی "جمهوري اسلامي" در زير می‌خوانيد.

 

رياست محترم جمهوري حضرت حجت‌الاسلام ‌والمسلمين جناب آقاي سيدمحمد خاتمي

با عرض سلام و خسته نباشيد به استحضار مي‌رساند:

به‌دنبال حوادث اخير به عنوان مجموعه‌اي از خدمتگزاران دوران دفاع مقدس ملت شريف ايران، وظيفه‌ی خود دانستيم مطالبي را خدمت حضرت‌عالي دانشمند ارزشمند عرضه بداريم. اميدواريم با سعه‌ی صدر و شعار ارزشمند توأم با سيره‌اي كه تبليغ مي‌فرماييد (شنيدن هر سخن و ايده‌ ولو مخالف) به اين موضوع كه شايد درد هزاران زجركشيده‌ی انقلاب باشد كه امروزه به‌دور از هرگونه خط و خطوط با چشمي نگران، مسائل و حوادث انقلاب را مي‌نگرند و سكوت، مسامحه و ساده‌انگاري مسئولين كه از بركت خون هزاران شهيد بر مسند نشسته‌اند، متحير و متعجب‌اند.

جناب آقاي خاتمي، قطعاً همه‌ی ما حضرت‌عالي را انساني وارسته، انقلابي، متدين و داراي ريشه‌ی عميق ديني در حوزه و دلسوز به انقلاب دانسته و مي‌دانيم، اما نحوه‌ی برخورد با حوادثي كه همه‌ی ما شاهد شادي و رقص دشمنان پيرامون آن هستيم و در اولويت قرار دادن پيگيري برخي اشتباهات و تخلفات و بزرگ كردن آنها در مقابل عدم توجه و يا كوچك جلوه دادن برخي ديگر از همين نمونه قانون‌شكني و هتك حرمت و فشار، باعث شده است جريان‌هاي معاند با انقلاب گستاخ‌تر و در مقابل آن، مدافعان انقلاب محافظه‌كارانه و با دلزدگي توأم با نااميدي، هر روز تحقير شده و به ثمره‌ی اين همه خون نگريسته و انگشت خود را با تاسف و تاثر مي‌گزند.

جناب آقاي رئيس‌جمهور، حمله به كوي دانشگاه همان‌طوري كه رهبر بزرگوار و مظلوم اين انقلاب فرمودند امري ناپسند، زشت و بد بود و علي‌رغم اين‌كه سخت‌ترين و تندترين برخوردها با آن انجام پذيرفت اما همه‌ی مردم به دليل ناپسندي عمل انجام شده اين برخوردها را پذيرفته و بر آن صحه گذاردند، اما سؤال مهم و پرابهام اين است كه آيا فاجعه فقط همين بود؟

صرفاً همين موضوع قابل پيگيري و توجه و اعتراض و تحصن است كه چند وزير به خاطر آن استعفا دهند، شوراي امنيت تشكيل جلسه بدهد و گروه تحقيق تشكيل گردد، اما آيا حرمت‌شكني و توهين به مباني اين نظام، تاسف و پيگيري ندارد؟ آيا حريم ولايت فقيه كم‌تر از كوي دانشگاه است؟ آيا حريم امام، آن انسان كم‌نظير، كم‌تر از جسارت به يك دانشجو است؟ آيا چند روز امنيت كشور را دچار اخلال كردن و به هر مؤمن و متدين حمله كردن و آتش زدن فاجعه نيست؟ آيا زير سئوال بردن جمهوري اسلامي، اين يادگار ده‌ها هزار شهيد و شعار عليه آن دادن فاجعه نيست؟

جناب آقاي خاتمي، چند شب پيش وقتي گفته شد عده‌اي با شعار عليه رهبر معظم انقلاب به سمت مجموعه‌ی شهيد مطهري در حركت‌اند، بچه‌هاي كوچك ما در چشم ما نگريستند، انگار از ما سؤال مي‌كردند غيرت شما كجا رفته است؟

جناب آقاي رئيس‌جمهور، امروز وقتي چهره‌ی رهبر معظم انقلاب را ديديم مرگ خودمان را از خداوند طلب كرديم چون كه كتف‌هايمان بسته است و خار در چشم و استخوان در گلو بايد ناظر پژمرده شدن نهالي باشيم كه حاصل 14 قرن سيلي و زجر شيعه و اسلام است.

جناب آقاي خاتمي، شما خوب مي‌دانيد، در عين توانمندي به‌خاطر مصلحت‌انديشي دوستان ناتوانيم. چه كسي است كه نداند امروز منافقين و معاندين دسته دسته به نام دانشجو به صف اين معركه مي‌پيوندند و خودي‌هاي كينه‌جو و منفعت‌طلب كوته‌نظر آتش‌بيار آن شده‌اند و براي تهييج آن، از هر سخن و نوشته‌اي دريغ نمي‌كنند؟

جناب آقاي خاتمي، تا كي با اشك بنگريم و خون دل بخوريم و با هرج و مرج و توهين، تمرين دموكراسي كنيم و به قيمت از دست رفتن نظام صبر انقلابي داشته باشيم؟

جناب آقاي رئيس‌جمهور، هزاران خانواده‌ی شهيد و جانباز و رزمنده به شما رأي دادند كه رأي آن‌ها مدال سينه شماست. آن‌ها از شما انتظار برخورد منصفانه با اين مسائل را دارند و ما امروز رد پاي دشمن را در اين حوادث به خوبي مي‌بينيم و قهقهه‌ی مستانه را مي‌شنويم. امروز را دريابيد كه فردا خيلي دير است و پشيماني فردا غيرقابل جبران است.

سيدبزرگوار، به سخنراني به ظاهر دوستان و خودي‌ها در جمع دانشجويان بنگريد، آيا همه‌ی آن گفته‌ها تشويق و ترغيب به هرج و مرج و قانون‌شكني نيست؟

آيا معناي سال امام (ره) همين بود؟ آيا به همين صورت مي‌توان ميراث گرانبهاي او را حفظ كرد و آيا بي‌توجهي تعداد اندكي به نام حزب‌الله مجوزي است براي شكستن سر هر متدين و هتك حرمت آن؟

جناب آقاي خاتمي، رسانه‌ها و راديوهاي دنيا را بنگريد، آيا صداي دف و دهل آن‌ها به گوش نمي‌رسد؟

جناب آقاي رئيس‌جمهور، اگر امروز تصميم انقلابي نگيريد و رسالت اسلامي و ملي خودتان را عمل نكنيد، فردا آن‌قدر دير و غيرقابل جبران است كه قابل تصور نيست.

در پايان با كمال احترام و علاقه به حضرت‌عالي اعلام مي‌داريم كاسه‌ی صبرمان به پايان رسيده و تحمل بيش از آن را در صورت عدم رسيدگي، بر خود جايز نمي‌دانيم.

فرماندهان و خدمتگزاران ملت شريف ايران در دوران دفاع مقدس: غلامعلي رشيد ـ عزيز جعفري  ـ قاسم سليماني ـ محمد باقر قالیباف - جعفر اسدي ـ احمد كاظمي ـ محمد كوثري ـ اسدالله ناصح ـ محمد باقري ـ غلامرضا محرابي ـ عبدالحميد رئوفي‌نژاد ـ نورعلي شوشتري ـ دكترعلي احمديان ـ احمد غلامپور ـ‌ يعقوب زهدي ـ نبي‌الله رودكي ـ علي فدوي ـ غلامرضا جلالي ـ امين شريعتي ـ‌ حسين همداني ـ اسماعيل قاآني ـ علي فضلي ـ‌ علي زاهدي ـ مرتضي قرباني.

زندگینامه حضرت محمد(ص)

نام: محمد بن عبد الله

در تورات و برخى كتب آسمانى «احمد» ناميده شده است. آمنه، دختر وهب، مادر حضرت محمد (ص) پيش از نامگذارىِ فرزندش توسط عبدالمطلب به محمّد، وى را «احمد» ناميده بود.

كنيه: ابوالقاسم و ابوابراهيم.

القاب: رسول اللّه، نبى اللّه، مصطفى، محمود، امين، امّى، خاتم، مزّمل، مدّثر، نذير، بشير، مبين، كريم، نور، رحمت، نعمت، شاهد، مبشّر، منذر، مذكّر، يس، طه‏ و... .

منصب: آخرين پيامبر الهى، بنيان‏گذار حكومت اسلامى و نخستين معصوم در دين مبين اسلام.

تاريخ ولادت: روز جمعه، هفدهم ربيع الاول عام الفيل برابر با سال  570  ميلادى (به روايت شيعه). بيشتر علماى اهل سنّت تولد آن حضرت را روز دوشنبه دوازدهم ربيع الاول آن سال دانسته‏اند.

عام الفيل، همان سالى است كه ابرهه، با چندين هزار مرد جنگى از يمن به مكه يورش آورد تا خانه خدا (كعبه) را ويران سازد و همگان را به مذهب مسيحيت وادار سازد؛ اما او و سپاهيانش در مكه با تهاجم پرندگانى به نام ابابيل مواجه شده، به هلاكت رسيدند و به اهداف شوم خويش نايل نيامدند. آنان چون سوار بر فيل بودند، آن سال به سال فيل (عام الفيل) معروف گشت.

محل تولد: مكه معظمه، در سرزمين حجاز (عربستان سعودى كنونى).

نسب پدرى: عبدالله بن عبدالمطلب (شيبة الحمد) بن هاشم (عمرو) بن عبدمناف بن قصّى بن كلاب بن مرّة بن كعب بن لوىّ بن غالب بن فهر بن مالك بن نضر (قريش) بن كنانة بن خزيمة بن مدركة بن الياس بن مضر بن نزار بن معد بن عدنان.

از پيامبر اسلام(ص) روايت شده است كه هرگاه نسب من به عدنان رسيد، همان جا نگاه داريد و از آن بالاتر نرويد. اما در كتاب‏هاى تاريخى، نسب آن حضرت تا حضرت آدم(ع) ثبت و ضبط شده است كه فاصله بين عدنان تا حضرت اسماعيل، فرزند ابراهيم خليل الرحمن(ع) به هفت پشت مى‏رسد.

مادر: آمنه، دختر وهب بن عبد مناف.

اين بانوى جليل القدر، در طهارت و تقوا در ميان بانوان قريشى، كم‏نظير و سرآمد همگان بود. وى پس از تولد حضرت محمّد(ص) دو سال و چهارماه و به روايتى شش سال زندگى كرد و سرانجام، در راه بازگشت از سفرى كه به همراه تنها فرزندش، حضرت محمّد(ص) و خادمه‏اش، ام ايمن جهت ديدار با اقوام خويش عازم يثرب (مدينه) شده بود، در مكانى به نام «ابواء» بدرود حيات گفت و در همان جا مدفون گشت.

و چون عبدالله، پدر حضرت محمد(ص) دو ماه (و به روايتى هفت ماه) پيش از ولادت فرزندش از دنيا رفته بود، كفالت آن حضرت را جدش، عبدالمطلب به عهده گرفت. نخست وى را به ثويبه (آزاد شده ابولهب) سپرد تا وى را شير دهد و از او نگه‏دارى كند؛ اما پس از مدتى وى را به حليمه، دختر عبدالله بن حارث سعديه واگذار كرد. حليمه گرچه دايه آن حضرت بود، اما به مدت پنج سال براى وى مادرى كرد.

مدت رسالت و زمامدارى: از  27  رجب سال چهلم عام الفيل  (610  ميلادى)، كه در سن چهل سالگى به رسالت مبعوث شده بود، تا  28  صفر سال يازدهم هجرى، كه رحلت فرمود، به مدت  23  سال عهده‏دار امر رسالت و نبوت بود. آن حضرت علاوه بر رسالت، به مدت ده سال امر زعامت و زمامدارى مسلمانان را پس از مهاجرت به مدينه طيبه بر عهده داشت.

تاريخ و سبب رحلت: دوشنبه  28  صفر، بنا به روايت بيشتر علماى شيعه و دوازدهم ربيع الاول بنا به قول اكثر علماى اهل سنّت، در سال يازدهم هجرى، در سن  63  سالگى، در مدينه بر اثر زهرى كه زنى يهودى به نام زينب در جريان نبرد خيبر به آن حضرت خورانيده بود. معروف است كه پيامبر اسلام(ص) در بيمارىِ وفاتش مى‏فرمود: اين بيمارى از آثار غذاى مسمومى است كه آن زن يهودى پس از فتح خيبر براى من آورده بود.

محل دفن: مدينه مشرفه، در سرزمين حجاز (عربستان سعودى كنونى) در همان خانه‏اى كه وفات يافته بود. هم اكنون مرقد مطهر آن حضرت، در مسجد النبى قرار دارد.


همسران:

1. خديجه بنت خويلد.
2. سوده بنت زمعه.
3. عايشه بنت ابى بكر.
4. امّ شريك بنت دودان.
5. حفصه بنت عمر.
6. ام حبيبه بنت ابى سفيان.
7. امّ سلمه بنت عاتكه.
8. زينب بنت جحش.
9. زينب بنت خزيمه.
10. ميمونه بنت حارث.
11. جويريه بنت حارث.
12. صفيّه بنت حىّ بن اخطب.

نخستين زنى كه افتخار همسرى پيامبر اكرم(ص) را يافت، خديجه بنت خويلد بود. حضرت محمّد(ص) پيش از رسيدن به مقام رسالت، در سن  25  سالگى با اين بانوى بزرگوار ازدواج نمود. خديجه كبرى (س) با موقعيت و اموال خويش، خدمات شايانى به پيامبر اكرم(ص) در اظهار رسالتش كرد. اين بانوى بزرگ، از افتخارات زنان عالم است و در رديف بانوان قدسى، همانند مريم و آسيه، قرار دارد. پيامبر اكرم(ص) به احترام خديجه كبرى (س) تا هنگامى كه وى زنده بود، با هيچ زن ديگرى ازدواج نكرد. همو بود كه دردها و رنج‏هاى پيامبر(ص) را، كه سران شرك و كفر متوجه آن حضرت مى‏كردند، تسلّى داده و او را در رسالت و نبوتش يارى مى‏داد.

خديجه كبرى(س) به خاطر مقام و منزلتى كه در اسلام به دست آورده بود، مورد لطف و عنايت مخصوص پروردگار جهانيان قرار گرفت. به همين جهت روزى جبرئيل امين به محضر پيامبر اكرم(ص) شرفياب شد و گفت: اى محمد! سلام خدا را به همسرت خديجه برسان. پيامبر اكرم(ص) به همسرش فرمود: اى خديجه! جبرئيل امين از جانب خداوند متعال به تو سلام مى‏رساند. خديجه گفت: «اللّه السّلام و منه السّلام و على جبرئيل السّلام».

حضرت خديجه (س) در ايام همسرى با پيامبر(ص) از احترام ويژه رسول‏خدا(ص) برخوردار بود و پيامبر(ص) نيز همسرى مهربان و وفادار براى او بود. آن حضرت پس از وفات خديجه (در رمضان سال دهم بعثت) همواره از او به نيكى ياد مى‏كرد.

از عايشه، سومين همسر رسول خدا(ص)، روايت شده است:

«كانَ رَسُولُ اللّهِ(ص) لايَكادُ يَخْرُجُ مِنَ الْبَيْتِ حَتّى يَذْكُرَ خَديجَةَ فَيَحْسَنُ الثَّناءِ عَلَيْها، فَذَكَرها يَوْماً مِنَ الْاَيّامِ فَادْرَكَتْني الْغَيْرةَ، فَقُلْتُ: هَلْ كانَتْ اِلاّ عَجُوزاً وَقَدْ اَبْدَلَكَ اللّهُ خَيْراً مِنْها، فَغَضَبَ حَتّى‏ اهْتَزَّ مَقْدَمُ شَعْرِهِ مِنَ الغَضَبِ‏.

پيامبر اكرم (ص) هيچ‏گاه از خانه بيرون نمى‏رفت مگر اين كه يادى از خديجه مى‏كرد و از او به نيكى نام مى‏برد. يك روز كه پيامبر اكرم(ص) از خديجه (س) ياد كرده و خوبى‏هاى او را بيان مى‏كرد، غيرت زنانگى بر من غالب شد و به پيامبر(ص) گفتم: آيا او يك پيرزن بيشتر بود و حال آن كه خداوند بهتر از آن (يعنى عايشه) را به تو داده است؟ پيامبر اكرم(ص) از اين گفتار من، خشمگين شد، به طورى كه موهاى جلوى سرش از شدت خشم به حركت درآمد.

فرزندان:


الف) پسران:
1. قاسم. او پيش از بعثت پيامبر اكرم(ص) تولد يافت. از اين رو پيامبر(ص) را ابوالقاسم ناميدند.
2. عبدالله. اين كودك چون پس از بعثت به دنيا آمده بود، وى را «طيّب» و «طاهر» مى‏گفتند.
3. ابراهيم. او در اواخر سال هشتم هجرى متولد شد و در رجب سال دهم هجرى وفات يافت.

عبدالله و قاسم از خديجه كبرى (س) و ابراهيم از ماريه قبطيه متولد شدند. وهرسه آنان در سنين كودكى از دنيا رفتند.


ب) دختران:
1. زينب (س). 2. رقيه (س). 3. ام كلثوم (س). 4. فاطمه زهرا (س).

دختران پيامبر اسلام (ص) همگى از حضرت خديجه(س) متولد شدند و تمام فرزندان رسول خدا(ص) جز فاطمه زهرا (س) پيش از رحلت آن حضرت، از دنيا رفته بودند. تنها فرزندى كه از آن حضرت در زمان رحلتش باقى مانده بود، فاطمه زهرا(س)، آخرين دختر وى بود. اين بانوى مكرّمه، افتخار بانوان عالم، بلكه همه انسان‏ها و مورد تقديس و تكريم فرشتگان عرشى است. همو است كه مادر سبطين و امّ الأئمة المعصومين(ع) است.

گرچه پيامبر اسلام(ص) به تمام خاندان مؤمن خويش علاقه‏مند بود، اما در ميان همسرانش بيش از همه، به خديجه كبرى (س) و در ميان فرزندانش بيش از همه، به فاطمه زهرا (س) علاقه‏مند بوده و اظهار محبت و لطف مى‏فرمود.


اصحاب و ياران:

پيامبر اسلام(ص) چه در مكّه معظمه و چه در مدينه، داراى اصحاب و ياران باوفايى بود كه برخى از آنان پيش از آن حضرت و برخى ديگر پس از ايشان از دنيا رفتند و تعداد آنان به هزاران نفر مى‏رسد. در اين جا به نام برخى از صحابه مشهور آن حضرت اشاره مى‏شود:
1.على بن ابى‏طالب(ع)

2. ابوطالب بن عبد المطلب.
3. حمزة بن عبدالمطلب.
4. جعفربن ابى‏طالب.
5. عباس بن عبدالمطلب.
6. عبداللّه بن عباس.
7. فضل بن عباس.
8. معاذبن جبل.
9. سلمان فارسى.
10. ابوذر غفارى (جندب بن جناده).
11. مقداد بن اسود.
12. بلال حبشى.
13. مصعب بن عمير.
14. زبير بن عوام.
15. سعد بن ابى وقاص.
16. ابو دجانه.
17. سهل بن حنيف.
18. سعد بن معاذ.
. سعد بن عباده.
20. محمد بن مسلمه.
21. زيد بن ارقم.
22. ابو ايوب انصارى.
23. جابر بن عبدالله انصارى.
24. حذيفة بن يمان عنسى.
25. خالد بن سعيد اموى.
26. خزيمة بن ثابت انصارى.
27. زيد بن حارثه.
28. عبدالله بن مسعود.
29. عمار بن ياسر.
30. قيس بن عاصم.
31. مالك بن نويره.
32. ابوبكر بن ابى قحافه.
33. عثمان بن عفان.
34. عبدالله بن رواحه.
35. عمر بن خطّاب.
36. طلحة بن عبيدالله.
. عثمان بن مظعون.
38. ابو موسى اشعرى.
39. عاصم بن ثابت.
40. عبدالرحمن بن عوف.
41. ابوعبيده جراح.
42. ابو سلمه.
43. ارقم بن ابى ارقم.
44. قدامة بن مظعون.
45. عبدالله بن مظعون.
46. عبيدة بن حارث.
47. سعيد بن زيد.
48. خَبّاب بن اَرَت.
49. بريده اسلمى.
50. عثمان بن حنيف.
51. ابو هيثم تيهان.
52. ابىّ بن كعب.
زمامداران معاصر:

پيامبر اكرم(ص) در عصرى زندگى مى‏كرد كه منطقه حجاز به دليل عدم حاصل‏خيزى و بيابانى بودن زمين و عدم رواج مدنيّت در بين مردم، از چشم‏طمع حكومت‏ها دور مانده و به آن رغبتى نشان نمى‏دادند. به همين دليل، در آن سرزمين، حكومت مركزى و مستقلى وجود نداشت و دايره حكومتى، منحصر در قبيله و طايفه بود و نظام ملوك الطوايفى در آن مناطق حكم‏فرما بود، تا اين كه پيامبر اكرم(ص) به پيامبرى برانگيخته شد و از مكه به مدينه مهاجرت نمود و پايه‏هاى يك حكومت جهانى را در اين شهر بنا نهاد؛ اما در اطراف حجاز حكومت‏هاى مستقل و نيمه‏مستقلى وجود داشت و حاكمانى از سلسله‏ها و تيره‏هاى مختلف حكومت مى‏كردند. اين حكومت‏ها عبارت بودند از: ايران، روم شرقى، حبشه، يمن، حيره، غسّان، يمامه و مصر.

همه حكومت‏هاى اطراف حجاز، تحت نفوذ سه دولت مركزى، يعنى امپراتورى بزرگ ايران، امپراتورى عظيم روم شرقى و حبشه بودند. تعداد زمامداران اين كشورها، كه معاصر با پيامبر اكرم(ص) (632-570  م.) بودند، زياد است. در اين جا تنها نام زمامدارانى را كه با پيامبر اسلام(ص) رابطه داشته و يا پيامبر(ص) آنان را به دين مبين اسلام دعوت كرده بود، ذكر مى‏كنيم:
1. هرقل (هراكليوس) قيصر روم شرقى  (641-610  م.).
2. خسرو پرويز، پادشاه ساسانى ايران. (628-590  م.).
3.باذان بن ساسان، زمامدار يمن و دست نشانده امپراتورى ايران (متوفاى سال  10ق.).
4. مقوقس، حاكم مصر و دست نشانده امپراتورى روم.
5. نجاشى، پادشاه حبشه.
6. حارث بن ابى شمر، حاكم غسّان و دست نشانده امپراتورى روم.
7. هوذة بن على حنفى، حاكم يمامه و دست نشانده امپراتورى روم (متوفاى سال  8ق.).
8. نعمان بن منذر، حاكم حيره و دست نشانده امپراتورى ايران  (602-580م.).

از ميان سلاطين و حاكمان فوق، تنها نجاشى، پادشاه حبشه و باذان، حاكم يمن رابطه حسنه با پيامبر اسلام(ص) داشته و از دعوت آن حضرت استقبال كردند و دينش را پذيرفتند. نجاشى با پذيرفتن دو گروه مهاجر مسلمان و پناه دادن آنها در حبشه، و باذان با قطع وابستگى به امپراتورى ايران و جنگيدن با دشمنان اسلام، در سرزمين يمن، خدمت‏هايى به حضرت محمّد(ص) انجام دادند؛ اما زمامداران ديگر يا با پيامبر اكرم(ص) از در دشمنى و جنگ وارد شدند و يا سياست بى‏طرفانه‏اى را درپيش گرفتند. البته پس از رحلت نبى گرامى اسلام(ص) همه آنان به دست تواناى مسلمانان و زمامداران اسلامى به سزاى اعمالشان رسيدند.

 

چند كلام زيبا از پيامبر اكرم (ص)

1- عافیت را برای دیگران بخواه تا نصیب تو شود.

2- از گهواره تا گور دانش بجوئید.

3- خدای را چنان پرستش کن که گوئی او را می بینی  ٬  اگر تو او را نمی بینی او ترا می بیند.

4- یار را به یار توان سنجید.

5- خطرناک ترین دشمن تو نفس تو است که میان دو پهلوی تو است.

6- عادلتر از همه مردم کسی است که آنچه برای خود پسندد برای مردم نیز پسندد و آنچه بر خود روا ندارد بر مردم روا ندارد.

7- شما که می خواهید فرزندانتان در نیکی و محبت با شما بعدالت رفتار کنند در کار بخشش به آنها به عدالت رفتار کنید.

8- کار خدا را عزیز دار تا خدایت تو را عزیز کند.

9- ببخش و تنگ مگیر که بر تو تنگ گیرند.

10- پر اجر ترین عبادت ها آن است که نهان تر باشد

زندگينامه امام جعفر صادق(ع)

نام: جعفر (به معنى نهر جارى پرفايده)
کنيه: ابو عبداللّه
لقب: صادق
 پدر: حضرت محمد بن على (ع )
مادر: معروف به ام فروه، دختر قاسم بن محمد بن ابى بکر
تاريخ ولادت: يکشنبه 17 ربيع الاول ، سال 83 هجرى
مکان ولادت: مدينه

مدت عمر مبارک : 65 سال
علت شهادت: مسموميت
قاتل ملعون: منصور دوانيقى (خليفه عباسى )
زمان شهادت: يکشنبه 25 شوال ، سال 148 هجرى
مدفن مطهر:  قـبـر شريفش در قبرستان بقيع (واقع در مدينه منوره) در کنار قبر پدر و جدّ و عمويش امام حسن مجتبى (عليه السلام) مى باشد.

 

  زندگينامه امام جعفر صادق(ع)

امام جعفر صادق (ع) در پگاه روز جمعه يا دوشنبه هفدهم ربيع الاول سال 80 هجرى، معروف به سال قحطى، در مدينه ديده به جهان گشود. اما بنا به گفته شيخ مفيد و کلينى، ولادت آن حضرت در سال 83 هجرى اتفاق افتاده است. لکن ابن طلحه روايت نخست را صحيح ‏تر مى‏داند و ابن خشاب نيز در اين باره گويد: چنان که ذراع براى ما نقل کرده، روايت نخست، سال 80 هجرى، صحيح است. وفات آن امام (ع) در دوشنبه روزى از ماه شوال و بنا به نوشته مؤلف جنات الخلود در 25 شوال و به روايتى نيمه ماه رجب سال 148 هجرى روى داده است. با اين حساب مى‏توان عمر آن حضرت را 68 يا 65 سال گفت که از اين مقدار 12 سال و چند روزى و يا 15 سال با جدش امام زين العابدين (ع) معاصر بوده و 19 سال با پدرش و 34 سال پس از پدرش زيسته است که همين مدت، دوران خلافت و امامت آن حضرت به شمار مى‏آيد و نيز بقيه مدتى است که سلطنت هشام بن عبد الملک، و خلافت وليد بن يزيد بن عبد الملک و يزيد بن وليد عبد الملک، ملقب به ناقص، ابراهيم بن وليد و مروان بن محمد ادامه داشته است.

 

کنيه مادر امام (ع) را ام فروه گفته ‏اند. برخى نيز کنيه او را ام القاسم نوشته و اسم او را قريبه يا فاطمه ذکر کرده‏اند.

 

کنيه آن حضرت ابو عبد الله بوده است و اين کنيه از ديگر کنيه ‏هاى وى معروف‏تر و مشهورتر است. محمد بن طلحه گويد: برخى کنيه آن حضرت را ابو اسماعيل دانسته ‏اند. ابن شهر آشوب نيز در کتاب مناقب مى‏گويد: آن حضرت مکنى به ابو عبد الله و ابو اسماعيل و کنيه خاص وى ابو موسى بوده است.

 

  لقب امام صادق (ع)

 آن حضرت القاب چندى داشت که مشهورترين آنها صادق، صابر، فاضل و طاهر بود. از آنجا که وى در بيان و گفتار راستگو بود، او را صادق خواندند. 

 

  فضايل امام جعفر صادق (ع)

مناقب آن حضرت بسيار است که به اقتصار از آنها ياد مى‏کنيم. فضايل امام صادق بيش از آن است که بتوان ذکر کرد. جمله اي از مالک بن انس امام مشهور اهل سنت است که: «بهتر از جعفر بن محمد، هيچ چشمي نديده، هيچ گوشي نشنيده و در هيچ قلبي خطور نکرده است.» از ابوحنيفه نيز اين جمله مشهور است که گفت: «ما رأيت افقه من جعفر بن محمد» يعني: «از جعفر بن محمد، فقيه تر نديدم.» و اگر از زبان خود آن حضرت بشنويم ضريس مي گويد: امام صادق در اين آية شريفة: کل شيء هالک الا وجهه، يعني: «هر چيز فاني است جز وجه خداي متعال،» فرمود: «نحن الوجه الذي يوتي الله منهم» يعني «ماييم آيينه اي که خداوند از آن آيينه شناخته مي شود.» بنابراين امام صادق (ع) فرموده است او آيينه ذات حق تعالي است.

 

شيخ مفيد در ارشاد مى‏نويسد: علومى که از آن حضرت نقل کرده‏ اند به اندازه ‏اى است که ره توشه کاروانيان شد و نامش در همه جا انتشار يافت. دانشمندان در بين ائمه (ع) بيشترين نقل ها را از امام صادق روايت کرده ‏اند. هيچ يک از اهل آثار و راويان اخبار بدان اندازه که از آن حضرت بهره برده ‏اند از ديگران سود نبرده ‏اند. محدثان نام راويان موثق آن حضرت را جمع کرده ‏اند که شماره آنها، با صرف نظر از اختلاف در عقيده و گفتار، به چهار هزار نفر مى‏رسد.

 

بيشترين حجم روايات، احاديثي است که از امام صادق (ع) نقل شده است، اهميت معارف منقول از جعفر بن محمد (ص) به ميزاني است که شيعه به ايشان منسوب شده است: “شيعه جعفري”. کمتر مسئله ديني (اْعم از اعتقادي، اخلاقي و فقهي) بدون رجوع به قول امام صادق (ع) قابل حل است. کثرت روايات منقول از امام صادق (ع) به دو دليل است:

 

يکي اينکه از ديگر ائمه عمر بيشتري نصيب ايشان شد و ايشان با شصت و پنج سال عمر شيخ الائمه محسوب مي شود (148 – 83 هجري) ، و ديگري که به مراتب مهمتر از اولي است، شرائط زماني خاص حيات امام صادق (ع) است. دوران امامت امام ششم مصادف با دوران ضعف مفرط امويان، انتقال قدرت از امويان به عباسيان و آغاز خلافت عباسيان است. امام با حسن استفاده از اين فترت و ضعف قدرت سياسي به بسط و اشاعه معارف ديني همت مي گمارد. گسترش زائد الوصف سرزمين اسلامي و مواجهه اسلام و تشيع با افکار، اديان، مذاهب و عقايد گوناگون اقتضاي جهادي فرهنگي داشت و امام صادق (ع) به بهترين وجهي به تبيين، تقويت و تعميق “هويت مذهبي تشيع” پرداخت. از عصر جعفري است که شيعه در عرصه هاي گوناگون کلام، اخلاق، فقه، تفسير و… صاحب هويت مستقل مي شود. عظمت علمي امام صادق (ع) در حدي است که ائمه مذاهب ديگر اسلامي از قبيل ابوحنيفه و مالک خود را نيازمند به استفاده از جلسه درس او مي يابند. مناظرات عالمانه او با ارباب ديگر اديان و عقايد نشاني از سعه صدر و وسعت دانش امام است. اهميت اين جهاد فرهنگي امام صادق (ع) کمتر از قيام خونين سيد الشهداء (ع) نيست.

 

 امام و فقه اسلامي

ـ فقه شيعه اماميه که به فقه جعفري مشهور است منسوب به جعفر صادق (ع) است. زيرا قسمت عمده احکام فقه اسلامي بر طبق مذهب شيعه اماميه از آن حضرت است و آن اندازه که از آن حضرت نقل شده است از هيچ يک از (ائمه) اهل بيت عليهم السلام نقل نگرديده است. اصحاب حديث اسامي راويان ثقه که از او روايت کرده اند به 4000 شخص بالغ دانسته اند.

 

ـ در نيمه اول قرن دوم هجري فقهاي طراز اولي مانند ابوحنيفه و امام مالک بن انس و اوزاعي و محدثان بزرگي مانند سفيان شوري و شعبه بن الحجاج و سليمان بن مهران اعمش ظهور کردند. در اين دوره است که فقه اسلامي به معني امروزي آن تولد يافته و روبه رشد نهاده است. و نيز آن دوره عصر شکوفايي حديث و ظهور مسائل و مباحث کلامي مهم در بصره و کوفه بوده است.

 

 ـ حضرت صادق (ع) در اين دوره در محيط مدينه که محل ظهور تابعين ومحدثان و راويان و فقهاي بزرگ بوده، بزرگ شد، اما منبع علم او در فقه نه «تابعيان» و نه «محدثان» و نه «فقها» ي آن عصر بودند بلکه او تنها از يک طريق که اعلاء و اوثق طرق بود نقل مي کرد و آن همان از طريق پدرش امام محمد باقر (ع) و او از پدرش علي بن الحسين (ع) و او از پدرش حسين بن علي (ع) و او از پدرش علي بن ابيطالب (ع) و او هم از حضرت رسول (ص) بود و اين ائمه بزرگوار در مواردي که روايتي از آباء طاهرين خود نداشته باشند خود منبع فياض مستقيم احکام الهي هستند.

 

آثار امام صادق (ع)

غالب آثار امام (ع) به عادت معهود عصر، کتابت مستقيم خود ايشان نيست و غالبا املاي امام (ع) يا بازنوشت بعدي مجالس ايشان است. بعضي از آثار نيز منصوب است و قطعي الصدور نيست.

 

      1-   از آثار مکتوب امام صادق (ع) رساله به عبدالله نجاشي (غير از نجاشي رجالي) است. نجاشي صاحب رجال معتقد است  که تنها تصنيفي که امام به دست خود نوشته اند همين اثر است.

 

        2- رساله اي که شيخ صدوق در خصال و به واسطه اعمش از حضرت روايت کرده است شامل مباحث فقه و کلام .

 

       3- کتاب معروف به توحيد مفضل، در مباحث خداشناسي و رد دهريه که املاء امام (ع) و کتاب مفضل بن عمر جعفي است.

 

      4- کتاب الاهليلجه که آن نيز روايت مفضل بن عمر است و همانند توحيد مفضل در خداشناسي و اثبات صانع است و تماما در بحارالانوار مندرج است.

 

      5- مصباح الشريعه و مفتاح الحقيقه که منسوب به امام صادق (ع) و بعضي از محققان شيعه از جمله مجلسي،‌ صاحب وسايل (حرعاملي) و صاحب رياض العلما، صدور آن را از ناحيه حضرت رد کرده اند.

 

       6- رساله اي از امام (ع) خطاب به اصحاب که کليني در اول روضه کافي به سندش از اسماعيل بن جابر ابي عبدالله نقل کرده است.

 

      7-  رساله اي در باب غنائم و وجوب خمس که در تحف العقول مندرج است.

 

      8-  بعضي رسائل که جابربن حيان کوفي از امام (ع) نقل کرده است.

 

      9- کلمات القصار که بعدها به آن نثرالدرد نام داده اند که تماما در تحف العقول آمده است.

 

     10-  چندين فقره از وصاياي حضرت خطاب به فرزندش امام موسي کاظم (ع) سفيان شوري،‌ عبدالله بن جندب، ابي جعفر نعمان احول، عنوان بصري،‌  که در حليه الاولياء و تحف العقول ثبت گرديده است.

 

# همچنين ادعيه امام صادق (عليه السلام) (الصحيفة الصادقية و الصادصية الجامعة) : مجموعه ادعيه معتبره اي است که از دو امام بزرگوار پنجم و ششم (عليهماالسلام)  در کتب روايي شيعه وارد شده و دانشگاه امام صادق (ع) آن را به مناسبت بيستمين سالگرد تاسيس دانشگاه همزمان با ميلاد مسعود نبي اکرم اسلام(ص) و امام جعفر صادق(ع) منتشر کرده است.

 

 

حمله شدیداللحن توکلی و قنبری به دولت احمدی نژاد

پس از آنكه ديوان محاسبات گزارش تخلفات ميلياردي دولت نهم در بودجه سه سال گذشته را ارائه كرد و سخنگوي ‏دولت نيز در مقابل اين گزارش‌ها را سياسي خواند، خبرهاي جديد حاكي از آن است كه اعتراضات نسبت به ‏قانون‌شكني‌هاي دولت احمدي‌نژاد اوج گرفته است.

اگر در سه سال گذشته حضور محمدرضا رحيمي در رأس ديوان محاسبات كشور، حاشيه امني براي احمدي‌نژاد و ‏دولتش فراهم كرده بود تا منابع بودجه و درآمدهاي نفتي را هرطور كه مايل‌اند، هزينه كنند؛ از اواخر بهار امسال ‏ورق برگشت. بدين ترتيب آغاز دوره جديد مجلس مصادف شد با بركناري رحيمي از رياست ديوان محاسبات و ‏حضور رسمي اين حامي دولت در جمع معاونان احمدي‌نژاد.‏

اما هنوز هشت ماه از خروج اين حامي پيشين و عضو كنوني دولت نهم از اصلي‌ترين نهاد نظارتي بر بودجه‌هاي ‏سالانه نگذشته كه خبر مي‌رسد ديوان محاسبات هزاران مورد تخلف در اجراي قوانين بودجه سه سال اخير يافته و ‏به نمايندگان گزارش كرده است.از اين رو حتي سخنگوي دولت نيز ناچار شد با "سياسي" توصيف كردن گزارش ‏ديوان محاسبات، تلاش كند دولت را از زير فشار مجلس و افكار عمومي نجات دهد.‏

غلامحسين الهام پيش از اين هر بار خبرنگاران درباره كم و كسري‌هاي بودجه، برداشت‌هاي غيرقانوني از ذخيره ‏ارزي و سرنوشت درآمدهاي افسانه‌اي نفتي از وي مي‌پرسيدند، جواب سربالا مي‌داد و به وجود نهادهاي نظارتي ‏متعدد در كشور استناد مي‌كرد كه بر هزينه‌كرد هر يك ريال از بودجه نظارت مي‌كنند.‏

اما او اين بار چنان لحن تندي را در انتقاد از مهمترين نهاد موظف به نظارت بر بودجه برگزيد كه "عبدالرضا ‏رحماني فضلي" رئيس كم‌سروصداي ديوان محاسبات را هم به خشم آورد و او را وادار كرد كه از تخلفات (يا به ‏تعبير رحماني فضلي انحرافات) حيرت‌انگيز دولت نهم در اجراي بودجه‌هاي سالانه پرده بردارد؛ تخلفاتي كه تنها ‏در سال 1385 تعداد آنها از 2000 عدد فراتر رفت.‏

رئيس كنوني ديوان محاسبات كه از دوستان قديمي علي لاريجاني است و حمايت صريح وي را پشت سر دارد، پس ‏از آنكه سخنگوي دولت احمدي‌نژاد گزارشش را سياسي خواند و اين دولت را يك "دولت پاك" توصيف كرد، دولت ‏را به "حيف و ميل بيت‌المال" متهم ساخت و به رسانه‌ها اعتراض كرد كه چرا فقط به تخلف يك ميليارد دلاري ‏دولت نهم چسبيده‌اند و از 2000 انحراف دولت از بندها، تبصره‌ها و قوانين در اجراي قانون بودجه سال 85 ‏چيزي نمي‌نويسند.‏

ديوان محاسبات علاوه بر گزارش تفريغ بودجه سال 85 به ارائه گزارش تفريغ بودجه سال 86 به مجلس نيز ‏پرداخته و وضعيت درآمدها و هزينه‌هاي بودجه در 9 ماهه اول سال جاري را نيز به نمايندگان گزارش داده است.‏
سخنگوي فراكسيون اقليت مجلس در پاسخ به واكنش سخنگوي دولت نسبت به گزارش اخير ديوان محاسبات كه در آن تأكيد شده بود «دولت نهم دولت پاکي است» مي‌گويد: «اگر بر اساس ادعاي آقاي الهام اين دولت پاک است و هيچ مشکلي ندارد، اين پرسش مطرح مي‌شود که چرا نرخ فساد به ویژه فساد اداري تا اين حد در کشور ما بالاست و ايران بر پایه گزارش‌هاي معتبر بين‌المللي در رتبه بالاي کشورهاي فاسد است.»

چهارشنبه گذشته رئيس مجلس ايران، پس از خواندن گزارش تفريغ بودجه سال ۱۳۸۵ در مجلس، خواستار پيگيري واريز نشدن يک ميليارد دلار مازاد بهاي نفت به خزانه کشور شد.

در جريان جلسه علني مجلس در روز چهارشنبه، مخبر کميسيون برنامه و بودجه و محاسبات کشور، گزارش اين کميسيون در مورد تفريغ بودجه را خواند و در مورد بند سوم گفت: «بخشي از سود سهم دولت ناشي از مازاد بهاي نفت خام صادراتي معادل يک ميليارد و ۵۸ ميليون دلار به حساب خزانه واريز نشده است».

سه روز پس از خواندن گزارش تفريغ بودجه سال 85 در صحن علني مجلس، غلامحسين الهام از ‌تريبون رسمي دولت نه تنها اين گزارش را «شبهه‌پراکني» و «سياسي کاري» خواند، بلکه از ديوان محاسبات خواست وارد عمل شده و به اين موضوع رسيدگي کند.

وي با تأکيد بر اين‌که «دولت نهم دولت پاکي است»، اشارات مقام معظم رهبري را پيش چشم قرار داد و گفت: اراده دولت در مبارزه با فساد در اندازه‌ای است که رهبر معظم انقلاب از آن به عنوان يکي از ويژگي‌هاي بارز دولت نام مي‌برد.»

در همين حال، داريوش قنبري سخنگوي فراكسيون اقليت در پاسخ به واكنش سخنگوي دولت با بيان مطلب فوق در گفت‌وگو با فرارو مي‌گويد: «اگر فرض را بر اين بگذاريم که دولت نهم پاک است، پس به ادعاي آقاي الهام بايد نهادهاي نظارتي را تعطيل کنيم؛ چون نمي‌توان هيچ شبه‌اي بر عملکرد دولت وارد کرد.»
به گفته وي، بر پایه گزارش ديوان محاسبات، عملکرد دولت داراي شبهات و انحرافات بسياري است که اين برخلاف ادعاي آقاي الهام مبني بر پاک بودن دولت دارد.

قنبري مي‌گويد: «به هر حال، بايد ابهامات رفع و شبهات روشن شود، با ادعا هيچ مشکلي حل نمي‌شود به هر حال هر دولتي در معرض لغزش و خطاست و قانون گذار نبايد به ادعاهاي اين چنيني اکتفا کند.»

وي با بيان اينكه نمي‌توانيم بپذيريم چون دولت پاک است، بايد نظارت را کنار بگذاريم: «قصد توهين و افترا به کسي را نداريم ولي بايد در نظر گرفت که با ادعا هيچ چيز درست نمي‌شود.»

قنبري در ادامه به واكنش الهام نسبت به گزارش ديوان محاسبات اشاره كرده و مي‌گويد: «متأسفانه برخورد خوبي از طرف سخنگوي دولت با گزارش ديوان محاسبات صورت نگرفت و مباثي که مطرح شد غير قابل قبول بود چوت ايشان در مجموع به دنبال متهم کردن ديوان محاسبات و مجلس بودند.»

در عين حال وي تأكيد مي‌كند كه برخورد صورت گرفته به معناي شانه خالي کردن دولت از زير باز اهرم‌ها و نهادهاي نظارتي است که البته چنين برخوردي هم دور از ذهن نبود؛ چرا که سابقه نشان داده است دولت نهم دولت نظارت پذيري نيست.

به گفته نماينده ايلام در مجلس اين دولت به شکل‌هاي گوناگون تلاش کرده است که به نهادهاي نظارتي بي‌توجه باشد و جايگاه آنها را تضعيف کند که اين بي‌توجهي قطعا زنگ خطري براي مجموعه نظام است.

قنبري بر این باور است، اين که دولت خودش را بي‌نياز از نظارت ببيند و هر کاري که کرد را عين ثواب تشخيص دهد و برخوردهاي نظارتي را سياسي کاري بخواند، نه تنها مشکلي را حل نخواهد کرد، بلکه بر مشکلات خواهد افزود.

عضو فراكسيون اقليت مجلس با انتقاد از حمايت‌هاي پيشين مجلس از دولت مي‌گوبد: «البته رويکرد کنوني را هم بايد ناشي از کوتاه آمدن و ضعيف ظاهر شدن مجلس در اعمال اهرم‌هاي نظارتي خودش دانست که موجب پيشروي و زياده‌خواهي‌هاي دولت شده است، اما وقت آن رسيده که مجلس در راستاي جلوگيري از زياده‌خواهي دولت وارد عمل شود.»

وي با بيان اينكه مجلس بايد قوي‌تر از گذشته ابزارهاي نظارتي خود را به کار گيرد، مي‌افزايد: «اگر پيش از اين ابزارها و اهرم‌هاي همچون سؤال و استيضاح از رئيس‌جمهور و وزاري کابينه به طور جدي مورد استفاده قرار مي‌گرفت، اکنون ديگر شاهد بروز چنين واکنش و توهين‌هاي از سوي دولتمردان نبوديم.»

اين نماينده مجلس می‌گوید: البته مجلس با مديريت جديد خود، درصدد احياي جايگاه واقعي خود است و اميدواريم که مجلس به جايگاه نظارتي خود هرچه سريعتر بازگردد.

قنبري در ادامه با اشاره به ارايه گزارش تفريغ بودجه سال 85 از سوي ديوان محاسبات نيز مي‌گويد: «البته اين براي نخستين بار بود که ديوان محاسبات، گزارش تفريغ بودجه سال 85 و 86 و 9 ماهه سال 87 را در يک زمان مناسب ارايه کرده است که اين فرصت را به نمايندگان مي‌دهد تا در تنظيم بودجه 88 از اين گزارش استفاده کنند.»

وي مي‌افزايد: «گزارش‌هاي رسيده از ديوان محاسبات حکايت از آن دارد که تخلفات صورت گرفته دولت، تنها به واريز نشدن يک ميليارد دلار درآمد نفتي به خزانه دولت محدود نمي‌شود و اين تخلفات گسترده‌تر از آن چيزي است که در گزارش تفريغ بودجه سال 85 مورد اشاره قرار گرفته است که انشاالله در هفته‌هاي آينده، با ارايه و قرائت گزارش‌هاي بعدي ديوان محاسبات پرده از تخلفات ديگر دولت برداشته خواهد شد.»

نماينده ايلام تأكيد مي‌كند: «پيشنهاد مي‌کنم که پيش از تنظيم و تصويب لايحه بودجه سال 88 نمايندگان مجلس، نخست به تخلفات دولت در سال‌هاي گذشته و پس از آن به لايحه بودجه سال آينده بپردازند»

 احمد توكلي نماينده تهران و رئيس مركز پژوهش‌هاي مجلس در مقاله‌اي تحت عنوان «از قانون‌شكني دست برداريد» كه در سايت «الف» منتشر شده، به عملكرد دولت نهم در اجراي قانون بودجه در سال‌هاي گذشته انتقاد كرده است:

ميليارد‌ها دلار بيش از حد مجاز قانون، منابع ارزي تلف شد و آن همه آسيب از افزايش مصرف بنزين بر مردم تحميل شد. اگر اين دلارها در حساب ذخيره ارزي باقي مي‌ماند و در سال پردردسر 1388 به كارمان مي‌آمد، بد نبود. وي مطالب خود را با اين عنوان كه «به چند واقعيت زير دقت بفرماييد» آغاز كرده و در ادامه آورده است:
1. در قانون بودجه سال 1387، مبلغ 30000 ميليارد ريال براي يارانه واردات بنزين و گازوئيل اعتبار تصويب شده است. يعني دولت در طول سال جاري حق داشت حدود 3 ميليارد دلار فرآورده نفتي وارد كند. اين پيشنهاد خود دولت بود كه بدون تغيير، مجلس آن را پذيرفته بود. در سال 1386 دولت در اين‌باره تخلف كرده بود، يعني به‌جاي حد مجاز قانوني 8/3 ميليارد دلاري، 8/5 ميليارد دلار وارد كرد. بعد در مقابل اعتراض مجلس مدعي شد كه اضافه واردات سال 1386 از منابع داخلي شركت نفت بوده، نه از منابع عمومي دولت! به همين دليل مجلس در قانون بودجه سال 1387، بعد از تعيين اعتبار تقريبا 3 ميليارد دلار مذكور، با صراحت تاكيد كرده است: «ميزان يارانه بنزين و نفت گاز [گازوئيل] مصرفي از هيچ محل ديگري قابل افزايش نيست.»

2. برخلاف تكليف قانوني مذكور، دولت تا آخر دي‌ماه 1387، كمي بيش از 6 ميليارد دلار بنزين و گازوئيل وارد كرده است. روز سه‌شنبه 15/11/87 در كميسيون برنامه و بودجه مجلس شوراي اسلامي، وزير محترم نفت در برابر اعتراض بنده گفت: قبول دارم خلاف است ولي چون كشور محتاج بود، با مسووليت خود و با اطلاع رياست‌جمهوري اين كار را كردم. پاسخ شنيد كه شما تنها مسوول اجراي قانون هستيد و حق تشخيص مصلحت بدون اذن قانونگذار را نداريد. موافقت رئيس‌جمهور هم با كار شما اثري بر غيرقانوني بودن اقدام ندارد، تنها ايشان را هم شريك جرم مي‌سازد. كمبود ارز براي تامين مصلحتي كه به نظر دولت رسيده بود از شهريور آشكار بود. دولت مي‌توانست با تقديم يك لايحه دوفوريتي از مجلس شوراي اسلامي اجازه خرج جديد براي واردات را تقاضا كند.

3. بدين ترتيب، دولت طي دو سال 5 ميليارد دلار را صرف واردات فرآورده‌هاي نفتي كرد بدون آنكه اجازه داشته باشد. بخش عمده اين مبلغ صرف بنزين شده است.

4. درآمد ارزي دولت عمدتا حاصل از فروش نفت خام است. اندكي هم از منابع ديگر مانند صدور گاز درآمد ارزي دارد. با سقوط فاحش قيمت نفت‌خام، درآمد سال آينده حدود 30 ميليارد دلار پيش‌بيني مي‌شود در مقابل درآمد حدود 80 ميليارد دلاري سال جاري، البته اگر بهاي نفت خام از هر بشكه 5/37 دلار فرضي دولت پايين‌تر نيايد. اتكاي منابع بودجه به نفت نيز بيش‌از 40 ميليارد دلار برآورد شده است.

5. در لايحه بودجه سال آينده كه اخيرا به مجلس تقديم شده است، برآورد دولت اين است كه در سال 1388 براي تامين بودجه عمومي، از حساب ذخيره ارزي حداقل بايد 2/12 ميليارد دلار به طور خالص برداشت شود. يعني در سال 1388، طبق برآورد، نه تنها ارزي به حساب ذخيره اضافه نخواهد شد، بلكه از موجودي سال‌هاي قبل نيز، قسمت اعظمش براي بودجه دولت برداشته مي‌شود. البته اگر برآورد هزينه‌هاي بودجه بيشتر نشود.

6. در بودجه سال 1387، براي اتمام و توسعه پروژه‌هاي نفت و گاز، به ويژه در پارس جنوبي،علاوه بر اختصاص منابع ارزي از بودجه بيش از پيشنهاد دولت اجازه استفاده از 6/9 ميليارد دلار فاينانس و بيع متقابل به وزارت نفت داده شده است. به دليل شرايط تحريم تا كنون امكان تامين حتي يك دلار از اين محل فراهم نشده است و پروژه‌ها با كمبود منابع روبه‌رو هستند.

7. تقريبا نيمي از خودروهاي شخصي و دولتي در تهران هستند. در سه سال اخير به طور متوسط، تهران 45 روز از سال را هواي سالم داشت. ترافيك سنگين تهران نيز ميليون‌ها نفر- ساعت وقت را تباه مي‌كند، با آلوده ساختن محيط جان مردم را به خطر مي‌اندازد، سبب مرگ زودرس عده‌اي از هموطنان مي‌شود، با كندسازي آمد و شد، شبكه حمل‌ونقل عمومي را تا يك ‌سوم حد بهينه، نابهره‌‌ور مي‌كند، آستانه حوصله‌و تحمل مردم به ويژه استفاده‌كنندگان از وسايل عمومي را پايين مي‌آورد و...

8. در ستاد تبصره 13، در بحث سهميه بنزين خودروهاي شخصي، تقريبا كارشناسان تمامي دستگاه‌هاي ذيربط با افزايش سهميه مخالف بودند. به‌رغم اين اتفاق نظر كارشناسي و نيز كمبود منابع، دولت سهميه را به 120 ليتر افزايش داد. سال گذشته نيز دولت سهميه را از 80 ليتر درماه به 100 افزايش داد و تحت عناوين ديگري مانند عيد و تابستان هم سهميه جديد اعلام كرد.

جمع‌بندي واقعيت‌هاي بالا:
9. قانون با صراحت تمام شكسته شد، مجلس در برابر اين قانون‌شكني آشكار سكوت كرد، ميليارد‌ها دلار بيش از حد مجاز قانون، منابع ارزي تلف شد، آن همه آسيب از افزايش مصرف بنزين بر مردم تحميل شد. اگر اين دلارها در حساب ذخيره ارزي باقي مي‌ماند و در سال پردردسر 1388 به كارمان مي‌آمد، بد بود؟ اگر دلارهاي مذكور به جاي مصرف غيرقانوني، در تحقق قانون اجراي سياست‌هاي كلي اصل 44 در اختيار بخش خصوصي و تعاوني قرار مي‌گرفت تا صرف توليد و اشتغال شود چطور؟ يا براي توسعه و اتمام فازهاي پارس جنوبي صرف مي‌شد و بخشي از عقب‌ماندگي ما از قطر را در بهره‌برداري از ميدان مشترك جبران مي‌ساخت بهتر نبود؟ به وزير نفت در كميسيون بودجه گفتم كه كار غيرقانوني وزارت نفت درست مانند اين است كه شما دست در جيب كسي بكنيد و بدون رضايت وي پولي را برداريد. شما كه فرد خوش‌سابقه و متديني هستيد، حاضريد اين كار را بكنيد، كه نيستيد. حالا دست در جيب 70 ميليون كرده‌ايد و در قيامت ضامن همه تبعات فقدان اين منابع هدر رفته در حساب ذخيره هستيد. نمي‌دانم چه پاسخي خواهند داد. ‌

واي اگر از پس امروز بود فردايي!

گذشته از انتشار گزارش مركز پژوهش‌هاي مجلس كه به هفت ايراد كلي لايحه دولت و مغايرت‌هاي متعدد آن با ‏قانون اساسي اشاره مي‌كند، مهمترين انتقاد جديد از لايحه بودجه، در مصاحبه ديروز سخنگوي كميسيون ‏اقتصادي مجلس مطرح شد كه تصريح ‌كرد: "بودجه سال 88 با 44 هزار ميليارد تومان كسري مواجه خواهد ‏بود."‏

اين بالاترين رقمي است كه تاكنون درباره كسري بودجه سال آينده مطرح شده است. پيش از اين كارشناسان و ‏برخي نمايندگان از احتمال كسري 25 تا 30 هزار ميليارد توماني بودجه سال 88 خبر داده بودند. اما سخنگوي ‏كميسيون اقتصادي نه تنها ميزان پيش‌بيني كسري بودجه را به حدود 44 ميليارد دلار رسانده، بلكه آن را به بخشي ‏از گزارش مركز پژوهش‌ها به عنوان بازوي كارشناسي مجلس مستند كرده است

تورم ايران مقام اول خاورميانه، چهارم جهان

تازه‌ترين گزارش صندوق بين‌المللي پول حاكي از آن است كه نرخ تورم ايران در سال جاري بالاترين ميزان در ميان 14 كشور منطقه خاورميانه و چهارمين نرخ تورم بالا در ميان 183 كشور جهان خواهد بود.
به گزارش ايسنا، تازه‌ترين گزارش صندوق بين‌المللي پول در خصوص دورنماي اقتصادي جهان نشان مي‌دهد كه نرخ تورم ايران در سال جاري به 26 درصد خواهد رسيد كه بالاترين ميزان در خاورميانه و چهارمين نرخ تورم بالا در ميان كشورهاي مورد ارزيابي قرار گرفته جهان (183 كشور) خواهد بود.
صندوق بين‌المللي پول در گزارش خود اعلام كرده است كه نرخ تورم ايران در سال 87 بالاترين ميزان خود را شاهد خواهد بود و تا پايان سال 1392 نيز بالاترين ميزان خواهد بود.
انتظار مي‌رود در سال 88 تورم 22 درصدي براي كشور به ثبت برسد كه تداوم روند نزولي اين شاخص را در سال 1392 به 15 درصد خواهد رساند.
در ميان كشورهاي جهان كه صندوق بين‌المللي پول به بررسي نرخ تورم در آنها پرداخته، ميانمار با تورم 34.5 درصدي در صدر قرار گرفته و پس از آن جزاير سیشلز واقع در اقيانوس هند با نرخ تورم 27.3 درصدي در مكان دوم جهان جاي دارد.
در ميان كشورهاي منطقه خاورميانه نيز ايران با تورم 26 درصدي مكان اول را به خود اختصاص داده و يمن با نرخ تورم كمتر (17.2 درصد) مكان بعدي را اشغال كرده است.
همچنين كمترين تورم منطقه خاورميانه متعلق به بحرين با نرخ 4.5 درصد است.

عاشورای حسینی

(عاشورا)واژه اى است خاطره انگيز كه پيوسته ، فداكارى ، شجاعت ، جوانمردى ، ايستادگى در برابر بيدادگرى ، پيروى از رهبر اسلامى و حمايت از دين را به همراه دارد.
(عاشورا)نشانگر حركت آغاز شده از سوى آدم (عليه السلام ) است كه وارث او پرچمداريش را به عهده گرفته و در راه آن ، جان باخته است

(عاشور) آيينه تمام نماى فرياد (هيهات منا الذلة ) امام حسين (عليه السلام )است كه هيچ سنگى توان شكستن آن را ندارد.
(عاشورا)خورشيد فروزانى است كه ابرهاى تيره و تار ستم ، هرگز توان پنهان ساختن آن را ندارند.
كلام آخر اينكه ): عاشورا(، پيام آور انقلاب سرخ علوى است كه تا ستم و ستم پيشه در جهان وجود دارد، هرگز از جوش و خروش باز نمى ايستد

حماسه عاشورا
در چشم انداز سرخ و خط خونين شهادت ، محرم جلوه اى ديگر دارد و جلائى نو!
و در آسمان پر ستاره ايثار و جهاد، عاشورا چونان كوكبى خونين درخششى ويژه دارد.
آرى ... آنك خداى خواست كه خون را به قيام بيند و رايت سرخ حقيقت و راستى را به تماشا ايستد، خو اى ، ذلت باطل و پليدى را به نظاره بنشيند.
آنك ... مشيت رب الارباب بر اين شد كه رزمى سرخين بر پا شود، نور و ظلمت در مصاف شوند و حق و باطل به پيكار بر خيزند تا حماسه اى پرشكوه تحقق يابد و آوازه اش در هميشه تاريخ بماند.
61
سال از هجرت پيامبر(ص ) مى گذرد، و اينك حسين (ص )، هم او كه در مهبط وحى جبرائيل و در دامن پاك پيامبر، پرورش يافته است ، پرچم امامت را در راستاى رسالت ابراهيم خليل الله عليه السلام و محمد رسول الله (ص ) بر دوش ‍ گرفته است تا كاروان بشريت را تا دروازه هاى نور، راه بنمايد و كشتى نجات انسان را در شط سرخ شهادت ، به پيش راند.
در سويى سپاهيان جبهه نور و مناديان حق و راستى قامت كشيده اند و در ديگر سوى لشكريان شب و آواز گران سياهى و پليدى به صف شده اند و خورشيد عاشورا نظاره گر اين پيكار خونين و نبرد سرخ !
خورشيد آمده است تا سر انجام نبرد را در سينه بنگارد و بر گوشهاى همه آيندگان تاريخ قصه را باز گويد.
و حسين (ص ) زره به تن كرده است ! تنها با 72 تن يار در برابر انبوه سپاه كفار!
خاك كربلا، به انتظار كه رزميدن رزمگران جبهه حق و يزيديان شب زده را به تماشا بنشيند.
و عاقبت ، انتظار به پايان مى رسد و رزم آغاز مى شود، حسينيان را شور و ولوله مى افتد كه به زودى در بسترى سرخ ، پيامبر را بر بالين خويش مى بينند و بهشتيان جنت خداى را ديدار مى كنند.
و در ديگر سوى ، خفا شان شب را هراس مى افتد كه بزودى سپيده نور، قلب سياهى را مى شكافد و پايان هستى شب را اعلام مى كند.
حسينيان ، حق حق گويان بر سپاه كفر مى تازند و با نداى تكبير، بر جنگل انبوه سپاه خصم يورش مى برند، تا با آتشفشان خونها شان در خيمه هاى شرك و كفر يزيدى ، آتش به پا كنند و در دامن شب ، شرر افكند.
اينان قامت كشيده اند تا رسم جانبازى و ايثار و شهادت در راه عقيده را براى همه تاريخ به نمايش گذارند و پيكرهاى خونين شان را سند رسوائى باطل و باطل گويان تاريخ قرار دهند.
ظهر عاشورا است و اوج داغى صحراى تفتيده كربلا و خورشيد مى گرديد بر تن هاى فتاده بر خاك ، بر تربت خون گرفته زا جساد بى كفن .
بر پيكره هاى پاره پاره و بى سرو بى دست مناديان توحيد،
و حسين نظاره مى كند، شكوه حادثه را، عمق قساوت قابيليان و اوج ايثار ياران را و دانه هاى اشك ، بر گونه هاى ملتهبش در آبشار نور خورشيد چون در مى درخشيد.
او آمد و زمين و آسمان را آشتى ديرينه داد. كعبه را جلاى پاك حقانيت حق ، و مكه را جايگاه شاهدان حق پرست ، بردگان را آزاد ساخت و تنها بنده خاص ‍ خدا ناميد شان . بندگان زور را رها كرد و بندگان زر را مخلص ساخت و ره گم كردگآن را چراغ هدايت گشت و ره يافتگان را هادى حق .
او آمد، كوران را چشم حقيقت بين ، كران را گوش شنوا و لالان را ندائى حق رسان بخشيد. مردگان را از خون شهيد جلوه اى تازه ساخت و همه را شهيد شاهد كرد و عاشق حق .
او آمد تا با زندگى سراسر مبارزه خويش ، با دعوت خود به ما درس ايمان و جهاد دهد و با زندگى جانگذار خويش بما ياد داد كه در راه برانداختن ظلم و ظالم رودخانه هايمان را غرق خون سازيم و از خون وضو بگيريم و تنهايمان را سنگر سازيم ، ولى ظلم را نپذيريم و با دستان خون آلوده خويش ، پرچم حق را بر فراز بلندترين قله هاى استقامت و پايدارى استوار سازيم .
بما اموخت كه اى انسان آزاده ، آنجا كه نميتوانى سر بلند زيست كنى ، سر بلند بمير. آنجا كه طپش توانستن در تو خاموش شد، سرود بايستن سركن و آنجا كه رنگ رخسارت از شدت ظلم و جهلها به زردى گرائيده از خون وضو بسازد و بر سجاده گلگونت سربنه .
آرى آرى او آمد، نامش محمد بود و كنيه اش ابوالقاسم .
او جلوه اى از نور حق بود، از تبار هابيل و از نسل ابراهيم عليه السلام
او خاتم النبيين ، وارث المرسلين ، محبوب العامين ،
رسول گرامى خدا حضرت محمد ابن عبد الله عليه السلام بود.

سيرى در زندگى امام حسين عليه السلام 
تاريخ ولادت  
آثار روايى و تاريخى در مورد تاريخ و خصوصيات ولادت امام حسين گوناگون مى باشد. شيخ طوسى در مصباح از قاسم بن علاء همدانى كه وكيل امام عسگرى عليه السلام بوده است نقل مى كند كه ولادت حضرت سوم شعبان بوده است : آن مولانا الحسين ولد يوم الخميس لثلاث خلون من شعبان . همچنين مفيد در مسار الشيعه.
روايات معروف ديگرى در كافى و... آمده است كه بعد از ولادت امام مجتبى يك طهر فاصله بوده است . كه صديق كبرى به اين مولود مبارك بار دار شده است و مدت بار دارى وى نيز شش ماه و ده روز بيشتر فاصله نبوده است . و كان بينها فى اليلاد سته اشهر و عشرا. با توجه به اين كه ديدگاه مشهور ولايت امام مجتبى عليه السلام پانزدهم رمضان سال سوم هجرى نقل شده است به برخى ديدگاه ها درباره ولادت امام حسين عليه السلام اشاره مى شود.
1.
سوم شعبان ، شيخ طوسى در مصباح .
2.
پنجم شعبان سال چهارم هجرى . اين شهر آشوب ، ابو الفرج اصفهانى شيخ مفيد در ارشاد. مناقب مى گويد بعد از ده ماه و بيست روز از ولادت امام مجتبى عليه السلام . و نيز ابن نما در مثير الا حزان، از شيخ طوسى روايتى را نيز نقل مى كند كه با اين ديدگاه هماهنگ است.
3 -
آخر ربيع الاول سال سوم هجرى ، برگزيده شيخ مفيد در مقنعه و شيخ طوسى در تهذيب و شهيد اول در دروس.
از ميان اين ديدگاه ، ديدگاه اول يعنى سوم شعبان سال چهارم معروفترين آنهاست .
نام گذاريى  
امام رضا عليه السلام از پدران خويش از امام سجاد عليه السلام روايت مى كند كه اسماء بنت عميس (قابله فاطمه زهراء) مى گويد هنگامى كه حسين متولد شد رسول الله (ص ) وارد شدند و از من خواستند كه حسين را در حضور وى آورم ، كودك را آوردم در دامن خويش نهاد در گوش راست وى اذان و در گوش چپ وى اقامه قرائت نمودند. آنگاه روى نموده به على از وى خواستند تا فرزند خويش را نام گذارى نمآيند. على اظهار مى دارد من در اين مورد بر رسول الله (ص ) پيشى نمى گيرم ، رسول الله (ص ) نيز مى فرمايد من نيز بر خداى عزوجل سبقت نمى گيرم ، آنگاه جبرئيل به همراه هزار فرشته فرود مى آيد و ولادت حسين را تهنيت مى گويد؛ مى گويد خداى عزوجل سلام ابلاغ مى نمايد و مى فرمايد فرزند خويش همنام فرزند هارون شبير نام گذارى نما. حضرت نيز وى را شبير يعنى حسين نام گذارى مى نمايد. آنگاه كه روز هفتم فرا مى رسد، رسول الله (ص ) در گوسفند قوچ عقيقه مى نمايد. يك ران آن را به قابله هديه مى كند موهاى سر كودك را مى تراشد و به وزن آن نقره صدقه مى پردازد، و سر كودك را با خلوق (گياه خوشبو) معطر مى سازد.
اين رفتار آموزنده رسول الله (ص ) در هنگام ولادت كودكان است كه آداب دينى را كه با نيك فرجامى افراد پيوند دارد مى آموزد. در آغازين روز ولادت نداى توحيد و نبوت بر گوش وى مى نوازد و فطرت خدا آگاه وى را با معارف فطرى آشنا مى سازد، كه گفتن اذآن و اقامه اين گونه نقش موثر ايفا مى نمايد. و نيز رعايت آداب و ادب در نام گذارى فرزندان كه به بزرگترها واگذارى مى نمايد. و زحمات ماما را از نگر دور نمى دارد. و خوشبو نمودن كودك و شستشوى وى و رعايت بهداشت ، آنگاه در نام گذارى كودك كه يك امر مهم است و بايد با فرهنگ و باورهاى سازگار باشد مى آموزد كه چگونه و چه نامى را بايد براى كودكان بر گزيد.
ليكن آنچه خاندان عترت را از سايرين ممتاز مى سازد، اين كه تمام شوون آنان ملكوتى است و حتى نام گذارى آنان نيز از جانب خداى سبحان است و همان گونه كه نام گذارى برادرش مجتبى حسن با اذن خداى عزوجل شكل گرفت ، نام گذارى حسين عليه السلام نيز به همان منوال به رهنمود خدا شكل مى گيرد و نام فرزندان هارون پيامبر كه جانشين موسى عليه السلام بود براى فرزندان جانشينى رسول الله (ص ) على بن آبى طالب انتخاب مى شوند.
كنيه و القاب  
عنوان ابا عبد الله كنيه معروف دو امام همام مى باشد. نخست اما حسين عليه السلام كه به لحاظ فرزندش عبد الله اين كينه و ديگر امام صادق عليه السلام كه وى نيز به همين لحاظ ابا عبد الله مى باشد. كنيه ديگر ابد الشهدا و ابن الابرار نيز به حضرت نسبت داده شده است .
القاب معروف امام حسين عليه السلام ، سبط (نوه پيامبر) سيد، رشيد، شهيد، طيب ، وفى ، مطهر، البر، احد الكاظمين ، زكى ، مبارك ، و التابع لمرضاه الله و الدليل الى ذات الله ، خامس اهل الكسا، ريحانه الرسول . دو لقب معروف ترين هستند: سيد الشهداء سيد شباب اهل الجنه . اما انه سيد الشهداء من الا ولين و الاخرين فى الدنيا و الاخره و سيد شباب اهل الجنه من الخلق اجمعين .
سيد شباب اهل الجنه بدين خاطر اين است كه حسن و نيز حسين برترين بهشتيان مى باشند و چون تمام بهشتيان به سن جوان مى باشند هنگامى كه حسن و حسين سرور جوانان بهشت شدند يعنى سرور همه بهشتيان مى باشند.
زيرا در بهشت فرسايش و فرسودگى رخت بر بسته است ، كه شرح كوتاه اين موضوع در كتاب امام حسن عليه السلام الگوى زندگى عنوان شده است.
و اما لقب بر جسته ديگر حضرت يعنى سيد الشهدا يعنى سالار شهيدان نكته اش بر همگان شفاف است كه راه فداكارى و ايثار در راه خدا را حسين بر همگان هموار ساخت . افق خونين شهادت گلگون به خون حسين است . و چون در سخت ترين شرايط اين شهادت شكل گرفت ، جامعه سرخ به تن حسين و يارانش پوشاند و جامعه سبز و شادان به تن دين ارزش نمود، كه درخت افسرده دين را آن گونه شادابى بخشيد كه تا قيامت سر سبز شده و پر ثمر خواهد بود. و به همين جهت حسين خون خدا ثار الله عنوان مى شود كه چون خون خود را در راه خدا و دين خدا هديه نمود. خون بهاى آن خداست . و به همين جهت اين شهيد سيد الشهدا لقب مى گيرد.
فرزندان امام حسين عليه السلام  
شواهد تاريخى چهار پسر و دو دختر از پنج همسر براى امام حسين ثبت نموده اند.
1 -
على بن الحسين زين العابدين عليه السلام كه على اكبر عنوان مى شود، از همسرى به نام شاه زنان معروف به شهر بانو دختر كسرى يزدگرد سوم ، آخرين پادشاه ساسانى ايران . نسل امامت از اين فرزند برومند تداوم يافته است . و در روايت تداوم نسل امامان از نسل امام حسين عليه السلام به عنوان يكى از پاداش هاى شهادت حضرت عنوان شده است.
2 -
على بن الحسين الاصغر از همسرى به نام ليلا كه در كربلا به شهادت رسيد بر سر زبان ها معروف به على اكبر است .
3 -
جعفر بن الحسين از همسرى به نام قضاعيه كه در زمان زندگى حضرت رحلت نموده است .
4 -
عبد الله بن الحسين از همسرى به نام رباب كه در آغوش پدر در كربلا هدف قرار گرفت ! وى كودك شير خواره بوده است كه معروف به عبد الله رضيع يا على اصغر است .
5 -
سكينه دختر امام كه وى نيز از رباب متولد شده است .
6 -
فاطمه دختر ديگر امام حسين كه همسرى به نام ام اسحاق دختر طلحه بن عبيد الله بوده است . از شاه زنان (معروف به شهر بانو) ليلا، رباب ، قضاعيه ، و ام اسحاق .
برخى فضايل امام حسين (ع )

حق محورى

  راهبرى جامعه از نهادهاى اصيل و با اهتمام است كه از نخستين گام انسان بر روى كره خاكى مورد اهتمام دين آسمانى بوده است . رهبرى انبيا در تداوم همين محور در ميان جامعه شكل گرفته و خداى سبحان افراد مطمئن از هر جهت در اين راستا برگزيده است . انديشه و رفتار و گفتار آنان از هر خطر كژ ماهگى مصون است .
رسول الله (ص ) براى تداوم اين نهاد در ميان مسلمانان به دستور وحى اهتمام ويژه بر اين محور مى نمودند و موضوع رهبرى پس از خودش را هماره طرح و شرايط و اهتمام آن را گوشزد مى نمودند. رسول الله تعداد افرادى كه بعد از وى در راس مخروط و هرم رهبرى قرار دارند، با نام و نشان معروفى و ويژگى هاى مهم آنان را نيز به گوش همگان رساندند.
از شرايط محورى ويژگى هاى مهم رهبرى حق محورى آنان است كه حضرت به طور فرا گير آنان را حق محور در انديشه و رفتار معرفى نمود، تا مردم با اطمينان و آرامش خاطر راه آنان در پيش گيرند. رسول الله در مورد عترت فرمودند: انى سلم لمن سالمهم و حرب لمن حاربهم و محب لمن احبهم و مبغض لمن ابغضهم . آنان كه با عترت در تسالم هستند من نيز با آنان در مسالمت مى باشم و آنان كه با عترت در ستيزند، من نيز با آنان در ستيز خواهم بود. من دوستدار دوستان عترت ، دشمن دشمنان آنان مى باشم .
موضع گيرى عترت در جنگ و صلح و ساير امور اجتماعى همانند موضع گيرى رسول الله (ص ) بر اساس حق است هيچ گونه خطر انحراف در انديشه و رفتار آنان پديد نمى آيد، كه در اين صورت حق فراگير مطلق عنوان نمودن آنان خطا خواهد بود.
موضع گيرى هاى آنان ، محبت و بغض آنان بر اساس حق است چيزى به نا حق محبوب آنان قرار نمى گيرد و يا عداوتى نا حق بر اساس خواهش هاى نفسانى از آن شكل نمى گيرد. بغض و عداوت آنان نسبت به دشمنان حق ، بر اساس حق است محبت آنان نيز به حق و به مظاهر حق است . اين گونه تاييد مطلق و فرا گير فقط در مورد عترت رسول الله (ص ) مى تواند شكل گيرد كه از عصمت و مصونيت بهره ور مى باشند.
بر اساس اين فضيلت آنان كه به عترت رسول الله (ص )در آويختند و ستيز نمودند در واقع با رسول الله (ص ) ستيز نمودند كه در ايمان آنان مى توان ترديد نمود. كه چالشگران اهل بيت بر دو گروه ، آگاه و نا آگاه تقسيم مى شوند. چالشگر نا آگاه از مقام آنان ، حداقل عنوانى كه بر آن منطبق است فسق است . چالشگر آگاه به منزلت آنان به ويژه اگر به حد جنگ و ستيزه باشد. بر اساس اين باورهاى مستند به وحى از دايره ايمان بيرون خواهد رفت كه مى توان گفت : مخالفوا العتره فسقه و محار بوهم كفره ، كه در كتاب هاى كلامى اين عنوان به چشم مى خورد توضيح بيشتر نيز دارد كه در صورت نياز به آن كتاب ها مراجعه خواهد شد. و حسين عليه السلام از زمره همين عترت حق محور است .

ريحانه الرسول)ص (

رسول الله (ص ) با اين كه همسران متعدد داشتند و فرزندان متعدد نيز خداى سبحان به ايشان هديه فرمود، ليكن تنها همسرى كه در دامن ان فرزند (غير از ماريه قبطه ) به دامن آورد خديجه كبرى بود. و از ميان فرزندان حضرت تنها كسى كه نسل رسول الله (ص ) از وى تداوم يافت ، فاطمه زهرا عليها السلام مى باشد.
فرزندان فاطمه ثمره ميوه زندگى رسول الله (ص ) مى باشند و به لحاظ ويژگى هاى ممتاز آنان عنوان ها گوناگون درباره آنان به كار رفته است .
از دو فرزند زهرا (حسن و حسين ) با عنوان گل هاى خوشبوى رسول الله (ص ) ياد شده است و چون بنياد فرزندان زهرا ملكوتى و از سراى بهشت است ، زيرا آنان عصاره ميوه هاى بهشتى اند كه به اين سرا راه يافته اند؛ بوى بهشت از آنان هماره متصاعد مى باشد. در اين باره حديث فراوان نقل شده است كه : هما ريحانتاى من الدنيا يعنى الحسن و الحسين و نيز در روايت آمده رسول الله (ص ) هر گاه مشتاق بوى بهشت مى شد اين دو ريحانه را مى بوييد. كه اينان گلهاى باغ مصطفى در دنيا و آخرت مى باشند. گل هاى خوشبويى كه دنيا و بهشت رضوان با بوى آنان عطر اگين است .

حسين عليه السلام وارث رسول الله (ص(  

هر دين الهى كه همانند اب زلال و شفاف و بدون هيچ گونه آلودگى به بشر ارزانى مى شود. بعد از اين كه دين در دسترس بشر قرار گرفت در خطر آلوده شدن به انواع انحراف ها دارد. بر همين اساس نخله ها يعنى مرام هاى ساخته اوهام بشرى ، همواره در كنار مله هاى يعنى دين هاى آسمانى قرار دارد. عنوان ملل و نحل خاستگاهش همين است كه ملل دين هاى آسمانى ، نحل مرام ها و ساخته هاى اوهام بشرى .
بر اين اساس نحله ها همواره دين ها را تهديد مى نمايند و اگر دينى به خواهد جاودانه بماند بايد از خطر تحريف مصون و از شر نحله ها در امان باشد.
اساس اديان ديگر آسمانى را متاسفانه نحله ها واژگون معرفى نموده اند.
دين اسلام تنها دينى است كه از خطر تحريف و نيز از شر نحله ها در امان مانده است . گر چه نحله هاى فراوان و رنگارنگ نيز در جامعه اسلامى پديدار شده اند، ليكن توان آنها در ان حد نبوده است ، كه اساس دين را در معرض خطر قرار دهند. بلكه دين اصيل و زلال و شفاف همواره در دسترس ‍ همگان قرار دارد كه حق زلال و شفاف از باطل تيره و تاريك تفكيك شده است ، قد تبين الرشد من الغى.
نقش اصلى در مصونيت دين رسول الله (ص ) از خطر تحريف عترت است . عترت رسول الله (ص ) در تداوم دين زلال رسول الله (ص ) نقش اول را ايفا نموده است . كه اگر عترت نبود نحله ها چه بسا دين رسول الله (ص ) نيز همانند ساير دين ها دست خوش تحريف مى ساختند.
در ميان عترت افزون بر امير المومنين عليه السلام حسن و حسين نقش ‍ محورى و برجسته ايفا نموده اند و همان گونه كه در نوشتار امام مجتبى توضيح داده شده صلح حسن مجتبى با نهضت امام حسين عليه السلام همانند دو لبه يك قيچى هستند كه ريشه هاى درخت خبيثه حزب عثمانيه و بنى اميه را خشكاندند. در اين ميان نقش حسين از همگان برجسته تر است . اگر همان گونه كه در بخش زمينه ها همين نوشتار آمده است سياست هاى حزب عثانيه و جريان هاى اجتماعى كه بنى اميه به حركت آورده بودند چالشگرى بر عليه دين بود. اگر نبود نهضت حسينى كه پرده نفاق از چهره آنان افكند و چهره پنهان آنان را آشكار سازد و آنان را رسواى همه جهان اسلام نمايد، خطر تحريف اساس دين را تهديد مى نمود.
بر اين اساس نقش حسين در تداوم دين رسول الله (ص ) نقش محورى است . نهضت حسين دين رسول الله (ص ) جاويدان و پايدار ساخت . از اين رو مى توان به مضمون فرمايش رسول الله (ص ) بهتر آشنا شد كه فرمود: حسين منى و انا من حسين . حسين از من و من از حسينم اين فرمايش ‍ كه كتاب هاى روايى شيعه و سنى را مزين ساخته است نقش محورى نهضت حسينى را شفاف مى سازد كه حسين از رسول الله است .
روشن است كه حسين فرزند رسول الله (ص ) است . اما اين كه رسول الله (ص ) و پايدارى دين حضرت از بركت نهضت حسينى است كه حسين باعث پايدارى دين خدا شد. حسين باعث تداوم يافتن دين زلال محمدى شد.
جامعه همانند اقيانوس است كه انسان ها بر ان شناورند. اقيانوس حركت طوفان ها در اقيانوس باعث خيزش امواج مهيب است كه شنا گران را تهديد مى سازد. در جامعه نيز فرهنگ ها و انديشه هاى متضاد باعث خيزش ‍ طوفان ها و امواج سهمگين مى شود.
براى رسيدن به ساحل اقيانوس ، چه بسا فن شنا شخص را كفايت نكند، نياز به كشتى و اب نورد مطمئن است كه در درون ان قرار گرفته با اطمينان و آرامش به ساحل برسد.
در جامعه نيز يك انديشه كه انديشه زلال وحيانى است انديشه آرامش و مطمئن است . انديشه هاى چالشگر حق كه اگر كاربرد انديشه درباره آنان گزاف نباشد كه هست . همانند امواج سهمگين طوفان زا هستند كه انسان ها را تهديد مى نمايند. انسان در خطر سر گردانى در اقيانوس و در خطر گرداب ها نياز به مشعل هدايت و وسيله اى همانند كشتى و اب نورد مطمئن دارد. گمراهى ها در زندگى انسان فرجام نيك وى را تهديد مى نمايند. رهنمونى كه انسان را از اين سر گردانى ها راهيابى مى كند و از اين گرداب ها نجات مى دهد انديشه و رفتار عترت رسول الله (ص ) است .
مثل اهل بيتى كمثل سفيه نوح من ركبها نجى و من تخلف عنها غرق .
رهنمون هدايت و كشتى نجات در اموج خروشان باطل ، حسين است كه : ان الحسين مصباح الهدى و سفينه النجاه .
آنان كه حسين را امام برگزيدند خطر امواج آنان را تهديد نخواهد كرد زيرا كه روش حسين پيام هاى نهضت حسين در سخت ترين و پيچيده ترين امواج راهگشاى آنان خواهد بود.

سيد الشهدا

شهدا يعنى كسانى كه در راه پايدارى دين خدا كشته شده اند، به لحاظ شايستگى والايى كه دارند از مقام عرشى و شامخ بهره مند هستند. شهدا از زمره افرادى هستند كه در قيامت ديگران را نيز شفاعت مى نمايند.
البته مراتب شهدا يكسان نيست . زيرا كه شايستگى ها و نيز ارزش فداكارى آنان يكسان نيست . شايستگى افراد به لحاظ خلوص نيست و پاكى باطن با هم متفاوت مى باشد، همان گونه كه فداكارى ها و ايثار آنان نيز هيچ گاه هم تراز نخواهد بود. چه بسا ايثار گرى كه ارزش ان با هيچ چيز برابر ننمايد، كه در مورد ايثار على بن ابى طالب عليه السلام در جنگ خندق رسول الله (ص ) اين گونه ارزش ان ضربت را تبيين نمود كه ، لضربه على يوم الخندق خير من عباده الثقلين . زيرا در ان شرايط حساس كه خطر دشمن اساس اسلام را تهديد مى نمود ان ضريب چنين خطر بزرگى را دفع نمود.
در مورد شهدا نيز برترين شهدا، شهدا اهل بيت هستند كه ايثار و فداكارى آنان از همه برجسته تر و تاثير گذار شهادت آنان از همه بيشتر است . كه امير المومنين در شفاف ساختن برترى شهدا اهل مى فرمايد:
آنان كه در راه خدا حتى از مهاجرين و انصار به شهادت مى رسند هر كدام صاحب فضيلت هستند، ليكن هنگامى كه از ما كسى شهيد مى شود (حمزه ) سيد الشهدا لقب مى گيرد. رسول الله (ص ) به لحاظ ويژگى وى در نماز وى هفتاد الله اكبر مى گويد: ان قوما استشهدو افى سبيل الله من المهاجرين و الانصار و لكل فضل حتى اذا استشهد شهيد نا قيل سيد الشهداء و خصه رسول الله (ص ) بسبعين تكبيره . اين برترى شهيد اهل بيت است .
در مورد فداكارى و شهادت حمزه عمو و برادر رضاعى رسول الله كه از هيبت ان مشركان قريش مى لرزيدند، ان گونه ستايش شد. هنگامى كه حمزه به طرز فجيع به شهادت رسيد و بعد از شهادت به طرز فجيع مثله شد. به ايشان لقب سيد الشهدا برگزيدند: عن رسول الله (ص )حمزه سيد الشهداء  سيد الشهدا عند الله يوم القيمه حمزه بن عبد المطلب . شهدا اهل بيت يا ساير شهدا اين تفاوت را دارند كه آنان سيد و سالار شهيدان مى باشند.
و حتى در قطعه هاى بدن حمزه سيد الشهدا خداى سبحان ان گونه ويژگى و حرمت قرار داد كه اگر جذب بدن كسى بشوند آتش ان بدن را نسوزاند. كه هنده جگر خوار مادر معاويه كه كينه و عداوت رسول الله (ص ) و يارانش ‍ در سينه وى موج مى زد، از فرط كينه توزى دستور داد بدن حمزه را مثله كردند و دستور داد سينه وى را شكافتند و جگر وى را بيرون آوردند و هنگامى كه خواست جگر حمزه را بخورد جگر تبديل به ماده سفت و محكم شد كه نتوانست ان را ببلعد! كه روايت دارد اگر مى خورد آتش بدن وى را نمى سوزاند، لو دخل بطنها لم تدخل النار.
و اينك اين لقب برازنده سيد و سالار شهيدان ابا عبد الله الحسين عليه السلام مى باشد. كه بعد از حمزه اين عنوان به فرزند و جگر گوشه رسول الله (ص ) اختصاص يافته است ، كه مقام شامخ و والاى حسين و ارزش برتر فداكارى حسين را كه دين رسول الله (ص ) را پايدار ساخت مى رساند. هيچ خونى ثار الله نام نگرفت بجز خون حسين ، هيچ شهيدى سيد الشهدا عنوان نگرفت به جز حسين .
روايات فراوانى اين لقب را در مورد سالار شهيدان حسين عليه السلام به كار برده است . كه امام صادق عليه السلام فرمود: بر حسين جفا روا مداريد وى را زيارت كنيد كه سيد الشهدا و سيد شباب اهل الجنه است . زوروا الحسين عليه السلام و لا تجفوه فانه سيد شباب اهل الجنه . كه شهدا از تبار اهل بيت برترين شهدا مى باشند و از ميان شهدا اهل بيت همانند حمزه و حسين بر سايرين نيز برترى دارند. اما انه سيد الشهداء من الاولين و الاخرين .

منابع:

امام حسين (ع ) الگوى زندگى – جلد( 5 )مؤ لف : حبيب الله احمدى

پيام عاشورا- مؤ لف : محمد صادق نجمى

از عاشورا تا غدير- مؤ لف : محمد عسكرى


 

نتایج نهایی شمارش آرای هشتمین دوره انتخابات مجلس شورای اسلامی در حوزه تبریز-اسکو-آذرشهر  

ردیف نام و نام خانوادگی نامزد تعداد ارای کسب
1-   مسعود پزشکیان   105639
2-   سید محمد رضا میر تاج الدینی   84805
3-   محمد حسین فرهنگی   78372
4-   عشرت شایق   57904
5-   رضا رحمانی   56793
6-   علیرضا منادی سفیدان   49131
7-   شکور اکبرنژاد   43211
8-   محمد حسین شیخ علیا لواسانی   30397
9-   هادی غفاری   30384
10-   ایران آهور   29044
11-   زینت عظیمی اندریان   28042
12-   ایوب بنی نصرت   25570
13-   جمشید تقی زاده   25238
14-   محمد علی متفکر آزاد   24929
15-   سید ابراهیم ابراهیمی نائید   24617
16-   عیسی علمی کجاباد   24151
17-   ناصر برپور   23884
18-   یعقوب انتظار قراملکی   22385
19-   رسول جوانعلی آذر   17526
20-   محمد رضا اسلامی   17514
21-   مجید باقرپور   16649
22-   علی آجودان زاده   15310
23-   مرتضی آهنگر پروین   13667
24-   معصومه سرایی   13142
25-   معصومه طهماسبی اشتلق   12801
26-   حسن محمدی پارام   10967
27-   احمد فرشبافیان نیازمند   10727
28-   رضا امیر ناصری   9791
29-   موسی صابر   8791
30-   رضی حسن پور سیلاب   8633
31-   حسین میرزائی   8077
32-   علیرضا جبارزاده   7842
33-   سید جواد مرعشی   7795
34-   احمد علیزاده   7146
35-   شکراله زارعیان   6760
36-   رزیتا داور   6675
37-   یعقوب رضا نژاد   6197
38-   محمد علی رفیع خواه   5762
39-   بابک یعقوبی   5645
40-   یوسف برزگری   5606
41-   مریم محمد زاده   5535
42-   ابراهیم نمازی   5392
43-   جواد مهدی پور سردرود   4872
44-   صمد صباغ دهخوارقانی   4454
45-   سید علی تبریزی   4404
46-   علی بشارت   4382
47-   نصرت ذوالقدری کرکج   4192
48-   حسن خلیلی خسروشاهی   4054
49-   صدیقه مقدم فر   3602
50-   خداوردی علیزاده   3572
51-   عباس مصطفوی   3448
52-   فرزاد فروغی شمس   3410
53-   جعفر فرشباف لامع   3273
54-   محمد رسولی ساعی   3170
55-   مهروش کاظمی شیشوان   3129
56-   علیرضا کارگر باسمنج   2975
57-   عادل ملائی   2919
58-   مجید ولی زاده   2915
59-   هادی موسوی   2826
60-   جواد سلطانی مجد   2741
61-   رجب ربوی   2677
62-   ناصر حسین زاده   2575
63-   صالح علیلو   2525
64-   عقیل زارع   2506
65-   کریم حسین پور فیضی   2430
66-   سید اکبر حیدرزاده   2314
67-   یوسف شمسی   2313
68-   محمد علی شریفلو   2162
69-   حسنیه اقبال   2039
70-   بهیه نامدار   2018
71-   محمد حسن زاده   1972
72-   جواد جوادزاده   1797
73-   علی سیمری   1641
74-   محمد ابراهیم داداشی غله زاری   1462
75-   بهرام آجرلو   1431
76-   یوسف کریمی   1411
77-   یونس نظیفی چرندابی   1321
78-   محمد بدره   1309
79-   خلیل ولی زاده کامران   1253
80-   علیرضا دادگر نوبریان   1208
81-   داود وکیلی آذر   1098
82-   حسن اسکندر نژاد   1183
83-   کامبیز ولیی   967
84-   امیر پور محمد گنجه لو   935
85-   امین مرتضی انور حقیقی   874
86-   اتابک خجیر   825
87-   سعید حاجی محمد یاری   819
88-   سید علی کاشی کلهری   738
89-   علی النقی ادیبی   652
90-   فرخ اختر یار آذر   601
91-   قادر عبداله زاده سعد آباد   568
92-   محمد باجی اوغلی   548
93-   بهزاد مهرزاد صدقیانی   544
94-   رحیم محمدیان آرپادره سی   441
95-   علیرضا کریمی حقی   361
96-   احمد عطامهر   252
97-   عبداله عزیزی وردین   183

مسدود کردن سایت اعلمی بمدت دو روز توسط عوامل دولتی وشرکت فروشنده هاست

یک روز مانده به برگزاری انتخابات دوره هشتم مجلس شورای اسلامی وب سایت شخصی اعلمی با هماهنگی شرکت فروشنده هاست وب سایت(یاران توس) و شرکت گ. گ. آذربایجان وهمچنین عوامل دولتی مسدود شده واز اطلاع رسانی وفعالیت سایت اعلمی www.akbaralami.comجلوگیری بعمل آمده و بار دیگر  حرکتی ناجوانمردانه درصحنه فعالیت سالم سیاسی ایران را به ثبت رساندند.

این شرکتها مذکور با زیر پا گذاشتن وجدان و شرف خویش در حرکتی کاملا مشهود فعالیت سایت اعلمی را بمدت چندین ساعت در زمان برگزاری انتخابات با مشکل مواجه کرده و ایمان خویش را به حراج گذاشته ودر فعالیت سایت اعلمی وقفه ایجاد کردند .

پس از پیگیری موضوع از طرف شرکت گ. گ. آذربایجان اعلام گردید که مشکل از طرف شرکت یاران توس بوده وآنان این عمل نابجا را انجام داده اندکه اطلاع رسانی در مورد بده بستانهای اینچنین عواملی را برای بدست آوردن لقمه ای نان به زمان دیگری موکول میکنیم.

گفتنی است پس از رد صلاحیت اعلمی نماینده غیور وشجاع ومقتدر ایران وآذربایجان در مجلس شورای اسلامی همواره به دفعات متعدد وبارها از سوی برخی مراکز مختلف به روشهای ناجوانمردانه از ابراز احساسات و حمایت مردم از نماینده خویش در مجلس  با استفاده از ترفندهای متفاوت نظیر شایعه پراکنی مبنی بر تائید صلاحیت اعلمی و ایجاد جو بی اعتمادی ،وحضور اعلمی در حوزه های دیگر انتخابات و...با فرسایشی کردن موضوع ،رد صلاحیت اعلمی را در هاله ای از ابهام نگه داشته و مانع از دفاع مردم از نماینده خویش شدند.

اطلاعیه صادره توسط اعلمی

مردم شريف  آذربايجان-حوزه انتخابيه تبريز، آذرشهر و اسكو                                        
                     
 

با سلام
 چنانكه استحضار داريد بالاخره پس از 29 سال خدمت صادقانه و شبانه روزي به مردم كشورم و دو دوره نمايندگي پر فراز و نشيب شما در مجلس شوراي اسلامي و در حاليكه همه موافقان و مخالفين سياسي ام تا عاليترين سطوح مديريت نظام بر سلامت مالي و اخلاقي و نداشتن كوچكترين نقطه ضعفي در زندگي ام اتفاق نظر داشتند ؛ از ناحيه كساني كه گمان مي كنند بر جايگاه خدايي تكيه زده اند ؛ بدون كوچكترين دليلي ، بصورت كاملا غير منصفانه و ناجوانمردانه به عدم اعتقاد و التزام عملي به اسلام و نظام متهم و صلاحيتم براي هشتمين دوره انتخابات مجلس شوراي اسلامي مردود اعلام شد ، تا در تاريخ ثبت شود كه مجلس جاي نمايندگاني نيست كه اهتمام خود را صرف خدمت به ملت كرده و به عنوان پژواك صداي حق طلبانه آنان بي پروا به مطالبه حقوق موكلين خود مبادرت مي ورزند ، بلكه لازمه ورود به خانه ملت ، بيگانه شدن با آنها و دم فرو بستن و مهر سكوت بر لب زدن است و چنانچه سكوت نيز بشكند نبايد از حدود مداهنه و مجامله گويي صاحبان قدرت  تجاوز كرد . گرچه در اولين فرصت و در نخستين تريبوني كه در اختيارم قرار مي گيرد، برخي از حقايق را با ملت در ميان خواهم گذاشت ، ليكن در اين مقطع به صدور اين اطلاعيه اكتفا كرده و بحكم " الخير في ما وقع" ، اين رفتار غير انساني و غير قانوني با خود را به حساب مصلحت گذاشته و از آن در مي گذرم.  در خاتمه با توجه به اطلاعات رسيده ، مراجعات و تماس هاي تلفني مكرر با اينجانب و نزديكانم، ذكر سه نكته را ضروري مي دانم:
 
1 – اخيرا به منظور كاستن از حساسيت ها ناشي از رد صلاحيت اينجانب و فرسايشي كردن چنين حساسيت هايي، بصورت گسترده اي شايع كرده اند كه صلاحيت اينجانب تائيد شده است، اين خبر كذب محض است .   
2 – در برخي از نقاط شايع شده كه اينجانب از كانديداي خاصي حمايت كرده ام ، اين موضوع نيز صحت ندارد و بديهي است چنانچه پيامي داشته باشم از طريق وب سايت شخصي ام به استحضار مردم خواهد رسيد.
3 – عده اي از روي خيرخواهي و يا با مقاصد سياسي و به منظور بهره برداري هاي خاص بنفع خود به ديگران توصيه مي كنند كه جهت اعتراض به رد صلاحيت اينجانب نام بنده را در برگه هاي راي بنويسند . يقين داشته باشيد كه اين اقدام به نفع تمامت خواهان  بوده و در اين صورت چه بسا اين قبيل آراء را به نام افراد دلخواه خود قرائت خواهند كرد.
                           
                    
        اكبر اعلمي
                                                                              
نماينده تبريز،آذرشهرو اسكو  
     
 
 21/12/86 

در شورای نگهبان چه گذشت؟

منبع:وب سایت شخصی اعلمی 

 

*لزوم تشکیل شورائی برای پاسداری از حقیقت و عدالت  

در حالیکه بدون اعلام کوچکترین مدرک و دلیل شرعی و قانونی ،طی سه مرحله توسط هیات های اجرائی، نظارت و هیات مرکزی نظارت متهم به عدم اعتقاد و التزام عملی به اسلام و نظام و عدم ابراز وفاداری به قانون اساسی شده بودم، بالاخره با توصیه یک واسطه،در هفتم اسفند ماه به شورای نگهبان دعوت شدم. ساعت 15:30 به ساختمان شورا رسیدم . امامی راد یکی از نمایندگان رد صلاحیت شده در حالیکه کیف و کارت نمایندگی اش را تحویل گرفته بودند در اطاق انتظامات منتظر اذن دخول به ساختمان اصلی شورا بود. به محض اینکه وارد اطاق انتظامات شدم مامور انتظامات تلفنی ورود اینجانب را به مسئول ذیربط اطلاع داد ، از آنسوی تلفن گفتند که بصورت ویژه به داخل راهنمائی کنید. کیف و کارت امامی راد را هم به او  برگرداندند و دو نفری عازم ساختمان اصلی شورا شدیم. پس از چند لحظه ای انتظار آقایان حجت الاسلام کعبی و عزیزی حقوقدانان شورای نگهبان وارد اتاقی شدند که من و امامی حضور داشتیم ، پس از احواپرسی و خوش و بش های مرسوم  یکی از کارمندان شورای نگهبان نیز که از او بعنوان "کارشناس"! یاد می شد با پرونده قطوری که به زیر بغل زده بود وارد اتاق شد.

        ابتدا از حقوقدانان گلایه کردم که چرا تا کنون با وجود صراحت قانون و اصرار بنده ،دلایل و مدارک حاکی از عدم صلاحیتم به من اعلام نشده است؟! و بعد با کنایه رو به عزیزی کرده و گفتم من همان اعلمی هستم که چند ماه قبل شما در حضور بروجردی وچند تن از نمایندگان دیگر در کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی اظهار داشتی : "اعلمی یعنی آزادگی و اعلمی یعنی نماینده و اعلمی فقط کار نمایندگی می کند"! حالا چه شده است که اعلمی را متهم به عدم اعتقاد و التزام عملی به اسلام و نظام کرده اید!؟ عزیزی تنها سکوت  اختیار کرد (در آینده نزدیک و در مهلت باقیمانده از دوران نمایندگی خود در مجلس در قالب نطق و یادداشت در مورد سوابق و عملکرد بعضی از اعضای شورای نگهبان و فرزندان آنان و همچنین شیوه تشکیل جلسات و رای گیری های این شورا هنگام رد و تائید صلاحیت ها، حاضران و غائبین این جلسات و ایفاگران نقش اصلی در آن و دلایل خصومت بعضی از اعضا با اینجانب ،ناگفته هائی را بیان خواهم کرد تا مردم بدانند که چه کسانی آگاهانه و نا آگاهانه به مصداق بر سر شاخ بن بریدن ، مهر عدم اعتقاد به اسلام و نظام بر پیشانی فرزندان راستین انقلاب و ملت می زنند تا آنان را از عرصه خدمت به کشور و مردم  حذف کنند).در ادامه این نشست با استناد به اصول مختلف قانون اساسی ، قانون انتخابات،ماده 62 مکرر قانون مجازات اسلامی و ماده واحده لزوم رسیدگی دقیق به شکایات داوطلبان رد صلاحیت شده در انتخابات مختلف، مصوب 1378 مجمع تشخیص مصلحت نظام از آنها خواستم که دلایل خود را مبنی بر محرومیت از حقوق اجتماعی و حق انتخاب شدن اعلام نمایند و بفرمایند که از کی و با کدام دلیل اعتقاد و التزام اینجانب نسبت به اسلام و نظام زائل شده است و مدارک آنرا اعلام کنند؟(در طول مذاکره بر خلاف نص قانون و اصرار بنده حتی یک مورد هم مدارک و دلایل حاکی از عدم صلاحیتم و منبع آن به اینجانب اعلام نشد!)حجت الاسلام کعبی مثل همیشه با خوشروئی خطاب به اینجانب گفت: شما نماینده ای هستی که در میان مردم محبوبیت داری و کوچکترین نقطه ضعف اخلاقی و مالی در پرونده ات نیست و...همچنان به تعریف و تمجید از بنده ادامه داد. با تعجب به او گفتم :با این وصف تا کنون از ناحیه هیات های اجرائی ، نظارت و شورای نگهبان متهم به بی دینی شده ام! کعبی پاسخ داد : استغفرالله!چه کسی شما را بی دین معرفی کرده است؟ گفتم پس بفرمائید که معنی عدم اعتقاد و التزام عملی به اسلام و نظام چیست؟ کعبی رو به کارشناس مذکور کرده و گفت مشکل ایشان چه بوده است؟! قبل از اینکه کارشناس کارنامه اعمالم را بخواند با تعجب از کعبی پرسیدم مگر شما پرونده مرا مطالعه نکرده اید؟ در جوابم گفت که کارشناسان پرونده داوطلبان را مطالعه کرده و گزارش آنرا به یکی از اعضای شورای نگهبان که مسئول آن پرونده است ارائه می دهند، او هم این گزارش را در شورای نگهبان مطرح می کند! گفتم پس بر اساس گزارش "کارشناسان" است که افراد را تائید و رد می کنید؟! پاسخ داد ما که فرصت نمی کنیم بیش از چهار هزار پرونده را مطالعه کنیم. گفتم مگر چند نماینده رد صلاحیت شده وجود دارد ، با توجه باینکه آنها قبلا تائید صلاحیت شده اند آیا حداقل نمیتوانستید پرونده آنها را بصورت دقیق مطالعه کنید؟ این بار سکوت اختیار کرد؟ از کارشناس پرسیدم حتما این پرونده حاوی مجموعه سخنرانی ها و نطق ها و مصاحبه های بنده است ؟ پاسخ داد بله مواضع مثبت و منفی شما در اینجا گرد آمده است. گفتم پس دادگاه انگیزاسیون و تفتیش عقاید به راه انداخته اید! سپس کارشناس شروع کرد به قرائت حدود 12 الی 14 بخش علامت گذاری شده از سخنرانی ها و نطق هایم که به زعم آنها دلیل عدم صلاحیتم محسوب می شد. 7-8 مورد آن آنقدر سطحی و بی اساس وپیش پا افتاده بود که حتی آقای کعبی باو گفت اینها که اهمیتی ندارد بروید سراغ اصل مطالب! مطالب و اتهامات اصلی که احساس کردم آقای کعبی کمی مشتاق است پاسخ مرا بشنود به شرح زیر بود:
1-"کارشناس"! گفت :اعلمی در مجلس ششم در یکی از سخنرانی هایش در تویسرکان گفته است که "بعضی از این آقایان خون به مغزشان نمی رسد و تفکراتشات مربوط به عصر دایناسور هاست." پاسخ دادم  که در عبارت "بعضی از این آقایان" عده ای ممکن است مصداق این سخنم واقع شوند و خیلی ها هم مصداق این سخن نیستند. ضمیر مرجعش را پیدا می کند ، این بخش از اظهاراتم را چه کسی بخود گرفته است و چه ارتباطی به اعتقاد و التزامم به اسلام و نظام دارد؟ آقای کعبی گفت حتی اگر کسی به شورای نگهبان هم توهین کرده باشد ما از آن می گذریم ،از این هم عبور کنید.گفتم که این موضوع چه ارتباطی با شورای نگهبان داشته است؟ کعبی گفت اینها مهم نیست نکات اصلی را مطرح کنید.
2-کارشناس! گفت: ایشان در جائی گفته اند که من به دکتر شریعتی،دکتر یدالله سحابی، مهندس بازرگان و مهندس عزت الله سحابی ارادت دارم ! گفتم این ادعا کاملا صحت دارد و زمانیکه این شخصیت ها در راه اسلام و آرمانهای انقلاب مبارزه می کردند امثال من و شما پستانک می خوردیم آیا عواطف و علائق انسانی هم که یک امر شخصی است نشانه زائل شدن صلاحیت است ؟ مقام رهبری هم پس از فوت مرحوم مهندس بازرگان و دکتر یدالله سحابی از آنان تجلیل کرد.آقای کعبی گفت از این ها عبور کنید و اگر مطلب مهمی وجود دارد به آنها اشاره کنید!
 
3-کارشناس! گفت که ایشان در مجلس هفتم به یکی از همکاران خود گفته است: مادامیکه احمدی نژاد و جنتی در مسند امور هستند این کشور روی خوش بخود نخواهد دید مگر اینکه نظامی شبیه نظام سیاسی اسرائیل در کشورمان حاکم شود(قریب به همین مضمون)! با تعجب گفتم که منبع این خبر کیست؟ کارشناس پاسخ داد وقتی شما صحبت می کردید یکی از همکارانتان شنیده و گزارش کرده است!خیلی عصبانی شدم و گفتم آن رذلی که فالگوش ایستاده شاید قسمت اول ادعایش درست باشد اما با توجه به نفرتی که از رژیم صهیونیستی دارم یقینا قسمت دوم ادعایش کذب محض است و هرچه اصرار کردم نام این جاسوس کذاب را بگوید،او را معرفی نکرد.کعبی که بنظر می رسید خودش نیز از بیان این قبیل مطالب سطحی ناراحت شده است نیم خیز شده و در حالیکه به پرونده نگاه می کرد خطاب به کارشناس گفت آیا همه موارد شبیه این هاست و یا اینکه نکات در خور توجه هم وجود دارد که کارشناس گفت مطالب مهمتر هم هست. کعبی گفت پس آنها را بخوان!
4- کارشناس پس از تورق مجدد پرونده گفت:امضای اعلمی در همه تذکرات مربوط به پیگیری مواردی نظیر دفاع از حقوق اشخاص مختلف ،اعتراض به نحوه برخورد با اجتماع زنان در میدان هفت تیر ، فرهنگیان ، دانشجویان بازداشت شده ، زندانیان بند 209 و ...وجود دارد! گفتم گزارشتان ناقص است، زیرا اساسا متن اکثر تذکرات و سوالاتی از این دست که مربوط به دفاع از حقوق شهرونی بوده و همه آنها نیز به شکلی حقوقی و در راستای ایفای وظایف نمایندگی تنظیم شده است را شخصا نوشته و امضاء جمع کرده ام و به آنهم افتخار می کنم . مادامیکه حکم محکومیت قطعی اشخاص در دادگاه صالح صادر نگردیده ما بر اساس سوگندی که در جهت دفاع از "حقوق ملت" ایراد کرده ایم ،همچون وکلای دادگستری فارغ از مرام و مسلک آحاد ملت موظف به دفاع از حقوق موکلینمان هستیم و اگر چنین نکنیم خیانت کرده ایم. حتی اگر یک بهائی که کوچکترین اعتقادی به مسلک و آئینشان ندارم امروز به دفترم مراجعه کرده و بگوید که حقوق عمومی ام در نظام جمهوری اسلامی بدون دلیل نقض شده است برای اینکه سوگند شکنی نکرده باشم ناگزیرم که نسبت به استیفاء حقوق قانونی او اقدام کنم تا چه رسد به اینکه این فرد مسلمان باشد.وقتی که از بهائیت مثال آوردم عزیزی بلافاصله این قسمت از صحبتم را یادداشت کرد و کعبی هم کنجکاوانه سوالاتی را مطرح کرد، اما پس از شنیدن توضیحاتم کعبی گفت که حق با اعلمی است و نمایندگان باید از حقوق عمومی مردم فارغ از مرام و مسلکشان تا زمانیکه حكم محکومیت قطعی آنها صادر نشده است دفاع کنند.(کعبی در مورد امضاء کنندگان بیانیه مربوط به آغاجری در مجلس ششم خود را بسیار کنجکاو و حساس نشان می داد ).
5-کارشناس که بنظر می رسید مایل است گاف بزرگی برای مچ گیری و محکومیت بنده پیدا کرده و ارائه دهد با ولع فراوان پرونده را ورق زده و پس از کمی مکث اظهار داشت که اعلمی در هادیشهر واقع در شهرستان جلفا در حین سخنرانی خود در مورد ولایت فقیه اظهاراتی داشته است و سپس عبارت کاملا نامانوس و نامفهومی را به من نسبت داد !گفتم وقتی ماموری را برای استراق سمع و فالگوش شدن به مراسم سخنرانی هایم می فرستند که خود معنی عناوینی مانند ولایت فقیه را نمی داند بدیهی است که حاصل گزارشاتش بیش از این نخواهد شد، نظرم در مورد ولایت فقیه و حدود اختیاراتش کاملا شفاف است و بارها آنرا در مصاحبه ها و سخنرانی ها و نطق های رسمی اعلام کرده ام و نوارهای آن نیز موجود است. بلافاصله کعبی پرسید که جایگاه ولی فقیه در نظام سیاسی ما چیست و رابطه آن با قوای سه گانه چگونه است؟ در پاسخ گفتم : بموجب اصل 57 قانون اساسی قوای سه گانه زیر نظر ولایت مطلقه فقیه  اعمال  می گردند و حدود اختیارات رهبری را هم اصل 110 بیان کرده است. سپس رو به کعبی کرده و از او پرسیدم آیا این سوالاتی که تاکنون مطرح کرده اید مصداق تفتیش عقاید نیست؟شما که دادگاه انگیزاسیون به راه انداخته اید! طبق اصول 84 و 86 قانون اساسی و ماده 75 آئین نامه داخلی مجلس ، نمایندگان در مقام ایفای وظایف نمایندگی در اظهار نظر آزادند و نمی توان آنها را به سبب نظراتی که در مقام  ایفای وظایف نمایندگی داشته اند از حقوق اجتماعی از جمله حق انتخاب شدن محروم کرد.کعبی گفت که آیا نمایندگان می توانند از طریق تریبون مجلس خدا را هم انکار کنند؟ پاسخ دادم که این قیاس مع الفارق است و انکار خدا جزء وظایف نمایندگی نیست و با انکار خداوند مفاد سوگند نامه ای که در بدو ورود به مجلس ایراد کرده است،نقض گشته و فرد مزبور صلاحیتش زائل می شود در حالیکه دفاع از حقوق ملت از وظایف نمایندگی است و همینطور رابطه داوطلبان با عناوینی نظیر ولایت فقیه ،در حد ابراز وفاوداری آنهم از طریق اقرار زبانی قابل احراز است.لذا کسی که خود را عملا ملتزم به قانون اساسی می داند قهرا ملتزم به  لوازم آن و اصول مندرج در قانون اساسی هم هست و این یک مرحله بالاتر از ابراز وفاداری به قانون اساسی و اصل ولایت فقیه ،موضوع بند 3 ماده 28 قانون انتخابات است.کارشناس بازهم پرونده را زیر و رو کرد تا بلکه مطلب قابل توجهی پیدا کند اما ظاهرا نکته در خور توجهی وجود نداشت.آقای کعبی که بنظر می رسید که دیگر حوصله اش از مطالب پیش پا افتاده به سر آمده است از من تقاضا کرد که اظهاراتم را مکتوب کنم ! در پاسخ گفتم که ضرورتی به این کار نمی بینم! سپس از من تقاضا کرد که اولا سعی کنید که با ... بسازید! و دوم اینکه در نطق ها و سخنرانی هایتان هم گزنده صحبت نکنید!از او پرسیدم که آیا این توصیه ها هم در حوزه مسئولیت اعضای شورای نگهبان است که بلافاصله پاسخ داد:خیر توصیه های دوستانه است، شما نماینده خوبی هستی و حیف است که...!در پاسخ به او گفتم سازش با کسی که از افراد فاسد دفاع کرده و حق را ناحق و ناحق را حق جلوه می دهد و یا با اعمال نفوذ های خود پرونده متهمین را از مسیر عدالت منحرف می سازد و در همین رابطه با اعمال فشار خود دادستانی را که در پی حق طلبی است از مسئولیت خود عزل می کند و....جفا در حق مردمی است که برای دفاع از حقوقشان به مجلس آمده ام . کعبی گفت که من هم چیزهائی شنیده ام با این وصف...(انشاء الله اگر خدا توفیقی دهد در یکی از نطق ها یا یادداشت هایم در همین سایت به تفصیل و با اسم و رسم در این خصوص توضیحاتی ارائه خواهم داد.راقم) اما در مورد اتهام گزنده سخن گفتنم پاسخ دادم : فرض کنید که شما در محیط خارج با دمای 20 درجه زیر صفر قرار دارید و دستانتان نیز از سرمای شدید سست و کرخت شده است و من هم در اتاقی قرار دارم که دمای آن بالای 30 درجه است هر دو وارد اتاقی می شویم که در آن تشت پر از آبی را قرار داده اند که آب آن ولرم است ، در یک لحظه هر دو دستانمان را درون تشت مملو از آب ولرم می کنیم شما احساس  خواهید کرد که دمای آب سوزناک است امامن احساس می کنم که آب تشت خنک است ، لذا در مجلسی که اکثریت نمایندگانش سکوت اختیار کرده و یا به مداهنه گوئی اشتغال دارند، ایراد نطق های متفاوت با جو حاکم که در جهت بیان واقعیتهای تلخ جامعه است، گزنده بنظر خواهد رسید در حالیکه اگر اکثریت نماینگان مجلس به نقد مشفقانه می پرداختند لاجرم نطق های امثال من عادی بنظر می آمد! به کعبی گفتم خدا را شاکرم که در این جلسه حضور یافتم و پی بردم که عدم صلاحیتم از یکسو بخاطر ایستادگی و سر تسلیم فرود نیاوردن در برابر زیاده خواهی های کسی است که خود و برخی از اطرافیانش به نام و با لباس پیامبر، بر پیامبر  و امتش در حوزه انتخابیه ام جفا می کنند و از سوی دیگر دفاع از حقوق کسانی است که تنها ملجاء و مرجع آنها مجلس بوده است و سپس خداحافظی کرده و با آسودگی خاطر از شورای نگهبان خارج شدم و در دل با خود گفتم که اگر امروز امام علی (ع) در میان ما بود و یکی از نمایندگان منتخب مردم که موافق و مخالف بر سلامت مالی و اخلاقی و صداقت او تاکید می ورزند ، به مخالفت با  یکی از گماشتگان و منصوبان متخلف می پرداخت که برخی از اطرافیان  او افراد مساله دار هستند ،آیا امام هم بخود اجازه می داد که بجای برخورد با گماشته خود ،نماینده فساد ستیز مردم را بی جهت فاقد صلاحیت اعلام نماید؟ پاسخ برایم کاملا روشن بود : هرگز! از اینرو آرزو کردم که ای کاش شورائی نیز برای پاسداری از حقیقت و عدالت در کشور تشکیل می شد تا مانع از قربانی شدن عدالت به پای مصلحت گردد!
 

تنها گناه ما دفاع از حقوق ملت و عشق بازی نکردن با هیات حاکمه است!

منبع:وب سایت شخصی اعلمی

 

اخیرا در مراسم ترحیم مادر دکتر حبیبی، با آقای کروبی (سنگ صبور جمعی از بریده های چپ و راست که انصافا در لوطیگری سرآمد بسیاری از سیاستمداران کنونی است)مواجه شدم و پس از پایان مراسم از من دعوت کرد تا سوار خودرو حامل ایشان شوم . کروبی در راه می گفت در دیدارهائی که با مقام رهبری داشتم در سه جلسه آن ،سه بار ذکر خیر تو شد و در هر بار پس از آنکه کمی در مورد سوابق و خصوصیات و پایگاه مردمی تو صحبت کردم ایشان به دفاع از تو پرداختند و گفتند که...

    چنانکه در یادداشت پیشین اشاره شد، علت رد صلاحیت اینجانب از سوی شورای نگهبان معطوف به نطق ها ، مذاکرات و سخنرانی هایی است که در همه آنها نوک انتقاداتم متوجه برخی از عملکردهای صاحبان قدرت بوده است! در این رابطه ذکر چند نکته خالی از فایده نیست :در اصل 67 قانون اساسی آمده است، " نمايندگان‏ بايد در نخستين‏ جلسه‏ مجلس‏ به‏ ترتيب‏ زير سوگند ياد كنند و متن‏ قسم‏ نامه‏ را امضا نمايند: بسم‏ الله‏ الرحمن‏ الرحيم‏ "من‏ در برابر قرآن‏ مجيد، به‏ خداي‏ قادر متعال‏ سوگند ياد مي‏ كنم‏ و با تكيه‏ بر شرف‏ انساني‏ خويش‏ تعهد مي‏ نمايم‏ كه‏ پاسدار حريم‏ اسلام‏ و نگاهبان‏ دستاوردهاي‏ انقلاب‏ اسلامي‏ ملت‏ ايران‏ و مباني‏ جمهوري‏ اسلامي‏ باشم‏، وديعه‏ اي‏ را كه‏ ملت‏ به‏ ما سپرده‏ به‏ عنوا ن‏ اميني‏ عادل‏ پاسداري‏ كنم‏ و در انجام‏ وظايف‏ وكالت‏، امانت‏ و تقوي‏ را رعايت‏ نمايم‏ و همواره‏ به‏ استقلال‏ و اعتلاي‏ كشور و حفظ حقوق‏ ملت‏ و خدمت‏ به‏ مردم‏ پايبند باشم‏، از قانون‏ اساسي‏ دفاع‏ كنم‏ و در گفته‏ ها و نوشته‏ ها و اظهارنظرها، استقلال‏ كشور و آزادي‏ مردم‏ و تامين‏ مصالح‏ آنها را مد نظر داشته‏ باشم‏." از طرفی می گویند که مجلس خانه ملت و در راس امور است و همیشه هم از مدرس به عنوان الگوی نمایندگی یاد می شود. بدیهی است که مجلس زمانی می تواند خانه واقعی ملت و حافظ حقوق آنان بوده و در نظام تصمیم گیری و تصمیم سازی ها در راس امور واقع شود که سند مالکیت این نهاد، بصورت شش دانگ بنام ملت ثبت شده و آنها بتوانند خانه خود را آزادانه و با خاطری آسوده به نمایندگانی واگذار نمایند که امانتداربوده و قادر به عملی کردن مفاد سوگند نامه مذکور و صیانت از حرمت خانه ملت باشند. قهرا لازمه امانتداری ، حفظ حرمت خانه ملت ، دفاع از قانون اساسی و عمل به مفاد سوگند نامه و پاسداری از حقوق ملت و آزادی و تامین مصالح آنها ، در گرو برخورداری از امکان مواخذه هیات حاکمه برای مطالبه حقوق مردم می باشد، لذا نظام پارلمانی و انتخاباتی باید به گونه ای مهندسی و اجراء شود که ضمن مسدود کردن مجاری ورود نامحرمان و افراد زبون و جبون و مداحان صاحبان قدرت ، زمینه ورود افراد مدرس گونه به مجلس هموار شود.آنچه مسلم است مدرس اهل تملق گویی و مداهنه گوئی نبود و بدلیل برخورداری از سلامت اخلاقی و مالی و دارا بودن صفاتی نظیر شجاعت و صراحت لهجه از سایر نمایندگان ممتاز می گشت.براین اساس در سال 1378 پس از آنکه با بی سابقه ترین رای مردم حوزه انتخابیه تبریز،آذرشهر و اسکو  به مجلس راه یافتم ،پیمان نامه ای را  منتشر و در پیشگاه مردم متعهد شدم که همه تلاش خود را صرف خدمت به آنان و دفاع از حقوقشان کرده و نام آذربایجان را همچنان در تاریخ ایران زنده نگاه دارم. لاجرم دندان طمع را کشیده و در طول هشت سال نمایندگی خود بجای عشق بازی با هیات حاکمه و دلدادگی در برابر امتیازات و مزایای بالقوه و بالفعل نمایندگی، تنها با توکل به خدا و پشت پا زدن به همه هواهای نفسانی و تمنیات مادی و انسانی خود و خویشاوندانم و بجان خریدن همه سختی ها و نامردمی ها ، اهانت ها و تهمت ها و تحمل شماتت دوستان و نزدیکانی که مانند دیگران انتظار داشتند تا از توصیه ها و حداقل حمایت های بنده در پیشرفت امور و یا رفع مشکلاتشان بهره مند شوند و نشدند،سرسپرده عمل به مفاد پیمان نامه و سوگند نامه های مذکور شدم ، لیکن این کارنامه با ذائقه شورای نگهبان سازگار نبود و مردود اعلام گردید! اخیرا در مراسم ترحیم مادر دکتر حبیبی، با آقای کروبی (سنگ صبور جمعی از بریده های چپ و راست که انصافا در لوطیگری سرآمد بسیاری از سیاستمداران کنونی است)مواجه شدم و پس از پایان مراسم از من دعوت کرد تا سوار خودرو حامل ایشان شوم . کروبی در راه می گفت در دیدارهائی که با مقام رهبری داشتم در سه جلسه آن ،سه بار ذکر خیر تو شد و در هر بار پس از آنکه کمی در مورد سوابق و خصوصیات و پایگاه مردمی تو صحبت کردم ایشان به دفاع از تو پرداختند و گفتند که " اعلمی از نمایندگان شجاعی است که کوچکترین مشکل مالی و اخلاقی در پرونده اش نیست، از موقعیت خوبی هم در نزد مردم برخوردار بوده و افراد زیادی می گویند که زندگی سالمی دارد، البته تندی هائی هم دارد که آنهم ناشی از شاخص هایی است که به آن عمل می کند".*
کروبی می گفت پس از ترک اولین جلسه  دیدار با مقام رهبری ،آقای حجازی از اعضای موثر دفتر ایشان هم همان سخنان آیت الله خامنه ای را تکرار کرده و اضافه کرد که" از اعلمی خیلی ها تعریف می کنند و تا کنون کوچکترین مطلبی در مورد ضعف مالی و اخلاقی وی به این دفتر منعکس نشده است و بسیاری از شخصیت های چپ و راست با دفتر تماس گرفته و از رد صلاحیت او اظهار ناراحتی و نارضایتی کرده اند"!*کروبی در ادامه افزود که  نتایج دیدارم را با چند تن از فقهای شورای نگهبان در میان گذاشتم و به آنها گفتم که نظر مقام رهبری در مورد اعلمی اینچنین بوده است،اما آنها وقعی به آن ننهادند!
اکنون چند پرسش مطرح می شود:
1- نظر به اینکه یکی از اتهامات بنده عدم ابراز وفاداری به اصل ولایت فقیه است و قهرا اعضای شورای نگهبان خود را تابع ولایت مطلقه فقیه می دانند! باید به این پرسش پاسخ دهند که با وجود آگاهی از نظرات مقام رهبری چرا بر تصمیمات غیر قانونی و غیر منصفانه خود مبنی بر متهم کردن بنده به عدم اعتقاد و التزام عملی به اسلام و نظام و قانون اساسی اصرار می ورزند!؟و اساسا اگر نظر مقام رهبری در این حد برای شورای نگهبان مهم و مطاع نیست، شاخص شورای نگهبان برای تائید صلاحیت داوطلبان نمایندگی چیست و چه کسانی با کدام انگیزه در مقام حذف نمایندگانی هستند که از حیث مسائل مالي و اخلاقی کوچکترین ضعفی ندارند!؟ در اين صورت آيا اين شائبه ايجاد نخواهد شد که در قاموس بعضی از این آقایان انجام وظایف نمایندگی به شرحی که بیان گرديد ،معادل با عدم اعتقاد و التزام عملی به اسلام و نظام جمهوری اسلامی به شمار می آید!؟
2- اگر افرادی که از حیث مالی و اخلاقی پاکند و دارای پایگاه مردمی نیز هستند اما بدلیل بیان مواضع خود آنهم در انتقاد مشفقانه از عملکرد هیات حاکمه و دفاع از حقوق ملت فاقد صلاحیت ورود به مجلس مي باشند ،پس چه کسانی صلاحیت ورود به خانه ملت با مختصات اشاره شده را دارا هستند آنهم در شرايطي كه جمع قابل توجهي از نمايندگان و افراد مساله دار ،از سوي هيات هاي اجرائي و نظارت و شوراي نگهبان تائيد شده و صالح محسوب مي شوند!؟ اگر شرط دریافت "ویزای" ورود به مجلس ،مداهنه گوئی حاکمیت و صاحبان قدرت و اجتناب از انتقاد و دفاع از حقوق ملت است ،از اینرو چه ضرورتی دارد که  مردم در انتخاباتی شرکت کنند که حاصلش ورود نمایندگان مداحي است که حق دفاع از مردم از آنان سلب گشته و در اظهار نظر باید تابع تشخیص و تمایلات و تمنیات بخشی از هیات حاکمه در شورای نگهبان و قدرت های در سایه باشند،در اینصورت آیا بهتر نیست که درب مجلس را ببندیم و هزینه اضافه بر بیت المال تحمیل نکنیم و بدینوسیله با مسدود كردن يكي از شاهراههای گرایش به تولید فساد ، مجامله گویی را نيز کماکان به رسانه به ظاهر ملی واگذار کنیم!؟
 تردیدی ندارم که تنها گناه بنده و برخی از کسانی که به اتهام عدم اعتقاد و التزام عملی به اسلام و نظام و عدم ابراز وفاداری به قانون اساسی مشمول بندهای 1 و 3 ماده 28 قانون انتخابات گشته و صلاحیتشان رد شده است ،عشق بازی نکردن با بعضی از اعضای هیات حاکمه و دل در گرو مردم دادن و دفاع بی پروا از حقوق آنان و خصوصا آندسته از کسانی می باشد که دستشان از همه جا کوتاه بوده است .لذا از این جهت بخاطر حداکثر کوششی که در انجام وظایف نمایندگی و اجرای بند بند مفاد سوگند نامه مذکور به عمل آورده ام و موافق و مخالف نیز اقرار می کنند که در طول دوران نمایندگی خود کمترین سوء استفاده مالی و اخلاقی نکرده و کوچکترین نقطه ضعفی از خود بر جای نگذاشته ام، در نزد وجدان خود آسوده ام و امیدوارم که در نزد خداوند و ملت شریف ایران نیز رو سفید شده باشم :
خدایا چنان کن سر انجام کار                   تو خشنود باشی و ما رستگار

*
این قسمت ها نقل به مضمون و از قول آقای کروبی و با توصیه وی ذکر شده است

اعلمی عنوان کرد:دو جفای آشکار در حق دانشگاه تبریز و لزوم پاسخگوئی مسئولان

منبع:وب سایت شخصی اعلمی

 

با خبر شدیم که وزارت علوم ،دانشگاههاي: تهران، صنعتي شريف، صنعتي اصفهان، شيراز، اميركبير ، شهيد بهشتي، علم و صنعت و تربيت مدرس را بعنوان 8 دانشگاه برتر كشور برگزیده است.دانشگاه تبریز یکسال بعد از پایان جنگ جهانی یعنی در سال 1325 به نام دانشگاه آذربایجان و با سه دانشکدهٔ پزشکی، کشاورزی و علوم تربیتی بعنوان دومین دانشگاه ایران پس از دانشگاه تهران تاسیس شد. 

1-انحلال غیر قانونی سازمان مدیریت و برنامه ریزی و واگذاری تخصیص بودجه دانشگاه ها به وزارت علوم،امسال یکی از آثار منفی خود را در دانشگاهها از جمله دانشگاه تبریز نشان داد: با وجود اینکه  امسال نیز مانند سال های گذشته  تا 20 درصد
به ظرفيت دانشگاه‌ تبریز اضافه و مقرر شده بود که كمبود بودجه ‌سنوات گذشته در بودجه سال 86 جبران شود، اما متاسفانه وزارت علوم بودجه سال 86 را هم معادل سال 85 منظور کرده است و این در حالیست که  اقتصاد کشور با بیش از 20 در صد تورم روبرو است . حقوق اعضاي هيات علمي و كارمندي و همچنین قراردادهاي دانشگاه‌ نیز افزایش یافته  و توسعه 20 در صدی پذیرش دانشجو نیز مزید بر علت شده است. از طرفی طبق گقته مسئولین دانشگاه تبریز ، 500 دانشجوي دكتري این دانشگاه هم در آمار وزارت علوم منظور نشده‌ است.بر این اساس انتظار می رفت که هزینه های جاری دانشگاه تبریز در سال 87 در مقایسه با سال گذشته حداقل 20 تا 22 درصد افزایش یابد، در حالیکه بنظر می رسد بودجه آن  در مقایسه با سال قبلی بین 30 تا 40 درصد با كاهش روبرو ست یعنی این دانشگاه در بخش جاري تا حدود 7-6 ميليارد تومان با كسري بودجه و یک بحران جدی مواجه خواهد شد.دو برابر شدن تعداد دانشجويان تحصيلات تكميلي هم مستلزم  تجهيز آزمايشگاه‌ها، ارتقاي كارگاه‌هاي آموزشي و تمهید امکانات دیگر است که اگر این پدیده را نیز در محاسبات خود منظور کنیم ،در اینصورت بر حجم مشکلات این دانشگاه اضافه خواهد شد.افزون بر این بر خلاف آنچه ادعا شده ، بودجه عمرانی دانشگاه تبریز هم در مقایسه با سال گذشته به نصف تقلیل یافته است.این در حالیست که ادعا می شود بودجه عمرانی دانشگاه ها در مقایسه با سال گذشته با رشد شش درصدی روبروست. 
2-دانشگاه های ایران حتی در بین 2000 دانشگاه برتر جهان نیز جایگاهی ندارند ، با این وجود قهرا در داخل کشور با یکدیگر قابل مقایسه و رقابت می باشند. در همین رابطه با خبر شدیم که وزارت علوم ،
دانشگاههاي: تهران، صنعتي شريف، صنعتي اصفهان، شيراز، اميركبير ، شهيد بهشتي، علم و صنعت و تربيت مدرس را بعنوان 8 دانشگاه برتر كشور برگزیده است. گرچه خبر مذکور یک خبر مسرت بخش می باشد و جا دارد که به کلیه دست اندرکاران سابق و کنونی دانشگاههای فوق الذکر تبریک گفته و برای آنان از خداوند آرزوی موفقیت بیشتری مسئلت بنمائیم، اما با توجه به اینکه از این پس بموجب بند(ز) قانون ماده50 برنامه توسعه به دانشگاههاي برتر كشور بودجه اي اضافه بر بودجه هاي مصوب تعلق خواهد گرفت تا براي ارتقا و توسعه پژوهش در دانشگاه خود به كار گيرند و این امر می تواند بر فاصله موجود میان دانشگاههای کشور بیافزاید،از اینرو لازم است
که وزیر علوم به دو سوال زیر پاسخ گوید:
الف-
دانشگاه‌هاي برتر جهان،‌ از طریق مراكز ارزيابي كننده بکمک دهها شاخص و ملاک علمی نظیر: تاریخ تاسیس، تعداد دانشجويان در مقطع تحصيلات تكميلي، تحقيقات انجام شده در دانشگاه‌ها،‌ ، تعداد ارجاعات به مقالات علمي توليدی يك دانشگاه، میانگین کل معدل دانشجویان ،سطع علمی دانشجویان و اساتید، میزان كشفيات علمي و اختراعات ثبت شده به نام دانشگاه ، تعداد اعضای هیات علمی دانشگاه و نسبت آن به دانشجويان، میزان مقالات چاپ شده در مجلات معتبردنیا ،آثار علمی و عملی دانشجویان ، تعداد سرانه تحقيقات و مقالات علمي متناسب با اعضاي هيات علمي، رتبه بندي می شوند.وزیر علوم باید پاسخ دهد که  ملاک های وزارت علوم برای رتبه بندی دانشگاه ها چه بوده است؟
ب-دانشگاه تبریز یکسال بعد از پایان جنگ جهانی یعنی در سال 1325 به نام دانشگاه آذربایجان و با سه دانشکدهٔ پزشکی، کشاورزی و علوم تربیتی بعنوان دومین دانشگاه ایران پس از دانشگاه تهران تاسیس شد. این  دانشگاه در بین دانشگاه‌های کشور از حیث سابقه ،دومین موسسه آموزشی کشور و در شمال غرب ایران بزرگ‌ترین موسسهٔ علمی محسوب می‌شود. دانشگاه تبریز از بدو تأسیس خود همواره در وقایع علمی، سیاسی ،اجتماعی و فرهنگی کشور نقش مهم و محوری را ایفاء کرده‌است. این دانشگاه از یکسو‌ بدليل‌ حضور مؤثرش‌ در جنبشهاي‌ دانشجويي‌ و تحولات‌ سياسي‌ ـ اجتماعي‌ همواره بعنوان‌ گل‌ سرسبد دانشگاههاي‌ كشور زبانزد خاص‌ و عام‌ بوده‌  و از سوی دیگر با كمترين‌ دخالت‌ و نفوذ قدرت‌ عمومي‌ و بصورت‌ كاملاً خودجوش‌ توانسته است که مدل‌ تلفيق‌ شده‌اي‌ از دانش و معنويت‌، سياست‌ و دیانت و دينداري‌ و مردم‌سالاري‌ را عملاً به‌ اجراء درآورده و از اين‌ رهگذر خصلت‌ جامعه‌ پذيري‌ و توان‌ كادرسازي‌ براي‌ نظام‌ جمهوري‌ اسلامي‌ ايران‌ را در سطح قابل توجهی تحقق بخشد.چنانچه طرح رتبه بندی دانشگاههای برتر کشور بدون تبعیض و بصورت علمی و واقعبینانه اجراء شده است ، به این اعتبار وزیر علوم باید به این سوال هم پاسخ دهد ،چرا دانشگاهی با این مختصات که دومین دانشگاه ایران بوده است تا کنون در میان دانشگاههای برتر ایران جای نگرفته است؟ اگر واقعا از قافله پیشرفت عقب مانده است ، علت عقب ماندگی چیست ؟ منشاء اصلی ایراد کجاست و برای رفع آن چه تدابیری اندیشیده اید؟

به هر روی لازم است که این دو نقیصه هرچه سریعتر مرتفع گردد
.

اعلمی: اگر شتر مملکت را با بارش هم ببرند، صدای هیچ کس درنمی آید

در دیدار با اکبر اعلمی ابتدا یکی از دانشجویان به فضای فعلی کشور اشاره کرد و گفت: موج برخورد با فعالین سیاسی-اجتماعی و برخورد با کسانی که در راستای مطالبات مردم و احقاق حقوق ملت تلاش می کنند به نمایندگان مستقل مجلس، از جمله جنابعالی، هم رسید و حاکمیت با رد صلاحیت شما این پیغام را داد که حتی نظارت نمایندگان مجلس بر حرکات و سیاست های دولت را تحمل نمی کند. ما برای بیان تشکر و قدردانی خود و دیگر دانشجویان به سبب عملکرد شجاعانه ای که شما در این دوره مجلس داشتید و همچنین برای گفت و گو با جنابعالی امروز به اینجا آمده ایم. ما متاسفیم که نمی توانیم شما را به دانشگاه خود دعوت کنیم تا مورد استقبال دانشجویان قرار بگیرید. چرا که کارگزاران همین دولت، دانشگاه را هم غصب کرده اند.

 سپس اکبر اعملی ضمن تشکر از دانشجویان دانشگاه امیرکبیر، به عملکرد خود در مجلس و در پی آن رد صلاحیتش اشاره کرد و با گلایه از افراد، اصناف و جریاناتی که او از حقوقشان دفاع کرده، گفت: کاری که در راه خدا انجام شود، قطعا به نفع مردم است و کاری که در حمایت از حقوق مردم انجام شود قطعا رضایت خداوند را هم به همراه دارد. من در طول ۸ سال حضور در مجلس وقتم را برای موکلینی قرار دادم که دست آن ها به جایی نمی رسید و نیاز به پشتیبانی داشتند، مانند معلمان، دانشجویان، کارگران و… . اما در شرایط فعلی که معدود افرادی پیدا می شوند که حاضر باشند فارغ از جناح بندی های سیاسی، یکه و تنها، مقابل قدرت عریان بایستند و از حقوق مردم دفاع کنند، قدرشناسی و پشتیبانی مردم می تواند عامل ایجاد انگیزه باشد. در غیر این صورت در دوره های بعد این انگیزه در کسی به وجود نخواهد آمد.

 به گزارش خبرنامه امیرکبیر اعلمی با اشاره به ردصلاحیت خود توسط وزارت کشور و شورای نگهبان گفت: علت رد صلاحیت من را «عدم التزام به اسلام» اعلام کرده اند. ما که این انقلاب و نظام را خودمان به وجود آوردیم، سپاه را پایه گذاری کردیم، در جبهه های جنگ حضور یافتیم و مجروح شدیم، حالا اعلام می کنند صلاحیت نمایندگی مردم را نداریم. این مسئله من را شخصا ناراحت نمی کند، چرا که بنای بنده از ابتدا خدمت به مردم و فعالیت برای رضای خدا بوده و حالا مجلس هم نباشد جای دیگری می شود به همین کارها مشغول شد. نگرانی من فقط از بابت دیگرانی است که دارند وارد مجلس می شوند، چرا که ما برای آن ها سرمشقی بدی شدیم. در دوره هفتم علیرغم آن که اقلیت ضعیفی شکل گرفته بود باز تلاش هایی برای احقاق حقوق ملت انجام می شد، اما مشخص نیست با وجود این گونه تسویه حساب ها با نمایندگان منتقد، مجلس هشتم چه فعالیتی می خواهد بکند.

 اکبر اعلمی با اشاره به این که از شورای نگهبان به صورت مکتوب درخواسته کرده که اعلام کند وی چه موقع التزام خودم را به اسلام از دست داده است، افزود: من مطمئنم حمایت من از فرهنگی ها، شرکت در تجمع آن ها، پیگیری مشکلات دانشجویان، باز کردن پای خانواده دانشجویان در بند به کمیسیون امنیت ملی، اعتراض به شرایط حاکم بر بند ۲۰۹ و… عامل رد صلاحیت من بوده است. ما انتظار داشتیم که این تفکر شکل نگیرد که تنها پشتوانه قابل وثوق سرمایه دارها و حاکمیت است. اما متاسفانه این انتظار ما تقریبا با بن بست مواجه شد. من انتظار داشتم فرهنگیان، دانشجویان و دیگر اقشاری که ما به خاطر دفاع از حقوق آن ها ردصلاحیت شدیم، نسبت به این رد صلاحیت واکنشی نشان بدهند، بیانیه ای صادر کنند، طوماری امضا کنند و… . اما متاسفانه این رد صلاحیت ها هیچ واکنشی در پی نداشت.

 این نماینده مجلس با ابراز نگرانی نسبت به آینده، گفت: متاسفانه تفکری در حال حاکم شدن است که اگر در آینده کسی شتر مملکت را با بارش ببرد، صدای کسی درنمی آید. افرادی چون ما، خواسته یا ناخواسته، جزء ظرفیت های نظام بودیم. نگاه خیلی ها را که برای حل مشکلاتشان به خارج مرزها دوخته شده بود، به داخل نظام آوردیم و در آن ها امید ایجاد کردیم. اما آقایان انتقادهای ما را برنتافتند و این ظرفیتی که به واسطه ما ایجاد شده بود به دست خودشان نابود کردند. کسانی که به مجلس آمدند و برای خوش آمد آقایان سکوت کردند یا بله قربان گو شدند، به رای مردم خیانت کردند.

 اعلمی با انتقاد از کسانی که به دنبال تایید صلاحیت گرفتن تن به هر خفت و خواری می دهند، خاطرنشان کرد: نماینده ای که به دنبال حمایت می رود، نمی تواند وظیفه نمایندگی را به درستی ایفا کند. من برای خودم شانی قایلم و شان من به من اجازه نمی دهد که دنبال گرفتن صلاحیت بدوم. که اگر به این صورت هم بتوانم تایید صلاحیت بگیرم، وقتی با التماس صلاحیت من را تایید کرده اند، دیگر حضور من در مجلس تاثیری ندارد و دردی را دوا نمی کند. من وقتی نتوانم انتقاد کنم، اعتراض کنم و وظایف نظارتی خود را انجام دهم، حضور یا عدم حضورم در مجلس چه فرقی می کند؟!

 به گزارش خبرنامه امیرکبیر در ادامه این دیدار، حسین ترکاشوند، عضو واحد سیاسی انجمن اسلامی امیرکبیر، به فضای حاکم بر کشور اشاره کرد و با توجه به سخنان اعلمی از وی پرسید: به نظر شما در شرایط فعلی فعالین سیاسی، اجتماعی و مدنی چه راهی را باید در پیش بگیرند و چه باید بکنند؟

 اعلمی در پاسخ گفت: انسان به امید زنده است، نباید ناامید شد و باید به فعالیت ادامه داد. آن ها دانشگاه و دانشجو را سرکوب می کنند و راه های انتقاد را می بندند، همین باعث رشد فساد در درون حاکمیت می شود و این مسئله برای نظام ضرر دارد. اصولا قدرتی که به سمت فربه شدن برود، فساد می آورد. شما باید در دانشگاه مقاومت کنید و با این توپ و تشرها عقب نشینی نکنید، من هم تا روز آخری که در مجلس هستم از تمام ظرفیتم برای دفاع از حقوق مردم و نظارت بر دولت استفاده خواهم کرد. توصیه من به شما هم این است که به ظرفیت های قانونی توجه کنید. ما در قانون اساسی و قوانین موضوعه مان ظرفیت های زیادی داریم که قابل استفاده کردن است. در مسیر قانون باشید تا گزک به دست کسی ندهید. توصیه دومم به شما این است که گول نام ها و عنواینی مثل اصلاح طلبی و اصولگرایی را نخورید و برده فکری دیگران نشوید. ارتباطتان را با نیروهای سالم حفظ کنید، ولی مرید دیگران نشوید. همین فراکسیون اقلیت، تا ما انتقادی می کردیم برای مصادره به مطلوب کردن، صحبت های من را، به عنوان عضو فراکسیون اقلیت، در بوق و کرنا می کردند، اما الان که رد صلاحیت شدیم یک بیانیه در حمایت از ما صادر نکردند. عناوین مهم نیستند، ما باید با معیار حق جلو برویم.

 اعلمی در ادامه افزود: توصیه سومم به شما این است جمعتان را، هر چند کوچک، حفظ کنید و آن را گسترش دهید. تشکل خود را حفظ کنید. چرا که آسیب پذیری اجتماع کمتر از آسیب پذیری فرد است. توصیه دیگرم به شما این است که درس بخوانید تا ظرفیت هایتان را بالا ببرید.

 عباس حکیم زاده، عضو شورای عمومی انجمن اسلامی امیرکبیر، با اشاره به سخنان اکبر اعلمی گفت: جامعه در حال حاضر دچار سرکوب شدیدی شده است. اقتدارگراها می خواهند تشکل ها و نهادهای مدنی را تضعیف کنند تا جامعه به طور کامل اتمیزه شود. علت این که رد صلاحیت نمایندگانی چون شما بازتابی در میان اقشار مختلف نداشت، بیشتر به سرکوب همه جانبه جامعه باز می گردد و نه به قدرناشناسی این اقشار.

 این دانشجو با اشاره به نشست های انجمن اسلامی امیرکبیر با فعالین سیاسی-اجتماعی گفت: نگاه ما در این نشست ها نگاهی انتقادی و اخلاقی است. ما همان طور که اخلاقا احساس وظیفه می کنیم که از افرادی چون شما تشکر و قدردانی کنیم، این وظیفه اخلاقی را هم در خود احساس می کنیم که در مقابل کسانی که به قول شما برای گرفتن صلاحیت تن به هر خواری و ذلتی می دهند انتقاد و اعتراض کنیم. ما انتقادمان به نیروهای سیاسی این است که به جای التماس به اقتدارگراها باید به جامعه روی بیاوند، همان کاری که شما انجام دادید و هزینه اش را دارید می پردازید.

 یکی دیگر از دانشجویان با اشاره به توصیه های اعلمی در خصوص استفاده حداکثری از ظرفیت های قانونی گفت: ما همواره سعی کردیم پایبندی خود را به قانون حفظ کنیم. اما وقتی طرف مقابل به قانون پایبند نیست، چه باید کرد؟ وقتی ما از حقوق قانونی خود، یعنی انتشار نشریه دانشجویی، استفاده می کنیم و طرف در مقابل می آید و نشریات ما را جعل می کند و با تمام نیرو و قدرت، علیرغم فقدان هر گونه مدرک مستدل، اصرار بر گناهکاری دانشجویان دارد، با چه بند و تبصره قانونی می توان جلوی او را گرفت؟!

 اعلمی در ادامه از وضعیت سه دانشجوی در بند دانشگاه امیرکبیر سوال کرد و در پاسخ گفت: اشکالی ندارد، ابزار ما قانون است، حتی اگر طرف مقابل اعتنایی به قانون نمی کند ما باید بر اجرای قانون پافشاری کنیم. من واقعا متاسفم که سه دانشجوی امیرکبیر این وضعیت را پیدا کردند. من تمام تلاش خود را در این خصوص از تابستان تا الان انجام دادم. حضور نیافتن من در دانشگاه شما برای انجام سخنرانی در اعتراض به بازداشت این سه دانشجو، رئیس دانشگاه تان را خیلی عصبانی کرد. در آینده هم اگر کاری از دستم برآید حتما انجام خواهم داد. ولی شما هم در نشریاتتان جانب احتیاط را رعایت کنید، منصفانه انتقاد کنید. اگر ۴ تا عیب مدیریت را می گویید، اگر حسنی دارد و کار خوبی کرده آن را هم بنویسید. بگذارید حساسیت ها بر روی شما بیخود و بی جهت بالا نرود.

منبع:http://www.edalatkhahi.ir/002242.shtml

اعلمی طی نامه ای به وزیر کشورخواستارشد: آزادی کلیه بازداشت شدگان در اسرع وقت و عذر خواهی از آنان

منبع:وب سایت شخصی اعلمی

نامه سرگشاده به وزیر کشور

حجت الاسلام پورمحمدی

وزیر محترم کشور

با سلام

چنانکه واقفید مشروعیت نظام با مقبولیت و پایگاه مردمی مسئولان رابطه مستقیم دارد ،لذا هرچه مقبولیت مسئولان نظام در میان مردم بیشتر شود به همان نسبت بر مشروعیت نظام و ارکان ذیربط نیز افزوده خواهد شد و برعکس ضریب منفور شدن نمایندگان و مسئولان کشور در میان مردم هم می تواند حاکی از ضریب کاهش مقبولیت بخشی از حاکمیت در نزد مردم تلقی شود. به این اعتبار از آنجا که بنده هنوز نماینده رسمی حوزه انتخابیه تبریز ، آذرشهر و اسکو در مجلس شورای اسلامی هستم ،بدیهی است که هرگونه حمایت قانونی مردم از وکیل خود و شعار دادن به نفع او نه تنها منع قانونی ندارد بلکه می تواند دلیلی بر حقانیت و مشروعیت عملکرد عضوی از اعضای قوه مقننه به شمار آید.

با این وصف پس از مدتها ایجاد تنگنا و اعمال محدودیت های شدید پلیسی و پشت سر نهادن فراز و نشیب های مربوط به برگزاری مسابقات فوتبال تراکتور سازی تبریز با تیم های حریف ، سه شنبه هفته جاری وقتیکه انبوه چند هزار نفری تماشگران بازی فوتبال در تبریز فرصتی یافته بودند تا در استادیوم و هنگام خروج از آن به روش مسالمت آمیزی به حمایت از نماینده قانونی خود بپردازند ، توسط ماموران انتظامی و امنیتی که قسمتی از شهر را قرق کرده بودند ،مورد هجوم واقع و نزدیک به بیست نفر بازداشت شدند! چنین برخوردهائی با دوستان حقیر امر بدیعی نیست و در طول هشت ساله گذشته هر اقدامی در جهت حمایت از مواضع و عملکرد بنده که در واقع بیان بخشی از مواضع و تمنیات واقعی و مکنونات قلبی مردم بوده بمثابه یک حرکت غیر قانونی تلقی و بنحوی مهار و تحدید شده است .اگر دیوارنویسی در محل های غیر مجاز ، طومارنویسی های نمایشی ،نصب صدها پلاکارد ریز و درشت، تدارک اجتماعات و راهپیمایی های جانبدارانه و تطمیع شده توسط مزدبگیران آنهم از طریق تعطیل ادارات و مدارس و بسیج کارمندان و دانش آموزان و نیروهای مسلح ، بنفع برخی از شخصیت های رسمی و غیر رسمی ،مباح و بلکه تکلیف شرعی محسوب شده و تحت حمایت دولتمردان بصورت رسمی و باسمه ای و کلیشه ای و با انواع و اقسام تبلیغات رسانه ای در حد بسیار افراطی صورت می گیرد، در مقابل دیوارنویسی در محل های مجاز ، طومار نویسی ،انتشار اعلامیه و نصب پلاکاردهای جانبدارانه و قانونی و برگزاری هرگونه اجتماعات و راهپیمائی های خودجوش مردمی برای حمایت از نماینده خدمتگزار خود در تبریز و یا سایر نقاط پدیده ای نامشروع و آزار دهنده و غیر قابل تحمل و چه بسا خطرناک و ضد نظام به شمار آمده و از وقوع آن با تمام قوا و امکانات جلوگیری می شود!

 این در حالیست که چندی پیش گروهی فتنه گر با دستاویز قرار دادن مقدسات و با توسل به غیر اخلاقی ترین شیوه ها و انواع دروغ ها علیه بنده تلاش کردند تا وانمود نمایند که اینجانب به ساحت مقدس امام حسین(ع) اسائه ادب کرده ام  و از این طریق قصد داشتند که با جریحه دار کردن احساسات پاک مذهبی مردم علیه اینجانب ، زمینه حذفم از صحنه رقابت های انتخاباتی مجلس را فراهم سازند. اما وقتی که این توطئه ناجوانمردانه بدلیل هوشیاری مردم و شناخت آنها از خدمتگزارشان با شکست مواجه شد، به تحریک یکی از روحانیون و هدایت یک شعبان بی مخ کوچک که متاسفانه ملبس به لباس محترم طلبگی نیز هست ،یک گروهک هتاک و معلوم الحال یکصد نفره در تبریز ،طی یک برنامه سازمان یافته در جلوی صفوف نمازگزاران شریفی قرار گرفتندکه بی خبر از سناریوی طراحی شده در حال عزیمت به خانه خود بودند تا بکمک دوربین های سحرآمیز صدا و سیما و پخش چند باره آن از این رسانه  ،بازگشت نمازگزاران به خانه اشان را به عنوان راهپیمایی خودجوش مردم تبریز علیه بنده القاء نمایند. اما نکته در خور توجه این بود که با وجود انواع تهدیدات و هتاکی هائی که  از سوی همین گروه کوچک نسبت به نماینده مردم در مجلس صورت گرفت ،ماموران شما  نه تنها کوچکترین حساسیت و واکنشی از خود نشان ندادند بلکه به حفاظت از آنان و پارچه نوشته های موهنشان مبادرت ورزیدند!

قهرا اهمیت و حساسیت این امر آنگاه آشکار می شود که بپذیریم  بنده هنوز به عنوان عضو کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس نماینده رسمی و قانونی مردم در مجلس شورای اسلامی هستم و به حکم قانون هر گونه توهین به مقامات رسمی کشور جرم محسوب و قابل تعقیب و مجازات است در حالیکه حمایت از یک مقام رسمی نه تنها جرم نیست بلکه در خور تقدیر نیز می باشد و در شرایط عادی و مردمی بودن نظام سیاسی حاکم، باید بنفع کشور تلقی شود مگر آنکه حمایت مردم از یک نماینده قانونی را معارض با منافع اشخاصی باشد که فاقد پایگاه مردمی هستند ،در اینصورت ایراد متوجه کسانی است که مقبولیت خود را از دست داده اند.

لذا توصیه می کنم که نیروهای تحت امر خود را بگونه ای هدایت کنید که بجای نگرانی از ابراز محبت و حمایت های مردمی نسبت به یکی از خدمتگزارن خود که در قالب طومارنویسی، برگزاری اجتماعات قانونی ،راهپیمائی های مسالمت آمیز ، سر دادن شعارهای جانبدارانه و نظایر آن ظهور و بروز یافته و متاسفانه همواره نیز به شدید ترین وجهی از آن جلوگیری به عمل آمده و سرکوب می شود، دغدغه خود را معطوف به علل بی توجهی مردم به سرنوشت آندسته از نمایندگان و مسئولانی نمایند که فاقد پایگاه مردمی هستند و بود و نبود آنها در عرصه قدرت برای مرم یکسان است و چه بسا نبود آنان اسباب خرسندی اقشار مختلف ملت را فراهم می سازد!

در خاتمه تاکید می کنم که چنانچه حمایت مردم از نمایندگان خود بطور مطلق جرم محسوب می شود و یا اگر مسئولان و نمایندگان ملت به درجه یک و دو و خودی و غیر خودی تقسیم شده و حمایت و شعار های جانبدارانه بنفع برخی از آنها جرم و بنفع گروه دیگر صواب تلقی می شود، شایسته است که مستند قانونی آن با ذکر مرزبندی ها و مصادیق مربوطه به اطلاع همگان برسد تا برای پیشگیری از تکرار چنین جرمی تدابیر لازم اتخاذ شود، در غیر اینصورت مقتضی است که دستور دهید ضمن اجتناب از تکرار برخوردهای غیر قانونی و حمایت بدون تبعیض از اجتماعات قانونی و ابراز احساسات مشروع مردمی نسبت به مسئولان و خدمتگزاران کشور، در اسرع وقت کلیه بازداشت شدگان آزاد و از آنان عذر خواهی لازم به عمل آید.

دستگیری تعدادی از مردم تبریز در پی اعلام حمایت از اعلمی

مقارن روز سه شنبه همزمان با برگزاری مسابقه بین تیمهای تراکتور سازی و سرخپوشان دلوار افزار تعداد کثیر ی از مردم که جمعیتی بالغ بر 5000 نفررا تشکیل میدادند در حین وپس از مسابقه بارها با سر دادن شعارهای مختلف از قبیل "یاشاسین اعلمی" و "اعلمی ،والسلام" حمایت و علاقه خود را نسبت به نماینده محبوب ورد صلاحیت شده شهر تبریز ابراز داشته وقاطعانه از این نماینده پشتیبانی کردند.

پس از پایان دیدار دو تیم با وجود تعداد قابل توجه و کم سابقه ای از ماموران انتظامی وامنیتی درسطح خیابانهای اطراف از ساعات اولیه امروز مستقر شده وبصورت آماده باش کامل بسر میبردند مردم حاضر در ورزشگاه با حضور در خیابانهای شهر با اعلام حمایت قاطع دوباره خود، باردیگر ضمن نشان دادن علاقه خود به یگانه نماینده شجاع مجلس وتنها حامی واقعی منافع آذربایجان اعتراض خودرا نسبت به ردصلاحیت وی ابراز داشتند.

لازم بذکر است پس از این حرکت قهرمانانه مردم، مامورین با دستگیری تعدادی ازحاضرین به مقابله با ایشان پرداخته و شروع به برخورد کردند که تا بحال آمار دقیقی از تعداد دستگیرشده های احتمالی در دست نمی باشد.

شایان ذکر است در طول هفته های گذشته بدلیل ترس و وحشت برخی باندهای قدرت از محبوبیت اعلمی در بین مردم آذربایجان ،بازیهای تیمهای تبریزی به بهانه های واهی لغو وبرگزار نشده است.

گفتنی است در طول روزهای گذشته مرد آذربایجان بخصوص تبریز به انحاء مختلف منجمله نوشتن دیوارهای شهر،امضاء طومارهای چند هزار نفری،پخش اعلامیه و... اعتراض خود را نسبت به رد صلاحیت اعلمی نشان داده اند.

با مشاهده چنین مسائلی است که تبعیض ونامردی وخیانت کاری برخی اربابان قدرت وباندهای نامشروع نمایان میشود چرا که خوب بیاد داریم در آذرماه در پی سخنرانی اعلمی در زنجان چه تهمتهائی که به وی نثارنشد و چگونه عده ای چماق بدست در تبریز که تعدادشان به چند ده نفر هم نمیرسید در کنار وهمراهی مسئولین وبا مراقبت آنان به نماینده قانونی وفعلی و رسمی شهر تبریز اعلمی چه اهانتهائی که نکردند و چه مسائلی که لایق خودشان بود نثار اعلمی نکردند وچگونه صدا وسیمای وابسته به اربابان منطقه با بزرگنمائی این حرکت ناشایست و ناجانمردانه به یاری این شعبان بی مخ های زمان شتافت و تعدادمردم را با حقه های کثیف خود چگونه بیشتر از تعداد واقعی جلوه داد.

 راستی این قدرت وموقعیت چه چیزی است که ارزش آنرا دارد بخاطر آن حتی عده ای مجبورند شرف ودین وغیرت خود را هم فدای آن کنند.

 ولی در پایان خوب است یادآور این شیفتگان قدرت وصاحبان ثروت و باندهای مافیائی شویم که قبل از شما هم خیلی ها بخاطر قدرت وموقعیت سیاسی و... چه خیانتها و ناجوانمردیهائی که در حق مردم وحقوق آنان نکردند ولی عاقبت خاک نصیب آنان شد وبس.

پس چه بهتر که بخود آئید وتا عمری برایتان باقی هست به اعمالتان فکر کنید وتغییری هرچند مختصر در اعمال ورفتار خود داشته باشید.

تکمله ای بر سخنان خطیب نماز جمعه تبریز

منبع: www.akbaralami.com

امام جمعه تبريز در خطبه های هفته گذشته اعلام کرد که " در بررسي صلاحيت‌هاي داوطلبان مجلس ميزان حال فعلي افراد مورد نظر است وی افزود: گاهي برخي از داوطلبان اين شبهه را مطرح مي‌سازند كه صلاحيت آنان در دوره‌هاي قبلي تائيد شده بايد در اين دوره نيز تائيد شوند، نمي‌تواند حرف منطقي باشد.

وي با بيان اينكه انسان‌ها نوعا در حال تغيير و تحول هستند، اظهار داشت: نمونه آن را مي‌توان در صدر اسلام طلحه و زبيرها و يا افرادي كه همراه ملت مبارزه مي‌كردند ولي بعد از انقلاب نظر اين افراد بنا به دلايلي تغيير كرد، چراكه ماهيت افراد مي‌تواند در شرايط مختلف تغيير يابد.

شبستري تصريح كرد: بررسي صلاحيت نامزدها بايد در هر انتخابات مجددا صورت گرفته و احراز صلاحيت آنان در چارچوب‌هاي قانوني لازم شود تا هر كسي به طور ديمي به مجلس راه نيابد. "*

استثنائا از این جهت با امام جمعه تبریز کاملا موافقم و من هم معتقدم که انسان ها نوعا در حال تغییر و تحول هستند و همچنانکه وی مدعی شده در صدر اسلام هم افرادی نظیر طلحه و زبیر که از صحابه نزدیک پیامبر اکرم (ص) محسوب می شدند ، دچار تغییر و تحولات جدی شدند تا آنجا که بخاطر منافع دنیوی و امتیاز طلبی به صف آرائی در برابر پیشوای عدالت امام علی (ع) پرداختند . اما قهرا چنین تغییر و تحولی محدود به طلحه و زبیر نبود و دامنگیر شخصیت های دیگری نیز شد که از این میان می توان به شیخ نهروان ابوموسی اشعری اشاره کرد.

همگان واقفند که ابو موسی نیز یکی از صحابه های معروف پیامبر بود که علاوه بر انجام واجبات ، مستحباتش هم ترک نمی شد تا جائیکه در اثر سجده های فراوان پیشانی اش پینه بسته بود . گرچه طلحه و زبیر بخاطر دنیا طلبی و امتیاز خواهی، آشکارا به مخالفت با امام علی برخاسته و در مسیر حکومت علی (ع) سنگ اندازی و اخلال ایجاد میکردند ، اما صدمات ایندو به هیچ وجه با خسارتی که ابوموسی در جنگ صفین و در ماجرای حکمیت به اسلام و تشیع وارد ساخت قابل مقایسه نیست!

به بیان دیگر با وجود اینکه طلحه و زبیر در زمان خلافت علی(ع) کارشکنی و نا فرمانی کرده و حتی زمینه ساز جنگی علیه آن بزرگوار شدند ، اما این کارشکنی ها در حدی نبود که باعث انحلال حکومت ایشان شود، در حالیکه ابوموسی در لباس دوست و بعنوان فردی مورد وثوق ، بدلیل ساده لوحی خود و تاثیر پذیری از فریب و نیرنگ عمروعاص ، علی (ع) را به نام مصلحت دین و براحتی در آوردن یک انگشتر از انگشتان دست خود ، از خلافت خلع و موجبات نصب معاویه به خلافت توسط عمروعاص و منزوی و خانه نشین شدن اصحاب راستین پیامبر را فراهم و سرنوشت اسلام را از مسیر درست آن منحرف ساخت! 

در واقع اگر امام حسین(ع) و 72 تن از یاران با وفایش در مسلخ کربلا به شهادت رسیدند و اگر سر بریده حسین پسر علی بن ابی طالب علیه‏السلام، در همان شهری که پدر بزرگوارش خلافت می کرد بر سر نیزه ها گردانده شد و اگر حرم امیرالموءمنین علیه‏السلام به اسارت گرفته شد بدون آنکه آب از آب تکان بخورد ،منشاء و نقطه عطفش ساده لوحی ابوموسی اشعری و قربانی شدن عدالت به پای مصلحت و در نتیجه انزوا و خانه نشین شدن یاران باوفای محمد(ص) و علی(ع) بود!

 بنابراین دگرگون شدن احوال و ماهیت افراد تنها منحصر به طلحه و زبیر ها و همینطور نمایندگان و داوطلبان مجلس نیست و چه بسا ممکن است که دامنگیر بعضی از شیوخ و دیگر خواص و حتی برخی از ائمه حمعه و جماعات هم شود! لاجرم با منطق خطیب نماز جمعه تبریز پیشنهاد می کنم که در هر مقطع زمانی علاوه بر منتخبان ملت ،صلاحیت اشخاصی مانند ائمه جمعه و بازخورد عملکرد آنها هم در نزد قاطبه مردم مورد بررسی قرار گیرد تا مبادا هر کسی بصورت دیمی امام جمعه نشود و خدای ناکرده در اثر برخی از موضعگیری ها ، تصمیمات ، تنگ نظری ها و داوری های غلط و یا احیانا قربانی کردن عدالت به پای مصلحت اندیشی ها و هواهای نفسانی ،سرنوشت انقلاب و فرزندان راستینش دچار همان سرنوشتی گردد که در صدر اسلام و حکومت امام علی رخ داد!

*منبع خبر: خبرگزاری دولتی فارس 16/11/86

آیت الله توسلی مسئول دفتر امام خمینی(ره)و عضو ارشد مجمع روحانیون بر اثر عارضه قلبی  درگذشت.


آیت‌الله محمدرضا توسلی صبح روز شنبه در سخنان پیش از دستور در جلسه مجمع تشخیص مصلحت نظام در حال اعتراض به برخی بی‌حرمتی‌ها نسبت به بیت‌ امام(ره) و ورود جریان های بی صلاحیت در عرصه سیاست و انتخابات بوده‌اند که ناگهان دچار حمله قلبی شده و تا انتقال به بیمارستان دار فانی را وداع گفته‌اند.

 

بر این اساس حضرت‌آیت‌الله توسلی در هفته اخیر نسبت به بی‌حرمتی‌هائی که توسط عده ای کوتوله سیاسی با هدف سید حسن خمینی نوه امام بوده است بسیار عصبانی و مکدر بودند و از دخالت های ناروا در امور سیاسی و انتخاباتی که خلاف توصیه های بنیانگذار فقید جمهوری اسلامی بوده به شدت رنجیده خاطر شده و بارها در جلسات خصوصی نسبت به این انحرافات ابراز نگرانی کرده بود، ونیز نوشته ای که هفته گذشته در سایت اینترنتی نوسازی چاپ شد و در آن به انتقادی که سیدحسن خمینی، نوه آیت الله خمینی از ردصلاحیت گسترده داوطلبان اصلاح طلب برای شرکت در انتخابات مجلس کرده بود، با لحنی تند و استهزا آمیز اعتراض شده بود.

 

آیت‌الله توسلی از نزدیکان حضرت امام،دوست بسیار صمیمی مرحوم سید مصطفی خمینی و از مسئولان ارشد دفتر امام در جماران بوده اند که طی سال‌های پس از رحلت بنیانگذار جمهوری اسلامی نسبت به پیگیری دستورات امام حساس و در برابر انحرافات از خط امام همواره هشدار داده‌بودند.

***********************************************

پیام تسلیت رهبر معظم انقلاب به مناسبت درگذشت مرحوم آیت الله توسلی

 

حضرت آیت‌الله خامنه ای رهبر معظم انقلاب اسلامی در پیامی ارتحال عالم مکرم جناب حجت‌الاسلام و المسلمین حاج شیخ محمد رضا توسلی (ره) را تسلیت گفتند. 

 

 متن پیام به این شرح است :

 

بسم الله الرحمن الرحیم

 

با تاثر و تاسف از ارتحال جناب حجت الاسلام والمسلمین آقای حاج شیخ محمد رضا توسلی (ره) اطلاع یافتم ، این عالم محترم از شاگردان امام راحل رضوان الله علیه و از نخستین پیوستگان به نهضت عظیم آن بزرگوار بودند و پس از انقلاب تا آخرین لحظات حیات مبارک آن قائد عظیم الشان درخدمت ایشان حضور داشتند .

 

 امید است در نشاه ی آخرت هم با آن بزرگوار محشور باشند انشا الله.

 

اینجانب مصیب وفات آن عالم مکرم را به همسر و فرزندان معزز و دیگر بازماندگان و نیز به دوستان و ارادتمندان ایشان تسلیت می گویم و رحمت و مغفرت الهی را برای آن مرحوم و صبر و اجر برای خانواده ی مصاب مسئلت می کنم.

سید علی خامنه ای 27 بهمن ماه 1386

 


***********************************************


درگذشت  آیت الله توسلی در پی بی حرمتی به بیت امام

 

علیخانی درباره علت این حادثه گفت: آیت الله توسلی هنگام  اعتراض نسبت به  توهین های اخیر به بیت امام در جلسه  مجمع تشخیص مصلحت نظام ،  دچار عارضه قلبی شد.

 

قدرت الله علیخانی نماینده بویین زهرا و آوج در مجلس افزود: آیت الله توسلی از اعضای بیت امام که عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام نیز بود صبح امروز در نشست مجمع تشخیص مصلحت نظام دچار عارضه قلبی شدید شد.

 

علیخانی درباره علت این حادثه افزود: آیت الله توسلی در حالی که به شدت از توهین های اخیر به بیت امام عصبانی و در حال اعتراض خود در مجمع بود دچار عارضه قلبی شد.

 

علیخانی گفت: قطعا خون این فقیه وارسته بر گردن کسانی است که زمینه بی حرمتی به بیت امام را فراهم آورده اند


*************************************************


بر اساس آخرین سخنان آیت الله توسلی در آخرین لحظات عمر با برکت ایشان در مجمع تشخیص مصلحت پرداخت ، در ذیل می آید:

 

... ایستادند در مقابل دشمنان خارجی که این چنین به انقلاب اسلامی وفادار هستند و حضرت امام (ره) فرمود : "جانم فدای تک تک ایم ملت". امام (ره) این ملت راشناخت و با عرض تسلیت به پیشگاه مقام معظم رهبری و ملت عزیز لبنان و حزب الله ، در رابطه با شهادت عماد مغنیه و با تاسف از اینکه در ایام دهه مبارکه فجر (که از ورود حضرت امام - ره - تا روز 22 بهمن ، روز خوشحالی ملت ایران و همه به یاد امام - ره - بودند.) جای تاسف است که در چنین ایامی به بیت رفیع حضرت امام (ره) آن طور اهانت ها و تهمت ها و دروغ پردازی هایی شد که حتی رادیوهای بیگانه هم کلمات این سایت را نقل کردند.

 

همانطور که حضرتعالی فرمودید ، ما نمی دانیم که چه کسی هست. اما متوجه می شویم که یک دستی در کار است که بیت امام (ره) و شخصیت های مبارز اسلام را که به انقلاب دلبستگی داشتند ، آنها را از صحنه خارج کنند. آقای حاج حسن خمینی ، دو تا مطلب ذکر کرد. که حالا منشا آن هم ، من یک خوابی که ایشان دیده بودند بگویم حدود 2 ماه قبل ، بعضی از بزرگان اطلاع دارند ، ایشان گفتند که من خواب دیدم امام (ره) به من فرمود که "حسن من را دارند از این خانه بیرون می کنند" گفتم آقا چه کسی شما را از این خانه بیرون می کند. باز خواب دیدم دوباره که امام (ره) فرمودند " حسن من را دارند از این خانه بیرون می کنند" تا سه مرتبه این خواب را دیدم. البته من نمی گویم که خواب حجت است. اما گاهی خوابهایی است که انسان از آنها چیزهایی را متوجه می شود. من در کلمات حضرت امام (ره) مطالعه می کردم و دیدم که این پیش بینی را خود امام (ره) کرده است : "در تاریخ 23 اوان 63 ، اینجانب هیچگاه میل نداشتم و ندارم که درباره نزدیکان خود سخنی بگویم. لکن علاوه بر آنکه در پیشگاه مقدس حق (جل و علا) مقصر و مجرم هستم و از درگاه متعالش امید عفو و بخشش دارم و تمام سرمایه ام اعتراف به تقصیر و عذر از آن است  و در نزد مسلمان و ملت عزیز نیز اعتراف به قصور ، تقصیر و از آنان امید عفو و طلب آمرزش دارم. اما در پیش گروه هایی و اشخاصی گناهانی نابخشودنی دارم. و احتمال قوی می دهم که پس از من برای انتقام جویی از من به بعضی از نزدیکان و دوستانم تهمت ها که من آنها را ناروا می دانم بزنند. و به آتش که باید مرا بسوزانند ، آنها را بسوزانند. و احیانا به صورت دفاع از من ، انتقام مرا از آنها بگیرند" این نامه است مفصل از امام(ره) که در صحیفه امام (ره) هست و در وعده دیدار امام (ره) هست.

 

این نامه در دو سه جا هست. شما ببینید آقای حاج حسن آقا یک مسئولیتش نگهداری ... ، موسسه تنظیم و نشر آثار امام (ره) مربوط به ایشان است. و اگر او نخواهد ، امام را حفظ کند و کلمات امام را نگهداری کند ، خوب چه کسی باید یکند؟ حاج حسن آقا یک کسی است که هم تولیت آستانه حرم امام (ره) را دارد و هم مسئول موسسه تنظیم و نشر آثار امام (ره) است. خوب وقتی که نگاه می کند و می بیند که کلمات امام دارد طور دیگری معنا می شود. این وصیت نامه امام است در بند ل وصیت نامه : "وصیت برادرانه من در این آخرین قدمهای آخرین عمر بر قوای مسلح به طور عموم ، آن است که : ای عزیزان که به اسلام عشق می ورزید ، بیدار باشید و هوشیار. وصیت اکید من به قوای مسلح آن است که از مقررات نظام ، عدم دخول در احزاب و گروهها و جبهه ها است. به آن عمل نمایید و قوای مسلح ، چه نظامی و انتظامی و پاسدار و بسیج و غیر اینها ، در هیچ حزب و گروهی وارد نشده و خود را از بازی های سیاسی دور نگاه دارند. در این صورت می توانند قدرت نظامی خود را حفظ کنند" اما (ره) در آنجا می فرمایند : به عنوان دفاع از من ، ارزشهای انقلاب امام (ره) فقط به روضه خوانی و سینه زنی و اینها نیست. ارزشهای انقلاب امام (ره) به آن چیزهایی است که امام (ره) از آنها خون دل می خورد. شما ببینید منشور روحانیت امام (ره) در سال 67 است. می فرمایند در 15 خرداد 42 ، مقابله با گلوله تفنگ و مسلسل شاه نبود ، اگر اینها بود مقابله را آسان می نمود. بلکه علاوه بر آن ، گلوله حیله مقدس نمایی ، تحجر بود ، گلوله زخم زبان و نفاق و دورویی که هزاربار بیشتر از باروت و سرب ، جگر را می سوخت و می درید. عده ای مقدس نمای واپس گرا ، همه چیز را حرام می دانستند. خون دلی که پدر پیرتان از این دسته متحجر خورده است ، هرگز از فشارها و سختی ها دیگران نخورده است. امام (ره) آمد ارزش های انقلاب را که بگوید تهمت نزنید ، دروغ نگویید ، ریا نکنید . من یک روز داشتم می رفتم در اتاق ، دیدم مرحوم حاج احمد آقا  با یکی از دوستان دارند صحبت می کنند و به ایشان می گویند که امروز خدمت امام (ره) نروید (ایشان هر روز خدمت امام (ره) می رفتند) ایشان گفتند که برای چه؟ حاج احمدآقا فرمودند : آیا شما در جایی صحبتی کردید؟ ایشان گفت بله. فرمودند که امام (ره) صحبت های شما را گوش کرده ، شما در صحبت های تان ظاهرا یک چیزهایی گفتید که مثلا گفتید امام (ره) خدمت امام زمان (عج) می رسد. فریاد امام (ره) بلند شد که : این نسبت ها چه هست که به من می دهند. من هم یک فرد عادی هستم. چرا این حرفها را به من نسبت می دهند. این حرفها چه هست که نسبت به من می زنند. شما خودتان در خاطرتان هست.

 

(در اینجا آقای هاشمی می گویند این مساله چه بود) عرض می شود که آن چیزی که شما خودتان می دانید. آن سه نفری که آمدند و می خواستند بگویند که ما خدمت امام زمان (عج ) می رسیم. به هر حال یک کتاب خطی آوردند. امام فرمود که : "من سه تا سوال دارم" اول اینها را از آقا سوال کنید و برای من بیاورید من با شما صحبت می کنم. 1- حادثه ربط حادث به قدیم برای من لاینحل مانده است. 2-آن چیزی که من به آن خیلی علاقه دارم چه هست؟ 3-و یک چیزی هم گم کرده ام که آن چه هست؟...بنا شد بروند و خبر بیاورند...دو روز آمدند و سر سه راه ، به مرحوم حاج احمد آقا فرمودند که : "برو ببین که چه می گویند" من متوجه نشدم که چه چیزی گفتند به مرحوم حاج احمدآقا ، که وقتی برگشت امام (ره) فرمود و به ایشان گفت : "شیادها ، دست از این حرفهایتان بردارید و دنبال شیادی نروید." برنامه امام (ره) این بود ، نمی خواستند مردم با این حرفها سرگرم کند. و حرف امام (ره) این بود...(در این لحظه آیت الله توسلی دچار عارضه قلبی شده و دارفانی را وداع می گویند.)


************************************************


حضور شخصیت های نظام در کنار پیکر آیت الله توسلی  

 

جمعی از شخصیت های برجسته نظام در بیمارستان شهید شوریده که پیکر آیت الله توسلی به آنجا انتقال یافته است حضور یافتند.

 

این شخصیت ها عبارتند از : آیت الله هاشمی رفسنجانی ،حجت الاسلام و المسلمین  سید محمد خاتمی ، حجت الاسلام و المسلمین  سید حسن خمینی ، حجت الاسلام و المسلمین  علی اکبر ناطق نوری ، غلامعلی حدادعادل ، حجت الاسلام و المسلمین  موسوی لاری ، حجت الاسلام و المسلمین  قدرت الله علیخانی ، مرتضی حاجی ، حجت الاسلام و المسلمین  امام جمارانی ، حجت الاسلام و المسلمین  عیسی ولایی ، احمد مسجد جامعی ، حجت الاسلام و المسلمین  سراج الدین موسوی ، حجت الاسلام و المسلمین  محمد مقدم ، حجت الاسلام و المسلمین  محمد علی صدوقی، حجت الاسلام و المسلمین  محمدعلی ابطحی، مهدی هاشمی و...


واکاوی و بازبینی ریشه هاودلایل برخوردهای حذفی وخصومت آمیزبرخی از اشخاص حقیقی وحقوقی بااعلمی(1):

 اصرار برای پیگیری دو پرونده ویژه
"بدون توضیح"! 


"به گزارش خبرنگار ايلنا، اكبر اعلمي در طرح سوال خود از مصطفي پورمحمدي، وزير كشور، آورده است:

*در 11ارديبهشت سال جاري، يكي از ماموران يگان ويژه نيروي انتظامي تبريز، به بهانه پخش موزيك از درون يك اتومبيل ايست داده و سپس به خودرو و سرنشينان آن شليك ‏می کنند كه بر اثر آن دو نوجوان به شدت از ناحيه قلب, صورت و جمجمه صدمه ديده و به بيمارستان امام منتقل و به دليل وخامت اوضاع، تحت مراقبت‌‏هاي ويژه قرار ‏می گیرند كه ظاهرا پس از قطع اميد پزشكان از مداواي افراد مذكور با اصرار دادستان تبريز، تجهيزات ساير بيمارستانها بسيج و به هر طريق ممكن از فوت اين دو نوجوان جلوگيري می‌‏شود. 

در ادامه سوال اعلمي، آمده است: نظر به قانون به كارگيري سلاح توسط ماموران نيروهاي مسلح در موارد ضروري مصوب 18/10/73و همچنين قانون احترام به آزادي‌هاي مشروع و حفظ حقوق شهروندي مصوب 15/2/83، پاسخ دهید كه چه تمهيداتي در جهت آموزش و توجه دادن نيروهاي مسلح تحت امر به رعايت قوانين مذكور و پيشگيري از تكرار اين قبيل اقدامات افراطي و غيرقانوني كه زحمات اكثريت ماموران زحمتكش و خدوم نيروي انتظامي را مخدوش و با جان مردم بازي مي‌كند، اتخاذ شده و با مامور خاطي و آمرقانوني وي چه برخوردي صورت گرفته است؟

همچنين اين عضو كميسيون امنيت ملي، در ادامه تاكيد كرده است:سه تن از اشرار كه در ميان آن‌‏ها فرزند يكي از معاونان استان... آذربايجان شرقي و يكي از محافظان يكي از روحانیون با نفوذ تبريز و همچنين يكي از كساني كه به نحوي مرتبط با پرونده مربوط به ربايش يك پرستار در تهران بوده، حضور داشتند، مبادرت به ربودن مسلحانه دختر نوجواني در يكي از خيابان‌‏هاي تبريز كرده و پس از انتقال وي به دفتر فرزند معاون استان... با او عمل حرام انجام داده و پس از آگاهي ماموران از اين اقدام خود اقدام به فرار ‏كردند.

 علي‌‏رغم دستور دادستان تبريز مبني بر تعقيب يادشدگان توسط ماموران انتظامي، ماموران از بيم تهديدات و اعمال نفوذهاي صورت گرفته از تعقيب و دستگيري اشرار مذكور خودداري كرده كه لاجرم با دخالت مستقيم دادستان و شليك به چرخ اتومبيل افراد مذكور، خودروي حامل اشرار متوقف و سرنشينان آن دستگير و روانه بازداشتگاه ‏شدند. بر اثر اعمال فشار برخي از مقامات سياسي و بانفوذ، به جز يك نفر از بازداشت شدگان، بقيه با سپردن وثيقه آزاد ‏شدند؛ اما قرائن حاكي است كه اعمال فشار براي منحرف كردن پرونده موصوف همچنان ادامه دارد. 

وي، خطاب به پورمحمدي، اعلام‌‏كرده است: نظر به مسبوق به سابقه بودن شرارت دستگيرشدگان و با توجه به نسبت و ارتباط افراد مذكور با برخي از مقامات مسوول استان، پاسخ فرماييد براي جلوگيري از اعمال نفوذ مقامات ياد شده و مجازات بدون تبعيض متهمان و سير طبيعي و قانوني پرونده و تسويه اشخاص ياد شده در استان...ي آذربايجان شرقي، چه تدابيري انديشيده‌‏ايد؟ضمنا براي جلوگيري از باندبازي‌‏هاي مخرب و توام با حمايت برخي از مقامات استان چه اقداماتي به عمل آمده است؟


"منبع خبر : خبرگزاری ایلنا - تاريخ :02/04/1386_کد خبر: 431152 ساعت:14:48



                             *توضیح:در صورت لزوم جزئیات بیشتری از سرنوشت پرونده فوق افشاء خواهد شد!

مدیر مسئول کیهان: حق با اصلاح طلبان است؛ فرمانده سپاه رسما پوزش بخواهد

 

نوروز:حسین شریعتمداری مدیرمسئول روزنامه کیهان در یادداشت روز 4شنبه این روزنامه تحت عنوان «خطا را باید پذیرفت»، تاکید کرد : باید پذیرفت اظهارات فرمانده سپاه درخصوص لزوم حمایت از جریان اصولگرایی با فرمان صریح امام خمینی (ره) مغایرت داشته است. وی همچنین از اصولگرایان بدلیل دفاع از اظهارات سردار جعفری بدون توجه به نظر صریح امام راحل انتقاد کرد.

در این یادداشت آمده است: این روزها سخنان سردار جعفری فرمانده سپاه پاسداران انقلاب اسلامی كه پنج شنبه گذشته در همایش مسئولان بسیج دانشجویی دانشگاهها ایراد شده بود به یك چالش جدی در عرصه سیاسی كشور تبدیل شده و عكس العمل های موافق و مخالف فراوانی را در پی داشته است. سردار جعفری در این همایش بر ضرورت حمایت بسیج از اصولگرایان تاكید ورزیده و به عنوان فرمانده مشترك كل سپاه و نیروی مقاومت بسیج خطاب به بسیجیان گفته بود «برای تداوم راه انقلاب اسلامی حمایت از جریان اصولگرایی ضرورتی قطعی، اجتناب ناپذیر و تكلیف الهی نیروهای انقلابی و ارزشی كشور به شمار می آید» و افزوده بود «جریان اصولگرایی بعد از گذشت 25سال از انقلاب دوباره زنده شده است و اكنون در حاكمیت دو قوه از سه قوه كشور قرار گرفته است

کیهان می افزاید: در پی اظهارات فرمانده كل سپاه، برخی از افراد و گروههای وابسته به جبهه اصلاحات سخنان ایشان را نقض صریح سفارش حضرت امام(ره) و رهبر معظم انقلاب دانستند كه نظامیان را از عضویت در گروههای سیاسی منع فرموده و دخالت یا موضع گیری آنان به نفع یا علیه جریانات سیاسی را خلاف قانون و ممنوع اعلام كرده بودند. در سوی دیگر ماجرا، شماری از اصولگرایان با استناد به این كه اصولگرایی محدود و منحصر به یك گروه و یا حزب سیاسی نیست بلكه ترجمان وفاداری به اصول انقلاب و ارزش های آن است، به مقابله با اعتراض جبهه اصلاحات برخاسته و اظهارات فرمانده سپاه را نه فقط در تعارض با نظر حضرت امام(ره) و قوانین جاری ندانسته بلكه سخنان ایشان را مستند به قانون اساسی معرفی كردند كه دفاع از دستاوردهای انقلاب اسلامی را یكی از ماموریت های سپاه برشمرده است.

کیهان درباره این مناقشه نوشنه است: نظر حضرت امام(ره) و رهبر معظم انقلاب درباره ممنوعیت نظامیان از عضویت در گروهها و احزاب سیاسی و دخالت آنان در مناقشات و رقابت های سیاسی- از جمله انتخابات- به حمایت از یك حزب و گروه و یا مخالفت با حزب و گروه دیگر، به اندازه ای روشن و خالی از ابهام است كه جای كمترین تردیدی در آن نیست. و نكته درخور توجه آن كه منظور حضرت امام(ره) از گروهها و احزاب سیاسی كه دخالت نظامیان را در رقابت ها و مناقشات آنها ممنوع فرموده اند، احزاب و گروههای قانونی است. بنابراین مادام كه یك حزب و یا گروه سیاسی از سوی مقامات رسمی و مسئولان ذیربط غیرقانونی اعلام نشده است، نیروهای نظامی حق دخالت در مناقشات و موضع گیری به نفع یا علیه هیچیك از آنها را ندارند.

شریعتمداری می افزاید: سردار جعفری از نیروهای كارآزموده و آگاه سپاه پاسداران است كه وفاداری و پایبندی خود به نظرات حضرت امام(ره) و رهبر معظم انقلاب را بارها به اثبات رسانده است بنابراین به سختی می توان اظهارات اخیر ایشان را در تقابل با نظر حضرت امام(ره) و حمایت از یك حزب و جناح سیاسی تلقی كرد، بلكه به نظر می رسد فرمانده محترم سپاه از اصولگرایی به مفهوم و معنای واقعی آن یعنی وفاداری به ارزش های اسلامی و انقلابی حمایت كرده بی آن كه یك جریان یا جبهه سیاسی با این نام ویژه را مورد نظر داشته باشد. اگر چنین باشد- كه باید چنین باشد- اظهارات سردار جعفری را نمی توان در تقابل با رهنمود امام راحل(ره) تلقی كرد. اما...

این روزنامه در ادامه آورده است: متاسفانه باید پذیرفت كه اظهارات فرمانده محترم سپاه- دستكم در ظاهر- با رهنمود صریح حضرت امام(ره) مغایرت داشته و در خوشبینانه ترین حالت می توان گفت كه ایشان در بیان مقصود و منظور خود موفق نبوده است.

کیهان ادامه داده: سردار جعفری در سخنان اخیر خود اگرچه روی اصولگرایی به مفهوم واقعی كلمه تاكید می كند ولی نشانی ها و مشخصاتی كه از اصولگرایی ارائه می دهد نشانه ها و مشخصات یك جبهه سیاسی است و نه یك مفهوم ارزشی به معنای واقعی آن. ایشان در بخشی از اظهارات خود می گوید «جریان اصولگرایی بعد از گذشت 25 سال از انقلاب دوباره زنده شده است و اكنون در حاكمیت دو قوه از سه قوه كشور قرار گرفته» و یا در بخش دیگری اظهار می دارد «امروز در قوه مجریه و مقننه جریان اصولگرایی حاكم است از این رو اگر بسیج می خواهد در این رابطه كاری كند، ابتدا باید از این جریان مراقبت كرده و سپس در حفظ، توسعه و پیشرفت آن و برطرف كردن نقاط ضعفش تلاش كند

شریعتمداری می نویسد: همانگونه كه ملاحظه می شود فرمانده محترم سپاه در سخنان خود از اصولگرایی به عنوان یك جریان مشخص سیاسی یاد می كند كه امروزه در دو قوه مجریه و مقننه حضور دارد یعنی واژه اصولگرایی را به مفهوم واقعی كلمه و جدا از احزاب سیاسی به كار نبرده بلكه با صراحت از یك جریان و جبهه سیاسی سخن می گوید كه اكنون در دو قوه مجریه و مقننه- دولت و مجلس- حاكمیت دارد و از بسیجیان می خواهد كه حمایت از این جریان را برای خود یك «وظیفه الهی» بدانند. بدیهی است كه این اظهارات با رهنمود صریح حضرت امام مبنی بر عدم دخالت نظامیان در رقابت های سیاسی در تناقض بوده و نقض صریح دستورالعمل ایشان و مفاد قوانین جاری است.

این مطلب می افزاید: ممكن است گفته شود كه اصولگرایان بر ارزش های اسلامی و انقلابی تاكید دارند، بنابراین حمایت از آنها به منزله حمایت از ارزش های انقلابی است. ولی باید توجه داشت حضرت امام(ره)، ضمن آن كه برخورداری از بینش سیاسی را برای نظامیان ضروری دانسته اند ولی دخالت آنان در رقابت های سیاسی و حمایت از این یا آن گروه و یا مخالفت با گروهی دیگر را صرفنظر از میزان حقانیت آنها ممنوع فرموده اند و این ممنوعیت، تمامی گروهها و احزاب قانونی كشور را شامل می شود.

در بند دیگرذ این یادداشت آمده است: برخی از دوستان اصولگرا بدون توجه به صراحت نظر حضرت امام(ره) از اظهارات برادر عزیزمان سردار جعفری حمایت كرده اند كه باید گفت؛ اگرچه بسیاری از مدعیان اصلاحات بارها نشان داده اند كه به آموزه های خط امام(ره) و ارزش های انقلابی كمترین اعتقاد و توجهی ندارند ولی در موضوع مورد اشاره، اعتراض آنها به سخنان فرمانده محترم سپاه یك اعتراض قانونی و برحق است بنابراین تاسف آور است كه شماری از دوستان اصولگرا در قضاوت خویش، نظر صریح حضرت امام(ره) را نادیده گرفته و اعتراض رقبای سیاسی خود به سخنان سردار جعفری را ملاك و معیار خود برای حمایت از اظهارات ایشان تلقی كرده اند!... مگر نه این كه مطابق آموزه های اسلامی باید «جانب حق را گرفت ولو علیه خودتان باشد» و یا مگر خداوند سبحان سفارش نفرموده است دشمنی با این یا آن گروه نباید شما را از حق گویی و عدالت ورزی دور كند؟ و...

شریعتمداری در نهایت آورده است: با شناختی كه نگارنده از سردار جعفری فرمانده محترم سپاه دارد، كمترین تردیدی ندارد كه برای ایشان پیروی از رهنمودهای حضرت امام(ره) و رهبر معظم انقلاب یك اصل خدشه ناپذیر است ولی همانگونه كه اشاره شد، این برادر عزیز و انقلابی در اظهارات اخیر خود- بی آن كه بخواهد- برخلاف نظر صریح امام راحل(ره) سخن گفته است و چاره آن پوزش از خطای لفظی- سهوالبیان- و توضیح درباره آن است

میردامادی:اینان مصداق بارز همان نا‌اهلان و نامحرماني هستند كه بر سر شاخه انقلاب نشسته‌ و بن مي‌برند

ميردامادي: اگر حريم حضرت امام (ره) شكسته شود چيزي از نظام باقي نخواهد ماند

نوروز: دكتر محسن ميردامادي دبير كل جبهه مشاركت ايران اسلامي در گفتگو با خبرنگار نوروز با بيان اين مطلب و با اشاره به تخطي آشكار فرمانده سپاه و برخي ديگر فرماندهان و مقامات نظامي، از بيانات و رهنمود‌هاي موكد حضرت امام مبني بر عدم مداخله نظاميان در رقابت‌هاي سياسي و انتخاباتي و عدم جانبداري آنان از گروه‌ها و احزاب سياسي، اين نوع مقابله آشكار با وصيت‌نامه بنيان‌گذار انقلاب و نظام جمهوري اسلامي را اقدامي ناصواب توصيف كرد.

ميردامادي افزود: صريح‌ترين تذكرات و انذار‌هاي امام را در رابطه با عدم مداخله نظاميان در رقابت‌هاي سياسي مشاهده مي‌كنيم كما اينكه ايشان در وصيت‌نامه خود به صراحت مي‌فرمايد :« وصيت اكيد من به قواي مسلح آن است كه همان‌طور كه از مقررات نظام، عدم دخول نظامي در احزاب و گروه‌ها و جبهه‌هاست به آن عمل نمايند و قواي مسلح مطلقا، چه نظامي و انتظامي و پاسدار و بسيج و غير اينها، در هيچ حزب و گروهي وارد نشده و خود را از بازي‌هاي سياسي دور نگه دارند. در اين صورت مي‌توانند قدرت نظامي خود را حفظ و از اختلافات درون گروهي مصون باشند و بر فرماندهان لازم است كه افراد تحت فرمان خود را از ورود در احزاب منع نمايند و چون انقلاب از همه ملت و حفظ آن بر همگان است، دولت و ملت و شوراي دفاع و مجلس شوراي اسلامي وظيفه شرعي و ميهني آنان است كه اگر قواي مسلح، چه فرماندهان و طبقات بالا و چه طبقات بعد، برخلاف مصالح اسلام و كشور بخواهند عملي انجام دهند يا در احزاب وارد شوند كه – بي‌اشكال به تباهي كشيده مي‌شوند – و يا در بازي‌هاي سياسي وارد شوند، از قدم اول با آن مخالفت كنند و بر رهبر و شوراي رهبري است كه با قاطعيت از اين امر جلوگيري نمايد تا كشور از آسيب در امان باشد»

وي گفت: متأسفانه در دوره‌هاي پيشين انتخابات ما شاهد تخلفات نظاميان در ورود به دسته بندي‌هاي سياسي و جانبداري از جريانات خاص بوده‌ايم و بارها نسبت به آن هشدار و انذار داده‌ايم اما اكنون كار به جايي كشيده است كه علناً در سخنراني‌هاي رسمي پا بر روي فرمايشات امام گذاشته مي‌شود و فرماندهان نظامي در سخنراني‌هاي علني فرمان‌هاي سياسي براي نيروهاي تحت امر خود صادر مي‌كنند و آنان را به جانبداري از يك گروه خاص تشويق و ترغيب مي‌كنند.

دكتر ميردامادي با اشاره به برخورد اهانت‌‌آميز برخي سايت‌هاي وابسته به دولت نسبت به حجت‌الاسلام والمسلمين سيد حسن خميني تأكيد كرد: حفظ حريم حضرت امام و بازماندگان ايشان بر همه مسلم است و كساني كه اينچنين جسارت را به نهايت رسانده‌اند كه افترا و تهمت و اهانت بر اين خانواده محترم روا مي‌دارند مشخص است كه هيچ نسبتي با انقلاب و امام ندارند و مصداق بارز همان نا‌اهلان و نامحرماني هستند كه متأسفانه بر سر شاخه انقلاب نشسته‌اند و بن مي‌برند.

وي عنوان داشت: كساني كه تذكرات مشفقانه و دلسوزانه اين عزيز مبني بر عدم مداخله نظاميان در سياست كه وصيت صريح حضرت امام مي‌باشد و نيز گلايه‌هاي ايشان از رد صلاحيت ياران و دوستان انقلاب را چنين با بي حرمتي و اهانت پاسخ مي‌گويند، نشان داده‌اند كه هيچ حريمي را جز منافع كوتاه مدت و ديدگاه‌هاي جناحي خود قائل نيستند و اگر پيش از اين با حركات برخي از منسوبان دولت نهم كه حريم بزرگان انقلاب و ياران صديق امام را جسورانه با توهين‌اميزترين عبارات شكستند با سكوت ناشي از رضايت همراهي نمي‌شد امروز شاهد چنين جسارت‌هايي به بيت مكرم حضرت امام نمي‌بوديم.

دكتر ميردامادي در عين حال اظهار داشت: اين اهانت‌ها و توهين‌ها و حريم‌شكني‌ها در جاي خود مورد تقبيح و نكوهش است اما اصلي‌ترين حريم شكني نسبت به امام (ره) تخطي عملي و آشكار از وصايا و فرامين ايشان است چه آنجا كه نظاميان چشم بر وصاياي ايشان مي‌بندند و علناً از يك جريان خاص سياسي حمايت لفظي و عملي كرده‌ و چه آنجا كه بر خلاف مشي و راه و آرمان امام، فرزندان انقلاب را با تنگ ‌نظري و سليقه‌محوري از گردونه امور خارج كرده و ميزان بودن رأي ملت را عملاً به سخره بگيرند.

دبير كل جبهه مشاركت در پايان عنوان داشت: حفظ حريم حضرت امام و وصايا و بيانات صريح ايشان بر همگان فرض و احترام بيت و بازماندگان آن بزرگوار شرط وفاداري به بنيان‌گذار انقلاب است و دلسوزان و ياران انقلاب و امام بايد در اين شرايط نسبت به تعرض به اين حريم‌ها حساس باشند