|
|
|
|
|
در روزهای بحرانی پس از ۱۸ تيرماه ۱۳۷۸، نامهی ۲۴ فرمانده سپاه پاسداران خطاب به رئيس جمهور خاتمی در برخی روزنامهها ـ مثل کيهان و جمهوری اسلامی ـ منتشر شد. متن كامل اين نامه و اسامي فرماندهان امضاكننده آن را به نقل از روزنامهی "جمهوري اسلامي" در زير میخوانيد.
رياست محترم
جمهوري حضرت حجتالاسلام والمسلمين جناب آقاي سيدمحمد خاتمي با عرض سلام و
خسته نباشيد به استحضار ميرساند: بهدنبال
حوادث اخير به عنوان مجموعهاي از خدمتگزاران دوران دفاع مقدس ملت شريف ايران،
وظيفهی خود دانستيم مطالبي را خدمت حضرتعالي دانشمند ارزشمند عرضه بداريم.
اميدواريم با سعهی صدر و شعار ارزشمند توأم با سيرهاي كه تبليغ ميفرماييد
(شنيدن هر سخن و ايده ولو مخالف) به اين موضوع كه شايد درد هزاران زجركشيدهی
انقلاب باشد كه امروزه بهدور از هرگونه خط و خطوط با چشمي نگران، مسائل و حوادث
انقلاب را مينگرند و سكوت، مسامحه و سادهانگاري مسئولين كه از بركت خون هزاران
شهيد بر مسند نشستهاند، متحير و متعجباند. |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه بیست و پنجم اسفند 1387ساعت 3:33 توسط آزاد
|
|
||
|
|
|
|
|
نام: محمد بن عبد الله در تورات و برخى كتب آسمانى «احمد» ناميده شده است. آمنه، دختر وهب، مادر حضرت محمد (ص) پيش از نامگذارىِ فرزندش توسط عبدالمطلب به محمّد، وى را «احمد» ناميده بود. كنيه: ابوالقاسم و ابوابراهيم. القاب: رسول اللّه، نبى اللّه، مصطفى، محمود، امين، امّى، خاتم، مزّمل، مدّثر، نذير، بشير، مبين، كريم، نور، رحمت، نعمت، شاهد، مبشّر، منذر، مذكّر، يس، طه و... . منصب: آخرين پيامبر الهى، بنيانگذار حكومت اسلامى و نخستين معصوم در دين مبين اسلام. تاريخ ولادت: روز جمعه، هفدهم ربيع الاول عام الفيل برابر با سال 570 ميلادى (به روايت شيعه). بيشتر علماى اهل سنّت تولد آن حضرت را روز دوشنبه دوازدهم ربيع الاول آن سال دانستهاند. عام الفيل، همان سالى است كه ابرهه، با چندين هزار مرد جنگى از يمن به مكه يورش آورد تا خانه خدا (كعبه) را ويران سازد و همگان را به مذهب مسيحيت وادار سازد؛ اما او و سپاهيانش در مكه با تهاجم پرندگانى به نام ابابيل مواجه شده، به هلاكت رسيدند و به اهداف شوم خويش نايل نيامدند. آنان چون سوار بر فيل بودند، آن سال به سال فيل (عام الفيل) معروف گشت. محل تولد: مكه معظمه، در سرزمين حجاز (عربستان سعودى كنونى). نسب پدرى: عبدالله بن عبدالمطلب (شيبة الحمد) بن هاشم (عمرو) بن عبدمناف بن قصّى بن كلاب بن مرّة بن كعب بن لوىّ بن غالب بن فهر بن مالك بن نضر (قريش) بن كنانة بن خزيمة بن مدركة بن الياس بن مضر بن نزار بن معد بن عدنان. از پيامبر اسلام(ص) روايت شده است كه هرگاه نسب من به عدنان رسيد، همان جا نگاه داريد و از آن بالاتر نرويد. اما در كتابهاى تاريخى، نسب آن حضرت تا حضرت آدم(ع) ثبت و ضبط شده است كه فاصله بين عدنان تا حضرت اسماعيل، فرزند ابراهيم خليل الرحمن(ع) به هفت پشت مىرسد. مادر: آمنه، دختر وهب بن عبد مناف. اين بانوى جليل القدر، در طهارت و تقوا در ميان بانوان قريشى، كمنظير و سرآمد همگان بود. وى پس از تولد حضرت محمّد(ص) دو سال و چهارماه و به روايتى شش سال زندگى كرد و سرانجام، در راه بازگشت از سفرى كه به همراه تنها فرزندش، حضرت محمّد(ص) و خادمهاش، ام ايمن جهت ديدار با اقوام خويش عازم يثرب (مدينه) شده بود، در مكانى به نام «ابواء» بدرود حيات گفت و در همان جا مدفون گشت. و چون عبدالله، پدر حضرت محمد(ص) دو ماه (و به روايتى هفت ماه) پيش از ولادت فرزندش از دنيا رفته بود، كفالت آن حضرت را جدش، عبدالمطلب به عهده گرفت. نخست وى را به ثويبه (آزاد شده ابولهب) سپرد تا وى را شير دهد و از او نگهدارى كند؛ اما پس از مدتى وى را به حليمه، دختر عبدالله بن حارث سعديه واگذار كرد. حليمه گرچه دايه آن حضرت بود، اما به مدت پنج سال براى وى مادرى كرد. مدت رسالت و زمامدارى: از 27 رجب سال چهلم عام الفيل (610 ميلادى)، كه در سن چهل سالگى به رسالت مبعوث شده بود، تا 28 صفر سال يازدهم هجرى، كه رحلت فرمود، به مدت 23 سال عهدهدار امر رسالت و نبوت بود. آن حضرت علاوه بر رسالت، به مدت ده سال امر زعامت و زمامدارى مسلمانان را پس از مهاجرت به مدينه طيبه بر عهده داشت. تاريخ و سبب رحلت: دوشنبه 28 صفر، بنا به روايت بيشتر علماى شيعه و دوازدهم ربيع الاول بنا به قول اكثر علماى اهل سنّت، در سال يازدهم هجرى، در سن 63 سالگى، در مدينه بر اثر زهرى كه زنى يهودى به نام زينب در جريان نبرد خيبر به آن حضرت خورانيده بود. معروف است كه پيامبر اسلام(ص) در بيمارىِ وفاتش مىفرمود: اين بيمارى از آثار غذاى مسمومى است كه آن زن يهودى پس از فتح خيبر براى من آورده بود. محل دفن: مدينه مشرفه، در سرزمين حجاز (عربستان سعودى كنونى) در همان خانهاى كه وفات يافته بود. هم اكنون مرقد مطهر آن حضرت، در مسجد النبى قرار دارد. همسران: 1. خديجه بنت خويلد. نخستين زنى كه افتخار همسرى پيامبر اكرم(ص) را يافت، خديجه بنت خويلد بود. حضرت محمّد(ص) پيش از رسيدن به مقام رسالت، در سن 25 سالگى با اين بانوى بزرگوار ازدواج نمود. خديجه كبرى (س) با موقعيت و اموال خويش، خدمات شايانى به پيامبر اكرم(ص) در اظهار رسالتش كرد. اين بانوى بزرگ، از افتخارات زنان عالم است و در رديف بانوان قدسى، همانند مريم و آسيه، قرار دارد. پيامبر اكرم(ص) به احترام خديجه كبرى (س) تا هنگامى كه وى زنده بود، با هيچ زن ديگرى ازدواج نكرد. همو بود كه دردها و رنجهاى پيامبر(ص) را، كه سران شرك و كفر متوجه آن حضرت مىكردند، تسلّى داده و او را در رسالت و نبوتش يارى مىداد. خديجه كبرى(س) به خاطر مقام و منزلتى كه در اسلام به دست آورده بود، مورد لطف و عنايت مخصوص پروردگار جهانيان قرار گرفت. به همين جهت روزى جبرئيل امين به محضر پيامبر اكرم(ص) شرفياب شد و گفت: اى محمد! سلام خدا را به همسرت خديجه برسان. پيامبر اكرم(ص) به همسرش فرمود: اى خديجه! جبرئيل امين از جانب خداوند متعال به تو سلام مىرساند. خديجه گفت: «اللّه السّلام و منه السّلام و على جبرئيل السّلام». حضرت خديجه (س) در ايام همسرى با پيامبر(ص) از احترام ويژه رسولخدا(ص) برخوردار بود و پيامبر(ص) نيز همسرى مهربان و وفادار براى او بود. آن حضرت پس از وفات خديجه (در رمضان سال دهم بعثت) همواره از او به نيكى ياد مىكرد. از عايشه، سومين همسر رسول خدا(ص)، روايت شده است: «كانَ رَسُولُ اللّهِ(ص) لايَكادُ يَخْرُجُ مِنَ الْبَيْتِ حَتّى يَذْكُرَ خَديجَةَ فَيَحْسَنُ الثَّناءِ عَلَيْها، فَذَكَرها يَوْماً مِنَ الْاَيّامِ فَادْرَكَتْني الْغَيْرةَ، فَقُلْتُ: هَلْ كانَتْ اِلاّ عَجُوزاً وَقَدْ اَبْدَلَكَ اللّهُ خَيْراً مِنْها، فَغَضَبَ حَتّى اهْتَزَّ مَقْدَمُ شَعْرِهِ مِنَ الغَضَبِ. پيامبر اكرم (ص) هيچگاه از خانه بيرون نمىرفت مگر اين كه يادى از خديجه مىكرد و از او به نيكى نام مىبرد. يك روز كه پيامبر اكرم(ص) از خديجه (س) ياد كرده و خوبىهاى او را بيان مىكرد، غيرت زنانگى بر من غالب شد و به پيامبر(ص) گفتم: آيا او يك پيرزن بيشتر بود و حال آن كه خداوند بهتر از آن (يعنى عايشه) را به تو داده است؟ پيامبر اكرم(ص) از اين گفتار من، خشمگين شد، به طورى كه موهاى جلوى سرش از شدت خشم به حركت درآمد. فرزندان: الف) پسران: عبدالله و قاسم از خديجه كبرى (س) و ابراهيم از ماريه قبطيه متولد شدند. وهرسه آنان در سنين كودكى از دنيا رفتند. ب) دختران: دختران پيامبر اسلام (ص) همگى از حضرت خديجه(س) متولد شدند و تمام فرزندان رسول خدا(ص) جز فاطمه زهرا (س) پيش از رحلت آن حضرت، از دنيا رفته بودند. تنها فرزندى كه از آن حضرت در زمان رحلتش باقى مانده بود، فاطمه زهرا(س)، آخرين دختر وى بود. اين بانوى مكرّمه، افتخار بانوان عالم، بلكه همه انسانها و مورد تقديس و تكريم فرشتگان عرشى است. همو است كه مادر سبطين و امّ الأئمة المعصومين(ع) است. گرچه پيامبر اسلام(ص) به تمام خاندان مؤمن خويش علاقهمند بود، اما در ميان همسرانش بيش از همه، به خديجه كبرى (س) و در ميان فرزندانش بيش از همه، به فاطمه زهرا (س) علاقهمند بوده و اظهار محبت و لطف مىفرمود. اصحاب و ياران: پيامبر اسلام(ص) چه در مكّه معظمه و چه در مدينه، داراى اصحاب و ياران باوفايى بود كه برخى از آنان پيش از آن حضرت و برخى ديگر پس از ايشان از دنيا رفتند و تعداد آنان به هزاران نفر مىرسد. در اين جا به نام برخى از صحابه مشهور آن حضرت اشاره مىشود: 2. ابوطالب بن عبد المطلب. پيامبر اكرم(ص) در عصرى زندگى مىكرد كه منطقه حجاز به دليل عدم حاصلخيزى و بيابانى بودن زمين و عدم رواج مدنيّت در بين مردم، از چشمطمع حكومتها دور مانده و به آن رغبتى نشان نمىدادند. به همين دليل، در آن سرزمين، حكومت مركزى و مستقلى وجود نداشت و دايره حكومتى، منحصر در قبيله و طايفه بود و نظام ملوك الطوايفى در آن مناطق حكمفرما بود، تا اين كه پيامبر اكرم(ص) به پيامبرى برانگيخته شد و از مكه به مدينه مهاجرت نمود و پايههاى يك حكومت جهانى را در اين شهر بنا نهاد؛ اما در اطراف حجاز حكومتهاى مستقل و نيمهمستقلى وجود داشت و حاكمانى از سلسلهها و تيرههاى مختلف حكومت مىكردند. اين حكومتها عبارت بودند از: ايران، روم شرقى، حبشه، يمن، حيره، غسّان، يمامه و مصر. همه حكومتهاى اطراف حجاز، تحت نفوذ سه دولت مركزى، يعنى امپراتورى بزرگ ايران، امپراتورى عظيم روم شرقى و حبشه بودند. تعداد زمامداران اين كشورها، كه معاصر با پيامبر اكرم(ص) (632-570 م.) بودند، زياد است. در اين جا تنها نام زمامدارانى را كه با پيامبر اسلام(ص) رابطه داشته و يا پيامبر(ص) آنان را به دين مبين اسلام دعوت كرده بود، ذكر مىكنيم: از ميان سلاطين و حاكمان فوق، تنها نجاشى، پادشاه حبشه و باذان، حاكم يمن رابطه حسنه با پيامبر اسلام(ص) داشته و از دعوت آن حضرت استقبال كردند و دينش را پذيرفتند. نجاشى با پذيرفتن دو گروه مهاجر مسلمان و پناه دادن آنها در حبشه، و باذان با قطع وابستگى به امپراتورى ايران و جنگيدن با دشمنان اسلام، در سرزمين يمن، خدمتهايى به حضرت محمّد(ص) انجام دادند؛ اما زمامداران ديگر يا با پيامبر اكرم(ص) از در دشمنى و جنگ وارد شدند و يا سياست بىطرفانهاى را درپيش گرفتند. البته پس از رحلت نبى گرامى اسلام(ص) همه آنان به دست تواناى مسلمانان و زمامداران اسلامى به سزاى اعمالشان رسيدند.
چند كلام زيبا از پيامبر اكرم (ص) 1- عافیت را برای دیگران بخواه تا نصیب تو شود. 2- از گهواره تا گور دانش بجوئید. 3- خدای را چنان پرستش کن که گوئی او را می بینی ٬ اگر تو او را نمی بینی او ترا می بیند. 4- یار را به یار توان سنجید. 5- خطرناک ترین دشمن تو نفس تو است که میان دو پهلوی تو است. 6- عادلتر از همه مردم کسی است که آنچه برای خود پسندد برای مردم نیز پسندد و آنچه بر خود روا ندارد بر مردم روا ندارد. 7- شما که می خواهید فرزندانتان در نیکی و محبت با شما بعدالت رفتار کنند در کار بخشش به آنها به عدالت رفتار کنید. 8- کار خدا را عزیز دار تا خدایت تو را عزیز کند. 9- ببخش و تنگ مگیر که بر تو تنگ گیرند. 10- پر اجر ترین عبادت ها آن است که نهان تر باشد |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه بیست و پنجم اسفند 1387ساعت 3:5 توسط آزاد
|
|
||
|
|
|
|
|
نام: جعفر (به معنى نهر جارى پرفايده) مدت عمر مبارک : 65 سال
زندگينامه امام جعفر صادق(ع) امام جعفر صادق (ع) در پگاه روز جمعه يا دوشنبه هفدهم ربيع الاول سال 80 هجرى، معروف به سال قحطى، در مدينه ديده به جهان گشود. اما بنا به گفته شيخ مفيد و کلينى، ولادت آن حضرت در سال 83 هجرى اتفاق افتاده است. لکن ابن طلحه روايت نخست را صحيح تر مىداند و ابن خشاب نيز در اين باره گويد: چنان که ذراع براى ما نقل کرده، روايت نخست، سال 80 هجرى، صحيح است. وفات آن امام (ع) در دوشنبه روزى از ماه شوال و بنا به نوشته مؤلف جنات الخلود در 25 شوال و به روايتى نيمه ماه رجب سال 148 هجرى روى داده است. با اين حساب مىتوان عمر آن حضرت را 68 يا 65 سال گفت که از اين مقدار 12 سال و چند روزى و يا 15 سال با جدش امام زين العابدين (ع) معاصر بوده و 19 سال با پدرش و 34 سال پس از پدرش زيسته است که همين مدت، دوران خلافت و امامت آن حضرت به شمار مىآيد و نيز بقيه مدتى است که سلطنت هشام بن عبد الملک، و خلافت وليد بن يزيد بن عبد الملک و يزيد بن وليد عبد الملک، ملقب به ناقص، ابراهيم بن وليد و مروان بن محمد ادامه داشته است.
کنيه مادر امام (ع) را ام فروه گفته اند. برخى نيز کنيه او را ام القاسم نوشته و اسم او را قريبه يا فاطمه ذکر کردهاند.
کنيه آن حضرت ابو عبد الله بوده است و اين کنيه از ديگر کنيه هاى وى معروفتر و مشهورتر است. محمد بن طلحه گويد: برخى کنيه آن حضرت را ابو اسماعيل دانسته اند. ابن شهر آشوب نيز در کتاب مناقب مىگويد: آن حضرت مکنى به ابو عبد الله و ابو اسماعيل و کنيه خاص وى ابو موسى بوده است.
لقب امام صادق (ع) آن حضرت القاب چندى داشت که مشهورترين آنها صادق، صابر، فاضل و طاهر بود. از آنجا که وى در بيان و گفتار راستگو بود، او را صادق خواندند.
فضايل امام جعفر صادق (ع) مناقب آن حضرت بسيار است که به اقتصار از آنها ياد مىکنيم. فضايل امام صادق بيش از آن است که بتوان ذکر کرد. جمله اي از مالک بن انس امام مشهور اهل سنت است که: «بهتر از جعفر بن محمد، هيچ چشمي نديده، هيچ گوشي نشنيده و در هيچ قلبي خطور نکرده است.» از ابوحنيفه نيز اين جمله مشهور است که گفت: «ما رأيت افقه من جعفر بن محمد» يعني: «از جعفر بن محمد، فقيه تر نديدم.» و اگر از زبان خود آن حضرت بشنويم ضريس مي گويد: امام صادق در اين آية شريفة: کل شيء هالک الا وجهه، يعني: «هر چيز فاني است جز وجه خداي متعال،» فرمود: «نحن الوجه الذي يوتي الله منهم» يعني «ماييم آيينه اي که خداوند از آن آيينه شناخته مي شود.» بنابراين امام صادق (ع) فرموده است او آيينه ذات حق تعالي است.
شيخ مفيد در ارشاد مىنويسد: علومى که از آن حضرت نقل کرده اند به اندازه اى است که ره توشه کاروانيان شد و نامش در همه جا انتشار يافت. دانشمندان در بين ائمه (ع) بيشترين نقل ها را از امام صادق روايت کرده اند. هيچ يک از اهل آثار و راويان اخبار بدان اندازه که از آن حضرت بهره برده اند از ديگران سود نبرده اند. محدثان نام راويان موثق آن حضرت را جمع کرده اند که شماره آنها، با صرف نظر از اختلاف در عقيده و گفتار، به چهار هزار نفر مىرسد.
بيشترين حجم روايات، احاديثي است که از امام صادق (ع) نقل شده است، اهميت معارف منقول از جعفر بن محمد (ص) به ميزاني است که شيعه به ايشان منسوب شده است: “شيعه جعفري”. کمتر مسئله ديني (اْعم از اعتقادي، اخلاقي و فقهي) بدون رجوع به قول امام صادق (ع) قابل حل است. کثرت روايات منقول از امام صادق (ع) به دو دليل است:
يکي اينکه از ديگر ائمه عمر بيشتري نصيب ايشان شد و ايشان با شصت و پنج سال عمر شيخ الائمه محسوب مي شود (148 – 83 هجري) ، و ديگري که به مراتب مهمتر از اولي است، شرائط زماني خاص حيات امام صادق (ع) است. دوران امامت امام ششم مصادف با دوران ضعف مفرط امويان، انتقال قدرت از امويان به عباسيان و آغاز خلافت عباسيان است. امام با حسن استفاده از اين فترت و ضعف قدرت سياسي به بسط و اشاعه معارف ديني همت مي گمارد. گسترش زائد الوصف سرزمين اسلامي و مواجهه اسلام و تشيع با افکار، اديان، مذاهب و عقايد گوناگون اقتضاي جهادي فرهنگي داشت و امام صادق (ع) به بهترين وجهي به تبيين، تقويت و تعميق “هويت مذهبي تشيع” پرداخت. از عصر جعفري است که شيعه در عرصه هاي گوناگون کلام، اخلاق، فقه، تفسير و… صاحب هويت مستقل مي شود. عظمت علمي امام صادق (ع) در حدي است که ائمه مذاهب ديگر اسلامي از قبيل ابوحنيفه و مالک خود را نيازمند به استفاده از جلسه درس او مي يابند. مناظرات عالمانه او با ارباب ديگر اديان و عقايد نشاني از سعه صدر و وسعت دانش امام است. اهميت اين جهاد فرهنگي امام صادق (ع) کمتر از قيام خونين سيد الشهداء (ع) نيست.
امام و فقه اسلامي ـ فقه شيعه اماميه که به فقه جعفري مشهور است منسوب به جعفر صادق (ع) است. زيرا قسمت عمده احکام فقه اسلامي بر طبق مذهب شيعه اماميه از آن حضرت است و آن اندازه که از آن حضرت نقل شده است از هيچ يک از (ائمه) اهل بيت عليهم السلام نقل نگرديده است. اصحاب حديث اسامي راويان ثقه که از او روايت کرده اند به 4000 شخص بالغ دانسته اند.
ـ در نيمه اول قرن دوم هجري فقهاي طراز اولي مانند ابوحنيفه و امام مالک بن انس و اوزاعي و محدثان بزرگي مانند سفيان شوري و شعبه بن الحجاج و سليمان بن مهران اعمش ظهور کردند. در اين دوره است که فقه اسلامي به معني امروزي آن تولد يافته و روبه رشد نهاده است. و نيز آن دوره عصر شکوفايي حديث و ظهور مسائل و مباحث کلامي مهم در بصره و کوفه بوده است.
ـ حضرت صادق (ع) در اين دوره در محيط مدينه که محل ظهور تابعين ومحدثان و راويان و فقهاي بزرگ بوده، بزرگ شد، اما منبع علم او در فقه نه «تابعيان» و نه «محدثان» و نه «فقها» ي آن عصر بودند بلکه او تنها از يک طريق که اعلاء و اوثق طرق بود نقل مي کرد و آن همان از طريق پدرش امام محمد باقر (ع) و او از پدرش علي بن الحسين (ع) و او از پدرش حسين بن علي (ع) و او از پدرش علي بن ابيطالب (ع) و او هم از حضرت رسول (ص) بود و اين ائمه بزرگوار در مواردي که روايتي از آباء طاهرين خود نداشته باشند خود منبع فياض مستقيم احکام الهي هستند.
آثار امام صادق (ع) غالب آثار امام (ع) به عادت معهود عصر، کتابت مستقيم خود ايشان نيست و غالبا املاي امام (ع) يا بازنوشت بعدي مجالس ايشان است. بعضي از آثار نيز منصوب است و قطعي الصدور نيست.
1- از آثار مکتوب امام صادق (ع) رساله به عبدالله نجاشي (غير از نجاشي رجالي) است. نجاشي صاحب رجال معتقد است که تنها تصنيفي که امام به دست خود نوشته اند همين اثر است.
2- رساله اي که شيخ صدوق در خصال و به واسطه اعمش از حضرت روايت کرده است شامل مباحث فقه و کلام .
3- کتاب معروف به توحيد مفضل، در مباحث خداشناسي و رد دهريه که املاء امام (ع) و کتاب مفضل بن عمر جعفي است.
4- کتاب الاهليلجه که آن نيز روايت مفضل بن عمر است و همانند توحيد مفضل در خداشناسي و اثبات صانع است و تماما در بحارالانوار مندرج است.
5- مصباح الشريعه و مفتاح الحقيقه که منسوب به امام صادق (ع) و بعضي از محققان شيعه از جمله مجلسي، صاحب وسايل (حرعاملي) و صاحب رياض العلما، صدور آن را از ناحيه حضرت رد کرده اند.
6- رساله اي از امام (ع) خطاب به اصحاب که کليني در اول روضه کافي به سندش از اسماعيل بن جابر ابي عبدالله نقل کرده است.
7- رساله اي در باب غنائم و وجوب خمس که در تحف العقول مندرج است.
8- بعضي رسائل که جابربن حيان کوفي از امام (ع) نقل کرده است.
9- کلمات القصار که بعدها به آن نثرالدرد نام داده اند که تماما در تحف العقول آمده است.
10- چندين فقره از وصاياي حضرت خطاب به فرزندش امام موسي کاظم (ع) سفيان شوري، عبدالله بن جندب، ابي جعفر نعمان احول، عنوان بصري، که در حليه الاولياء و تحف العقول ثبت گرديده است.
# همچنين ادعيه امام صادق (عليه السلام) (الصحيفة الصادقية و الصادصية الجامعة) : مجموعه ادعيه معتبره اي است که از دو امام بزرگوار پنجم و ششم (عليهماالسلام) در کتب روايي شيعه وارد شده و دانشگاه امام صادق (ع) آن را به مناسبت بيستمين سالگرد تاسيس دانشگاه همزمان با ميلاد مسعود نبي اکرم اسلام(ص) و امام جعفر صادق(ع) منتشر کرده است.
|
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه بیست و پنجم اسفند 1387ساعت 3:2 توسط آزاد
|
|
||
|
|
|
|
|
پس از آنكه ديوان محاسبات گزارش تخلفات ميلياردي دولت نهم در بودجه سه سال گذشته را ارائه كرد و سخنگوي دولت نيز در مقابل اين گزارشها را سياسي خواند، خبرهاي جديد حاكي از آن است كه اعتراضات نسبت به قانونشكنيهاي دولت احمدينژاد اوج گرفته است. اگر در سه سال گذشته حضور محمدرضا رحيمي در رأس ديوان محاسبات كشور، حاشيه امني براي احمدينژاد و دولتش فراهم كرده بود تا منابع بودجه و درآمدهاي نفتي را هرطور كه مايلاند، هزينه كنند؛ از اواخر بهار امسال ورق برگشت. بدين ترتيب آغاز دوره جديد مجلس مصادف شد با بركناري رحيمي از رياست ديوان محاسبات و حضور رسمي اين حامي دولت در جمع معاونان احمدينژاد. اما هنوز هشت ماه از خروج اين حامي پيشين و عضو كنوني دولت نهم از اصليترين نهاد نظارتي بر بودجههاي سالانه نگذشته كه خبر ميرسد ديوان محاسبات هزاران مورد تخلف در اجراي قوانين بودجه سه سال اخير يافته و به نمايندگان گزارش كرده است.از اين رو حتي سخنگوي دولت نيز ناچار شد با "سياسي" توصيف كردن گزارش ديوان محاسبات، تلاش كند دولت را از زير فشار مجلس و افكار عمومي نجات دهد. غلامحسين الهام پيش از اين هر بار خبرنگاران درباره كم و كسريهاي بودجه، برداشتهاي غيرقانوني از ذخيره ارزي و سرنوشت درآمدهاي افسانهاي نفتي از وي ميپرسيدند، جواب سربالا ميداد و به وجود نهادهاي نظارتي متعدد در كشور استناد ميكرد كه بر هزينهكرد هر يك ريال از بودجه نظارت ميكنند. اما او اين بار چنان لحن تندي را در انتقاد از مهمترين نهاد موظف به نظارت بر بودجه برگزيد كه "عبدالرضا رحماني فضلي" رئيس كمسروصداي ديوان محاسبات را هم به خشم آورد و او را وادار كرد كه از تخلفات (يا به تعبير رحماني فضلي انحرافات) حيرتانگيز دولت نهم در اجراي بودجههاي سالانه پرده بردارد؛ تخلفاتي كه تنها در سال 1385 تعداد آنها از 2000 عدد فراتر رفت. رئيس كنوني ديوان محاسبات كه از دوستان قديمي علي لاريجاني است و حمايت صريح وي را پشت سر دارد، پس از آنكه سخنگوي دولت احمدينژاد گزارشش را سياسي خواند و اين دولت را يك "دولت پاك" توصيف كرد، دولت را به "حيف و ميل بيتالمال" متهم ساخت و به رسانهها اعتراض كرد كه چرا فقط به تخلف يك ميليارد دلاري دولت نهم چسبيدهاند و از 2000 انحراف دولت از بندها، تبصرهها و قوانين در اجراي قانون بودجه سال 85 چيزي نمينويسند. ديوان محاسبات علاوه بر گزارش تفريغ بودجه سال 85 به ارائه گزارش تفريغ بودجه سال 86 به مجلس نيز پرداخته و وضعيت درآمدها و هزينههاي بودجه در 9 ماهه اول سال جاري را نيز به نمايندگان گزارش داده است. چهارشنبه گذشته رئيس مجلس ايران، پس از خواندن گزارش تفريغ بودجه سال ۱۳۸۵ در مجلس، خواستار پيگيري واريز نشدن يک ميليارد دلار مازاد بهاي نفت به خزانه کشور شد. در جريان جلسه علني مجلس در روز چهارشنبه، مخبر کميسيون برنامه و بودجه و محاسبات کشور، گزارش اين کميسيون در مورد تفريغ بودجه را خواند و در مورد بند سوم گفت: «بخشي از سود سهم دولت ناشي از مازاد بهاي نفت خام صادراتي معادل يک ميليارد و ۵۸ ميليون دلار به حساب خزانه واريز نشده است». سه روز پس از خواندن گزارش تفريغ بودجه سال 85 در صحن علني مجلس، غلامحسين الهام از تريبون رسمي دولت نه تنها اين گزارش را «شبههپراکني» و «سياسي کاري» خواند، بلکه از ديوان محاسبات خواست وارد عمل شده و به اين موضوع رسيدگي کند. وي با تأکيد بر اينکه «دولت نهم دولت پاکي است»، اشارات مقام معظم رهبري را پيش چشم قرار داد و گفت: اراده دولت در مبارزه با فساد در اندازهای است که رهبر معظم انقلاب از آن به عنوان يکي از ويژگيهاي بارز دولت نام ميبرد.» در همين حال، داريوش قنبري سخنگوي فراكسيون اقليت در پاسخ به واكنش سخنگوي دولت با بيان مطلب فوق در گفتوگو با فرارو ميگويد: «اگر فرض را بر اين بگذاريم که دولت نهم پاک است، پس به ادعاي آقاي الهام بايد نهادهاي نظارتي را تعطيل کنيم؛ چون نميتوان هيچ شبهاي بر عملکرد دولت وارد کرد.» قنبري ميگويد: «به هر حال، بايد ابهامات رفع و شبهات روشن شود، با ادعا هيچ مشکلي حل نميشود به هر حال هر دولتي در معرض لغزش و خطاست و قانون گذار نبايد به ادعاهاي اين چنيني اکتفا کند.» وي با بيان اينكه نميتوانيم بپذيريم چون دولت پاک است، بايد نظارت را کنار بگذاريم: «قصد توهين و افترا به کسي را نداريم ولي بايد در نظر گرفت که با ادعا هيچ چيز درست نميشود.» قنبري در ادامه به واكنش الهام نسبت به گزارش ديوان محاسبات اشاره كرده و ميگويد: «متأسفانه برخورد خوبي از طرف سخنگوي دولت با گزارش ديوان محاسبات صورت نگرفت و مباثي که مطرح شد غير قابل قبول بود چوت ايشان در مجموع به دنبال متهم کردن ديوان محاسبات و مجلس بودند.» در عين حال وي تأكيد ميكند كه برخورد صورت گرفته به معناي شانه خالي کردن دولت از زير باز اهرمها و نهادهاي نظارتي است که البته چنين برخوردي هم دور از ذهن نبود؛ چرا که سابقه نشان داده است دولت نهم دولت نظارت پذيري نيست. به گفته نماينده ايلام در مجلس اين دولت به شکلهاي گوناگون تلاش کرده است که به نهادهاي نظارتي بيتوجه باشد و جايگاه آنها را تضعيف کند که اين بيتوجهي قطعا زنگ خطري براي مجموعه نظام است. قنبري بر این باور است، اين که دولت خودش را بينياز از نظارت ببيند و هر کاري که کرد را عين ثواب تشخيص دهد و برخوردهاي نظارتي را سياسي کاري بخواند، نه تنها مشکلي را حل نخواهد کرد، بلکه بر مشکلات خواهد افزود. عضو فراكسيون اقليت مجلس با انتقاد از حمايتهاي پيشين مجلس از دولت ميگوبد: «البته رويکرد کنوني را هم بايد ناشي از کوتاه آمدن و ضعيف ظاهر شدن مجلس در اعمال اهرمهاي نظارتي خودش دانست که موجب پيشروي و زيادهخواهيهاي دولت شده است، اما وقت آن رسيده که مجلس در راستاي جلوگيري از زيادهخواهي دولت وارد عمل شود.» وي با بيان اينكه مجلس بايد قويتر از گذشته ابزارهاي نظارتي خود را به کار گيرد، ميافزايد: «اگر پيش از اين ابزارها و اهرمهاي همچون سؤال و استيضاح از رئيسجمهور و وزاري کابينه به طور جدي مورد استفاده قرار ميگرفت، اکنون ديگر شاهد بروز چنين واکنش و توهينهاي از سوي دولتمردان نبوديم.» اين نماينده مجلس میگوید: البته مجلس با مديريت جديد خود، درصدد احياي جايگاه واقعي خود است و اميدواريم که مجلس به جايگاه نظارتي خود هرچه سريعتر بازگردد. قنبري در ادامه با اشاره به ارايه گزارش تفريغ بودجه سال 85 از سوي ديوان محاسبات نيز ميگويد: «البته اين براي نخستين بار بود که ديوان محاسبات، گزارش تفريغ بودجه سال 85 و 86 و 9 ماهه سال 87 را در يک زمان مناسب ارايه کرده است که اين فرصت را به نمايندگان ميدهد تا در تنظيم بودجه 88 از اين گزارش استفاده کنند.» وي ميافزايد: «گزارشهاي رسيده از ديوان محاسبات حکايت از آن دارد که تخلفات صورت گرفته دولت، تنها به واريز نشدن يک ميليارد دلار درآمد نفتي به خزانه دولت محدود نميشود و اين تخلفات گستردهتر از آن چيزي است که در گزارش تفريغ بودجه سال 85 مورد اشاره قرار گرفته است که انشاالله در هفتههاي آينده، با ارايه و قرائت گزارشهاي بعدي ديوان محاسبات پرده از تخلفات ديگر دولت برداشته خواهد شد.» نماينده ايلام تأكيد ميكند: «پيشنهاد ميکنم که پيش از تنظيم و تصويب لايحه بودجه سال 88 نمايندگان مجلس، نخست به تخلفات دولت در سالهاي گذشته و پس از آن به لايحه بودجه سال آينده بپردازند» احمد توكلي نماينده تهران و رئيس مركز پژوهشهاي مجلس در مقالهاي تحت عنوان «از قانونشكني دست برداريد» كه در سايت «الف» منتشر شده، به عملكرد دولت نهم در اجراي قانون بودجه در سالهاي گذشته انتقاد كرده است: گذشته از انتشار گزارش مركز پژوهشهاي مجلس كه به هفت ايراد كلي لايحه دولت و مغايرتهاي متعدد آن با قانون اساسي اشاره ميكند، مهمترين انتقاد جديد از لايحه بودجه، در مصاحبه ديروز سخنگوي كميسيون اقتصادي مجلس مطرح شد كه تصريح كرد: "بودجه سال 88 با 44 هزار ميليارد تومان كسري مواجه خواهد بود." اين بالاترين رقمي است كه تاكنون درباره كسري بودجه سال آينده مطرح شده است. پيش از اين كارشناسان و برخي نمايندگان از احتمال كسري 25 تا 30 هزار ميليارد توماني بودجه سال 88 خبر داده بودند. اما سخنگوي كميسيون اقتصادي نه تنها ميزان پيشبيني كسري بودجه را به حدود 44 ميليارد دلار رسانده، بلكه آن را به بخشي از گزارش مركز پژوهشها به عنوان بازوي كارشناسي مجلس مستند كرده است |
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه بیست و چهارم بهمن 1387ساعت 2:44 توسط آزاد
|
|
||
|
|
|
|
|
تازهترين گزارش صندوق بينالمللي
پول حاكي از آن است كه نرخ تورم ايران در سال جاري بالاترين ميزان در ميان 14 كشور منطقه خاورميانه و چهارمين نرخ تورم بالا در ميان 183
كشور جهان خواهد بود. |
||
|
+
نوشته شده در شنبه بیست و هشتم دی 1387ساعت 5:29 توسط آزاد
|
|
||
|
|
|
|
|
(عاشورا)واژه اى است خاطره
انگيز كه پيوسته ، فداكارى ، شجاعت ، جوانمردى ، ايستادگى در برابر بيدادگرى ،
پيروى از رهبر اسلامى و حمايت از دين را به همراه دارد. (عاشور) آيينه تمام نماى فرياد (هيهات منا الذلة ) امام حسين (عليه السلام )است كه هيچ سنگى توان
شكستن آن را ندارد. حماسه عاشورا سيرى در زندگى امام حسين
عليه السلام حق محورى راهبرى جامعه از نهادهاى اصيل و با اهتمام است كه از نخستين گام
انسان بر روى كره خاكى مورد اهتمام دين آسمانى بوده است . رهبرى انبيا در تداوم
همين محور در ميان جامعه شكل گرفته و خداى سبحان افراد مطمئن از هر جهت در اين
راستا برگزيده است . انديشه و رفتار و گفتار آنان از هر خطر كژ ماهگى مصون است . ريحانه الرسول)ص ( رسول الله (ص ) با اين كه
همسران متعدد داشتند و فرزندان متعدد نيز خداى سبحان به ايشان هديه فرمود، ليكن
تنها همسرى كه در دامن ان فرزند (غير از ماريه قبطه ) به دامن آورد خديجه كبرى
بود. و از ميان فرزندان حضرت تنها كسى كه نسل رسول الله (ص ) از وى تداوم يافت ،
فاطمه زهرا عليها السلام مى باشد. حسين عليه السلام وارث رسول الله (ص( هر دين الهى كه همانند اب
زلال و شفاف و بدون هيچ گونه آلودگى به بشر ارزانى مى شود. بعد از اين كه دين در
دسترس بشر قرار گرفت در خطر آلوده شدن به انواع انحراف ها دارد. بر همين اساس نخله
ها يعنى مرام هاى ساخته اوهام بشرى ، همواره در كنار مله هاى يعنى دين هاى آسمانى
قرار دارد. عنوان ملل و نحل خاستگاهش همين است كه ملل دين هاى آسمانى ، نحل مرام
ها و ساخته هاى اوهام بشرى . شهدا يعنى كسانى كه در راه
پايدارى دين خدا كشته شده اند، به لحاظ شايستگى والايى كه دارند از مقام عرشى و
شامخ بهره مند هستند. شهدا از زمره افرادى هستند كه در قيامت ديگران را نيز شفاعت
مى نمايند. منابع: امام حسين (ع ) الگوى زندگى – جلد( 5 )مؤ لف : حبيب الله احمدى پيام عاشورا- مؤ لف : محمد صادق نجمى از عاشورا تا غدير-
مؤ لف : محمد عسكرى
|
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه هجدهم دی 1387ساعت 8:33 توسط آزاد
|
|
||
|
|
|
|||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
+
نوشته شده در دوشنبه بیست و هفتم اسفند 1386ساعت 1:26 توسط آزاد
|
|
||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
|
|
|
|
یک روز مانده به برگزاری انتخابات دوره هشتم مجلس شورای اسلامی وب سایت شخصی اعلمی با هماهنگی شرکت فروشنده هاست وب سایت(یاران توس) و شرکت گ. گ. آذربایجان وهمچنین عوامل دولتی مسدود شده واز اطلاع رسانی وفعالیت سایت اعلمی www.akbaralami.comجلوگیری بعمل آمده و بار دیگر حرکتی ناجوانمردانه درصحنه فعالیت سالم سیاسی ایران را به ثبت رساندند. این شرکتها مذکور با زیر پا گذاشتن وجدان و شرف خویش در حرکتی کاملا مشهود فعالیت سایت اعلمی را بمدت چندین ساعت در زمان برگزاری انتخابات با مشکل مواجه کرده و ایمان خویش را به حراج گذاشته ودر فعالیت سایت اعلمی وقفه ایجاد کردند . پس از پیگیری موضوع از طرف شرکت گ. گ. آذربایجان اعلام گردید که مشکل از طرف شرکت یاران توس بوده وآنان این عمل نابجا را انجام داده اندکه اطلاع رسانی در مورد بده بستانهای اینچنین عواملی را برای بدست آوردن لقمه ای نان به زمان دیگری موکول میکنیم. گفتنی است پس از رد صلاحیت اعلمی نماینده غیور وشجاع ومقتدر ایران وآذربایجان در مجلس شورای اسلامی همواره به دفعات متعدد وبارها از سوی برخی مراکز مختلف به روشهای ناجوانمردانه از ابراز احساسات و حمایت مردم از نماینده خویش در مجلس با استفاده از ترفندهای متفاوت نظیر شایعه پراکنی مبنی بر تائید صلاحیت اعلمی و ایجاد جو بی اعتمادی ،وحضور اعلمی در حوزه های دیگر انتخابات و...با فرسایشی کردن موضوع ،رد صلاحیت اعلمی را در هاله ای از ابهام نگه داشته و مانع از دفاع مردم از نماینده خویش شدند. |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه بیست و ششم اسفند 1386ساعت 0:39 توسط آزاد
|
|
||
|
|
|
|
|
مردم شريف آذربايجان-حوزه انتخابيه تبريز، آذرشهر و اسكو |
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه بیست و یکم اسفند 1386ساعت 23:37 توسط آزاد
|
|
||
|
|
|
|
|
منبع:وب سایت شخصی اعلمی
*لزوم تشکیل شورائی برای پاسداری از حقیقت و عدالت در حالیکه بدون اعلام کوچکترین مدرک و دلیل شرعی و قانونی ،طی سه مرحله توسط هیات های اجرائی، نظارت و هیات مرکزی نظارت متهم به عدم اعتقاد و التزام عملی به اسلام و نظام و عدم ابراز وفاداری به قانون اساسی شده بودم، بالاخره با توصیه یک واسطه،در هفتم اسفند ماه به شورای نگهبان دعوت شدم. ساعت 15:30 به ساختمان شورا رسیدم . امامی راد یکی از نمایندگان رد صلاحیت شده در حالیکه کیف و کارت نمایندگی اش را تحویل گرفته بودند در اطاق انتظامات منتظر اذن دخول به ساختمان اصلی شورا بود. به محض اینکه وارد اطاق انتظامات شدم مامور انتظامات تلفنی ورود اینجانب را به مسئول ذیربط اطلاع داد ، از آنسوی تلفن گفتند که بصورت ویژه به داخل راهنمائی کنید. کیف و کارت امامی راد را هم به او برگرداندند و دو نفری عازم ساختمان اصلی شورا شدیم. پس از چند لحظه ای انتظار آقایان حجت الاسلام کعبی و عزیزی حقوقدانان شورای نگهبان وارد اتاقی شدند که من و امامی حضور داشتیم ، پس از احواپرسی و خوش و بش های مرسوم یکی از کارمندان شورای نگهبان نیز که از او بعنوان "کارشناس"! یاد می شد با پرونده قطوری که به زیر بغل زده بود وارد اتاق شد. ابتدا از حقوقدانان گلایه کردم که چرا تا کنون با وجود صراحت قانون و اصرار بنده ،دلایل و مدارک حاکی از عدم صلاحیتم به من اعلام نشده است؟! و بعد با کنایه رو به عزیزی کرده و گفتم من همان اعلمی هستم که چند ماه قبل شما در حضور بروجردی وچند تن از نمایندگان دیگر در کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی اظهار داشتی : "اعلمی یعنی آزادگی و اعلمی یعنی نماینده و اعلمی فقط کار نمایندگی می کند"! حالا چه شده است که اعلمی را متهم به عدم اعتقاد و التزام عملی به اسلام و نظام کرده اید!؟ عزیزی تنها سکوت اختیار کرد (در آینده نزدیک و در مهلت باقیمانده از دوران نمایندگی خود در مجلس در قالب نطق و یادداشت در مورد سوابق و عملکرد بعضی از اعضای شورای نگهبان و فرزندان آنان و همچنین شیوه تشکیل جلسات و رای گیری های این شورا هنگام رد و تائید صلاحیت ها، حاضران و غائبین این جلسات و ایفاگران نقش اصلی در آن و دلایل خصومت بعضی از اعضا با اینجانب ،ناگفته هائی را بیان خواهم کرد تا مردم بدانند که چه کسانی آگاهانه و نا آگاهانه به مصداق بر سر شاخ بن بریدن ، مهر عدم اعتقاد به اسلام و نظام بر پیشانی فرزندان راستین انقلاب و ملت می زنند تا آنان را از عرصه خدمت به کشور و مردم حذف کنند).در ادامه این نشست با استناد به اصول مختلف قانون اساسی ، قانون انتخابات،ماده 62 مکرر قانون مجازات اسلامی و ماده واحده لزوم رسیدگی دقیق به شکایات داوطلبان رد صلاحیت شده در انتخابات مختلف، مصوب 1378 مجمع تشخیص مصلحت نظام از آنها خواستم که دلایل خود را مبنی بر محرومیت از حقوق اجتماعی و حق انتخاب شدن اعلام نمایند و بفرمایند که از کی و با کدام دلیل اعتقاد و التزام اینجانب نسبت به اسلام و نظام زائل شده است و مدارک آنرا اعلام کنند؟(در طول مذاکره بر خلاف نص قانون و اصرار بنده حتی یک مورد هم مدارک و دلایل حاکی از عدم صلاحیتم و منبع آن به اینجانب اعلام نشد!)حجت الاسلام کعبی مثل همیشه با خوشروئی خطاب به اینجانب گفت: شما نماینده ای هستی که در میان مردم محبوبیت داری و کوچکترین نقطه ضعف اخلاقی و مالی در پرونده ات نیست و...همچنان به تعریف و تمجید از بنده ادامه داد. با تعجب به او گفتم :با این وصف تا کنون از ناحیه هیات های اجرائی ، نظارت و شورای نگهبان متهم به بی دینی شده ام! کعبی پاسخ داد : استغفرالله!چه کسی شما را بی دین معرفی کرده است؟ گفتم پس بفرمائید که معنی عدم اعتقاد و التزام عملی به اسلام و نظام چیست؟ کعبی رو به کارشناس مذکور کرده و گفت مشکل ایشان چه بوده است؟! قبل از اینکه کارشناس کارنامه اعمالم را بخواند با تعجب از کعبی پرسیدم مگر شما پرونده مرا مطالعه نکرده اید؟ در جوابم گفت که کارشناسان پرونده داوطلبان را مطالعه کرده و گزارش آنرا به یکی از اعضای شورای نگهبان که مسئول آن پرونده است ارائه می دهند، او هم این گزارش را در شورای نگهبان مطرح می کند! گفتم پس بر اساس گزارش "کارشناسان" است که افراد را تائید و رد می کنید؟! پاسخ داد ما که فرصت نمی کنیم بیش از چهار هزار پرونده را مطالعه کنیم. گفتم مگر چند نماینده رد صلاحیت شده وجود دارد ، با توجه باینکه آنها قبلا تائید صلاحیت شده اند آیا حداقل نمیتوانستید پرونده آنها را بصورت دقیق مطالعه کنید؟ این بار سکوت اختیار کرد؟ از کارشناس پرسیدم حتما این پرونده حاوی مجموعه سخنرانی ها و نطق ها و مصاحبه های بنده است ؟ پاسخ داد بله مواضع مثبت و منفی شما در اینجا گرد آمده است. گفتم پس دادگاه انگیزاسیون و تفتیش عقاید به راه انداخته اید! سپس کارشناس شروع کرد به قرائت حدود 12 الی 14 بخش علامت گذاری شده از سخنرانی ها و نطق هایم که به زعم آنها دلیل عدم صلاحیتم محسوب می شد. 7-8 مورد آن آنقدر سطحی و بی اساس وپیش پا افتاده بود که حتی آقای کعبی باو گفت اینها که اهمیتی ندارد بروید سراغ اصل مطالب! مطالب و اتهامات اصلی که احساس کردم آقای کعبی کمی مشتاق است پاسخ مرا بشنود به شرح زیر بود: |
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه بیست و یکم اسفند 1386ساعت 23:33 توسط آزاد
|
|
||
|
|
|
|
|
منبع:وب سایت شخصی اعلمی
اخیرا در مراسم ترحیم مادر دکتر حبیبی، با آقای کروبی (سنگ صبور جمعی از بریده های چپ و راست که انصافا در لوطیگری سرآمد بسیاری از سیاستمداران کنونی است)مواجه شدم و پس از پایان مراسم از من دعوت کرد تا سوار خودرو حامل ایشان شوم . کروبی در راه می گفت در دیدارهائی که با مقام رهبری داشتم در سه جلسه آن ،سه بار ذکر خیر تو شد و در هر بار پس از آنکه کمی در مورد سوابق و خصوصیات و پایگاه مردمی تو صحبت کردم ایشان به دفاع از تو پرداختند و گفتند که... چنانکه در یادداشت پیشین اشاره شد، علت رد صلاحیت اینجانب از سوی شورای نگهبان معطوف به نطق ها ، مذاکرات و سخنرانی هایی است که در همه آنها نوک انتقاداتم متوجه برخی از عملکردهای صاحبان قدرت بوده است! در این رابطه ذکر چند نکته خالی از فایده نیست :در اصل 67 قانون اساسی آمده است، " نمايندگان بايد در نخستين جلسه مجلس به ترتيب زير سوگند ياد كنند و متن قسم نامه را امضا نمايند: بسم الله الرحمن الرحيم "من در برابر قرآن مجيد، به خداي قادر متعال سوگند ياد مي كنم و با تكيه بر شرف انساني خويش تعهد مي نمايم كه پاسدار حريم اسلام و نگاهبان دستاوردهاي انقلاب اسلامي ملت ايران و مباني جمهوري اسلامي باشم، وديعه اي را كه ملت به ما سپرده به عنوا ن اميني عادل پاسداري كنم و در انجام وظايف وكالت، امانت و تقوي را رعايت نمايم و همواره به استقلال و اعتلاي كشور و حفظ حقوق ملت و خدمت به مردم پايبند باشم، از قانون اساسي دفاع كنم و در گفته ها و نوشته ها و اظهارنظرها، استقلال كشور و آزادي مردم و تامين مصالح آنها را مد نظر داشته باشم." از طرفی می گویند که مجلس خانه ملت و در راس امور است و همیشه هم از مدرس به عنوان الگوی نمایندگی یاد می شود. بدیهی است که مجلس زمانی می تواند خانه واقعی ملت و حافظ حقوق آنان بوده و در نظام تصمیم گیری و تصمیم سازی ها در راس امور واقع شود که سند مالکیت این نهاد، بصورت شش دانگ بنام ملت ثبت شده و آنها بتوانند خانه خود را آزادانه و با خاطری آسوده به نمایندگانی واگذار نمایند که امانتداربوده و قادر به عملی کردن مفاد سوگند نامه مذکور و صیانت از حرمت خانه ملت باشند. قهرا لازمه امانتداری ، حفظ حرمت خانه ملت ، دفاع از قانون اساسی و عمل به مفاد سوگند نامه و پاسداری از حقوق ملت و آزادی و تامین مصالح آنها ، در گرو برخورداری از امکان مواخذه هیات حاکمه برای مطالبه حقوق مردم می باشد، لذا نظام پارلمانی و انتخاباتی باید به گونه ای مهندسی و اجراء شود که ضمن مسدود کردن مجاری ورود نامحرمان و افراد زبون و جبون و مداحان صاحبان قدرت ، زمینه ورود افراد مدرس گونه به مجلس هموار شود.آنچه مسلم است مدرس اهل تملق گویی و مداهنه گوئی نبود و بدلیل برخورداری از سلامت اخلاقی و مالی و دارا بودن صفاتی نظیر شجاعت و صراحت لهجه از سایر نمایندگان ممتاز می گشت.براین اساس در سال 1378 پس از آنکه با بی سابقه ترین رای مردم حوزه انتخابیه تبریز،آذرشهر و اسکو به مجلس راه یافتم ،پیمان نامه ای را منتشر و در پیشگاه مردم متعهد شدم که همه تلاش خود را صرف خدمت به آنان و دفاع از حقوقشان کرده و نام آذربایجان را همچنان در تاریخ ایران زنده نگاه دارم. لاجرم دندان طمع را کشیده و در طول هشت سال نمایندگی خود بجای عشق بازی با هیات حاکمه و دلدادگی در برابر امتیازات و مزایای بالقوه و بالفعل نمایندگی، تنها با توکل به خدا و پشت پا زدن به همه هواهای نفسانی و تمنیات مادی و انسانی خود و خویشاوندانم و بجان خریدن همه سختی ها و نامردمی ها ، اهانت ها و تهمت ها و تحمل شماتت دوستان و نزدیکانی که مانند دیگران انتظار داشتند تا از توصیه ها و حداقل حمایت های بنده در پیشرفت امور و یا رفع مشکلاتشان بهره مند شوند و نشدند،سرسپرده عمل به مفاد پیمان نامه و سوگند نامه های مذکور شدم ، لیکن این کارنامه با ذائقه شورای نگهبان سازگار نبود و مردود اعلام گردید! اخیرا در مراسم ترحیم مادر دکتر حبیبی، با آقای کروبی (سنگ صبور جمعی از بریده های چپ و راست که انصافا در لوطیگری سرآمد بسیاری از سیاستمداران کنونی است)مواجه شدم و پس از پایان مراسم از من دعوت کرد تا سوار خودرو حامل ایشان شوم . کروبی در راه می گفت در دیدارهائی که با مقام رهبری داشتم در سه جلسه آن ،سه بار ذکر خیر تو شد و در هر بار پس از آنکه کمی در مورد سوابق و خصوصیات و پایگاه مردمی تو صحبت کردم ایشان به دفاع از تو پرداختند و گفتند که " اعلمی از نمایندگان شجاعی است که کوچکترین مشکل مالی و اخلاقی در پرونده اش نیست، از موقعیت خوبی هم در نزد مردم برخوردار بوده و افراد زیادی می گویند که زندگی سالمی دارد، البته تندی هائی هم دارد که آنهم ناشی از شاخص هایی است که به آن عمل می کند".* |
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه بیست و یکم اسفند 1386ساعت 23:23 توسط آزاد
|
|
||
|
|
|
|
|
منبع:وب سایت شخصی اعلمی
با خبر شدیم که وزارت علوم ،دانشگاههاي: تهران، صنعتي شريف، صنعتي اصفهان، شيراز، اميركبير ، شهيد بهشتي، علم و صنعت و تربيت مدرس را بعنوان 8 دانشگاه برتر كشور برگزیده است.دانشگاه تبریز یکسال بعد از پایان جنگ جهانی یعنی در سال 1325 به نام دانشگاه آذربایجان و با سه دانشکدهٔ پزشکی، کشاورزی و علوم تربیتی بعنوان دومین دانشگاه ایران پس از دانشگاه تهران تاسیس شد. |
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه سیزدهم اسفند 1386ساعت 23:16 توسط آزاد
|
|
||
|
|
|
|
|
در دیدار با اکبر اعلمی ابتدا یکی از دانشجویان به فضای فعلی کشور اشاره کرد و گفت: موج برخورد با فعالین سیاسی-اجتماعی و برخورد با کسانی که در راستای مطالبات مردم و احقاق حقوق ملت تلاش می کنند به نمایندگان مستقل مجلس، از جمله جنابعالی، هم رسید و حاکمیت با رد صلاحیت شما این پیغام را داد که حتی نظارت نمایندگان مجلس بر حرکات و سیاست های دولت را تحمل نمی کند. ما برای بیان تشکر و قدردانی خود و دیگر دانشجویان به سبب عملکرد شجاعانه ای که شما در این دوره مجلس داشتید و همچنین برای گفت و گو با جنابعالی امروز به اینجا آمده ایم. ما متاسفیم که نمی توانیم شما را به دانشگاه خود دعوت کنیم تا مورد استقبال دانشجویان قرار بگیرید. چرا که کارگزاران همین دولت، دانشگاه را هم غصب کرده اند. سپس اکبر اعملی ضمن تشکر از دانشجویان دانشگاه امیرکبیر، به عملکرد خود در مجلس و در پی آن رد صلاحیتش اشاره کرد و با گلایه از افراد، اصناف و جریاناتی که او از حقوقشان دفاع کرده، گفت: کاری که در راه خدا انجام شود، قطعا به نفع مردم است و کاری که در حمایت از حقوق مردم انجام شود قطعا رضایت خداوند را هم به همراه دارد. من در طول ۸ سال حضور در مجلس وقتم را برای موکلینی قرار دادم که دست آن ها به جایی نمی رسید و نیاز به پشتیبانی داشتند، مانند معلمان، دانشجویان، کارگران و… . اما در شرایط فعلی که معدود افرادی پیدا می شوند که حاضر باشند فارغ از جناح بندی های سیاسی، یکه و تنها، مقابل قدرت عریان بایستند و از حقوق مردم دفاع کنند، قدرشناسی و پشتیبانی مردم می تواند عامل ایجاد انگیزه باشد. در غیر این صورت در دوره های بعد این انگیزه در کسی به وجود نخواهد آمد. به گزارش خبرنامه امیرکبیر اعلمی با اشاره به ردصلاحیت خود توسط وزارت کشور و شورای نگهبان گفت: علت رد صلاحیت من را «عدم التزام به اسلام» اعلام کرده اند. ما که این انقلاب و نظام را خودمان به وجود آوردیم، سپاه را پایه گذاری کردیم، در جبهه های جنگ حضور یافتیم و مجروح شدیم، حالا اعلام می کنند صلاحیت نمایندگی مردم را نداریم. این مسئله من را شخصا ناراحت نمی کند، چرا که بنای بنده از ابتدا خدمت به مردم و فعالیت برای رضای خدا بوده و حالا مجلس هم نباشد جای دیگری می شود به همین کارها مشغول شد. نگرانی من فقط از بابت دیگرانی است که دارند وارد مجلس می شوند، چرا که ما برای آن ها سرمشقی بدی شدیم. در دوره هفتم علیرغم آن که اقلیت ضعیفی شکل گرفته بود باز تلاش هایی برای احقاق حقوق ملت انجام می شد، اما مشخص نیست با وجود این گونه تسویه حساب ها با نمایندگان منتقد، مجلس هشتم چه فعالیتی می خواهد بکند. اکبر اعلمی با اشاره به این که از شورای نگهبان به صورت مکتوب درخواسته کرده که اعلام کند وی چه موقع التزام خودم را به اسلام از دست داده است، افزود: من مطمئنم حمایت من از فرهنگی ها، شرکت در تجمع آن ها، پیگیری مشکلات دانشجویان، باز کردن پای خانواده دانشجویان در بند به کمیسیون امنیت ملی، اعتراض به شرایط حاکم بر بند ۲۰۹ و… عامل رد صلاحیت من بوده است. ما انتظار داشتیم که این تفکر شکل نگیرد که تنها پشتوانه قابل وثوق سرمایه دارها و حاکمیت است. اما متاسفانه این انتظار ما تقریبا با بن بست مواجه شد. من انتظار داشتم فرهنگیان، دانشجویان و دیگر اقشاری که ما به خاطر دفاع از حقوق آن ها ردصلاحیت شدیم، نسبت به این رد صلاحیت واکنشی نشان بدهند، بیانیه ای صادر کنند، طوماری امضا کنند و… . اما متاسفانه این رد صلاحیت ها هیچ واکنشی در پی نداشت. این نماینده مجلس با ابراز نگرانی نسبت به آینده، گفت: متاسفانه تفکری در حال حاکم شدن است که اگر در آینده کسی شتر مملکت را با بارش ببرد، صدای کسی درنمی آید. افرادی چون ما، خواسته یا ناخواسته، جزء ظرفیت های نظام بودیم. نگاه خیلی ها را که برای حل مشکلاتشان به خارج مرزها دوخته شده بود، به داخل نظام آوردیم و در آن ها امید ایجاد کردیم. اما آقایان انتقادهای ما را برنتافتند و این ظرفیتی که به واسطه ما ایجاد شده بود به دست خودشان نابود کردند. کسانی که به مجلس آمدند و برای خوش آمد آقایان سکوت کردند یا بله قربان گو شدند، به رای مردم خیانت کردند. اعلمی با انتقاد از کسانی که به دنبال تایید صلاحیت گرفتن تن به هر خفت و خواری می دهند، خاطرنشان کرد: نماینده ای که به دنبال حمایت می رود، نمی تواند وظیفه نمایندگی را به درستی ایفا کند. من برای خودم شانی قایلم و شان من به من اجازه نمی دهد که دنبال گرفتن صلاحیت بدوم. که اگر به این صورت هم بتوانم تایید صلاحیت بگیرم، وقتی با التماس صلاحیت من را تایید کرده اند، دیگر حضور من در مجلس تاثیری ندارد و دردی را دوا نمی کند. من وقتی نتوانم انتقاد کنم، اعتراض کنم و وظایف نظارتی خود را انجام دهم، حضور یا عدم حضورم در مجلس چه فرقی می کند؟! به گزارش خبرنامه امیرکبیر در ادامه این دیدار، حسین ترکاشوند، عضو واحد سیاسی انجمن اسلامی امیرکبیر، به فضای حاکم بر کشور اشاره کرد و با توجه به سخنان اعلمی از وی پرسید: به نظر شما در شرایط فعلی فعالین سیاسی، اجتماعی و مدنی چه راهی را باید در پیش بگیرند و چه باید بکنند؟ اعلمی در پاسخ گفت: انسان به امید زنده است، نباید ناامید شد و باید به فعالیت ادامه داد. آن ها دانشگاه و دانشجو را سرکوب می کنند و راه های انتقاد را می بندند، همین باعث رشد فساد در درون حاکمیت می شود و این مسئله برای نظام ضرر دارد. اصولا قدرتی که به سمت فربه شدن برود، فساد می آورد. شما باید در دانشگاه مقاومت کنید و با این توپ و تشرها عقب نشینی نکنید، من هم تا روز آخری که در مجلس هستم از تمام ظرفیتم برای دفاع از حقوق مردم و نظارت بر دولت استفاده خواهم کرد. توصیه من به شما هم این است که به ظرفیت های قانونی توجه کنید. ما در قانون اساسی و قوانین موضوعه مان ظرفیت های زیادی داریم که قابل استفاده کردن است. در مسیر قانون باشید تا گزک به دست کسی ندهید. توصیه دومم به شما این است که گول نام ها و عنواینی مثل اصلاح طلبی و اصولگرایی را نخورید و برده فکری دیگران نشوید. ارتباطتان را با نیروهای سالم حفظ کنید، ولی مرید دیگران نشوید. همین فراکسیون اقلیت، تا ما انتقادی می کردیم برای مصادره به مطلوب کردن، صحبت های من را، به عنوان عضو فراکسیون اقلیت، در بوق و کرنا می کردند، اما الان که رد صلاحیت شدیم یک بیانیه در حمایت از ما صادر نکردند. عناوین مهم نیستند، ما باید با معیار حق جلو برویم. اعلمی در ادامه افزود: توصیه سومم به شما این است جمعتان را، هر چند کوچک، حفظ کنید و آن را گسترش دهید. تشکل خود را حفظ کنید. چرا که آسیب پذیری اجتماع کمتر از آسیب پذیری فرد است. توصیه دیگرم به شما این است که درس بخوانید تا ظرفیت هایتان را بالا ببرید. عباس حکیم زاده، عضو شورای عمومی انجمن اسلامی امیرکبیر، با اشاره به سخنان اکبر اعلمی گفت: جامعه در حال حاضر دچار سرکوب شدیدی شده است. اقتدارگراها می خواهند تشکل ها و نهادهای مدنی را تضعیف کنند تا جامعه به طور کامل اتمیزه شود. علت این که رد صلاحیت نمایندگانی چون شما بازتابی در میان اقشار مختلف نداشت، بیشتر به سرکوب همه جانبه جامعه باز می گردد و نه به قدرناشناسی این اقشار. این دانشجو با اشاره به نشست های انجمن اسلامی امیرکبیر با فعالین سیاسی-اجتماعی گفت: نگاه ما در این نشست ها نگاهی انتقادی و اخلاقی است. ما همان طور که اخلاقا احساس وظیفه می کنیم که از افرادی چون شما تشکر و قدردانی کنیم، این وظیفه اخلاقی را هم در خود احساس می کنیم که در مقابل کسانی که به قول شما برای گرفتن صلاحیت تن به هر خواری و ذلتی می دهند انتقاد و اعتراض کنیم. ما انتقادمان به نیروهای سیاسی این است که به جای التماس به اقتدارگراها باید به جامعه روی بیاوند، همان کاری که شما انجام دادید و هزینه اش را دارید می پردازید. یکی دیگر از دانشجویان با اشاره به توصیه های اعلمی در خصوص استفاده حداکثری از ظرفیت های قانونی گفت: ما همواره سعی کردیم پایبندی خود را به قانون حفظ کنیم. اما وقتی طرف مقابل به قانون پایبند نیست، چه باید کرد؟ وقتی ما از حقوق قانونی خود، یعنی انتشار نشریه دانشجویی، استفاده می کنیم و طرف در مقابل می آید و نشریات ما را جعل می کند و با تمام نیرو و قدرت، علیرغم فقدان هر گونه مدرک مستدل، اصرار بر گناهکاری دانشجویان دارد، با چه بند و تبصره قانونی می توان جلوی او را گرفت؟! اعلمی در ادامه از وضعیت سه دانشجوی در بند دانشگاه امیرکبیر سوال کرد و در پاسخ گفت: اشکالی ندارد، ابزار ما قانون است، حتی اگر طرف مقابل اعتنایی به قانون نمی کند ما باید بر اجرای قانون پافشاری کنیم. من واقعا متاسفم که سه دانشجوی امیرکبیر این وضعیت را پیدا کردند. من تمام تلاش خود را در این خصوص از تابستان تا الان انجام دادم. حضور نیافتن من در دانشگاه شما برای انجام سخنرانی در اعتراض به بازداشت این سه دانشجو، رئیس دانشگاه تان را خیلی عصبانی کرد. در آینده هم اگر کاری از دستم برآید حتما انجام خواهم داد. ولی شما هم در نشریاتتان جانب احتیاط را رعایت کنید، منصفانه انتقاد کنید. اگر ۴ تا عیب مدیریت را می گویید، اگر حسنی دارد و کار خوبی کرده آن را هم بنویسید. بگذارید حساسیت ها بر روی شما بیخود و بی جهت بالا نرود. منبع:http://www.edalatkhahi.ir/002242.shtml |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه دوازدهم اسفند 1386ساعت 2:31 توسط آزاد
|
|
||
|
|
|
|
|
منبع:وب سایت شخصی اعلمی نامه سرگشاده به وزیر کشور حجت الاسلام پورمحمدی وزیر محترم کشور با سلام چنانکه واقفید مشروعیت نظام با مقبولیت و پایگاه مردمی مسئولان رابطه مستقیم دارد ،لذا هرچه مقبولیت مسئولان نظام در میان مردم بیشتر شود به همان نسبت بر مشروعیت نظام و ارکان ذیربط نیز افزوده خواهد شد و برعکس ضریب منفور شدن نمایندگان و مسئولان کشور در میان مردم هم می تواند حاکی از ضریب کاهش مقبولیت بخشی از حاکمیت در نزد مردم تلقی شود. به این اعتبار از آنجا که بنده هنوز نماینده رسمی حوزه انتخابیه تبریز ، آذرشهر و اسکو در مجلس شورای اسلامی هستم ،بدیهی است که هرگونه حمایت قانونی مردم از وکیل خود و شعار دادن به نفع او نه تنها منع قانونی ندارد بلکه می تواند دلیلی بر حقانیت و مشروعیت عملکرد عضوی از اعضای قوه مقننه به شمار آید. با این وصف پس از مدتها ایجاد تنگنا و اعمال محدودیت های شدید پلیسی و پشت سر نهادن فراز و نشیب های مربوط به برگزاری مسابقات فوتبال تراکتور سازی تبریز با تیم های حریف ، سه شنبه هفته جاری وقتیکه انبوه چند هزار نفری تماشگران بازی فوتبال در تبریز فرصتی یافته بودند تا در استادیوم و هنگام خروج از آن به روش مسالمت آمیزی به حمایت از نماینده قانونی خود بپردازند ، توسط ماموران انتظامی و امنیتی که قسمتی از شهر را قرق کرده بودند ،مورد هجوم واقع و نزدیک به بیست نفر بازداشت شدند! چنین برخوردهائی با دوستان حقیر امر بدیعی نیست و در طول هشت ساله گذشته هر اقدامی در جهت حمایت از مواضع و عملکرد بنده که در واقع بیان بخشی از مواضع و تمنیات واقعی و مکنونات قلبی مردم بوده بمثابه یک حرکت غیر قانونی تلقی و بنحوی مهار و تحدید شده است .اگر دیوارنویسی در محل های غیر مجاز ، طومارنویسی های نمایشی ،نصب صدها پلاکارد ریز و درشت، تدارک اجتماعات و راهپیمایی های جانبدارانه و تطمیع شده توسط مزدبگیران آنهم از طریق تعطیل ادارات و مدارس و بسیج کارمندان و دانش آموزان و نیروهای مسلح ، بنفع برخی از شخصیت های رسمی و غیر رسمی ،مباح و بلکه تکلیف شرعی محسوب شده و تحت حمایت دولتمردان بصورت رسمی و باسمه ای و کلیشه ای و با انواع و اقسام تبلیغات رسانه ای در حد بسیار افراطی صورت می گیرد، در مقابل دیوارنویسی در محل های مجاز ، طومار نویسی ،انتشار اعلامیه و نصب پلاکاردهای جانبدارانه و قانونی و برگزاری هرگونه اجتماعات و راهپیمائی های خودجوش مردمی برای حمایت از نماینده خدمتگزار خود در تبریز و یا سایر نقاط پدیده ای نامشروع و آزار دهنده و غیر قابل تحمل و چه بسا خطرناک و ضد نظام به شمار آمده و از وقوع آن با تمام قوا و امکانات جلوگیری می شود! این در حالیست که چندی پیش گروهی فتنه گر با دستاویز قرار دادن مقدسات و با توسل به غیر اخلاقی ترین شیوه ها و انواع دروغ ها علیه بنده تلاش کردند تا وانمود نمایند که اینجانب به ساحت مقدس امام حسین(ع) اسائه ادب کرده ام و از این طریق قصد داشتند که با جریحه دار کردن احساسات پاک مذهبی مردم علیه اینجانب ، زمینه حذفم از صحنه رقابت های انتخاباتی مجلس را فراهم سازند. اما وقتی که این توطئه ناجوانمردانه بدلیل هوشیاری مردم و شناخت آنها از خدمتگزارشان با شکست مواجه شد، به تحریک یکی از روحانیون و هدایت یک شعبان بی مخ کوچک که متاسفانه ملبس به لباس محترم طلبگی نیز هست ،یک گروهک هتاک و معلوم الحال یکصد نفره در تبریز ،طی یک برنامه سازمان یافته در جلوی صفوف نمازگزاران شریفی قرار گرفتندکه بی خبر از سناریوی طراحی شده در حال عزیمت به خانه خود بودند تا بکمک دوربین های سحرآمیز صدا و سیما و پخش چند باره آن از این رسانه ،بازگشت نمازگزاران به خانه اشان را به عنوان راهپیمایی خودجوش مردم تبریز علیه بنده القاء نمایند. اما نکته در خور توجه این بود که با وجود انواع تهدیدات و هتاکی هائی که از سوی همین گروه کوچک نسبت به نماینده مردم در مجلس صورت گرفت ،ماموران شما نه تنها کوچکترین حساسیت و واکنشی از خود نشان ندادند بلکه به حفاظت از آنان و پارچه نوشته های موهنشان مبادرت ورزیدند! قهرا اهمیت و حساسیت این امر آنگاه آشکار می شود که بپذیریم بنده هنوز به عنوان عضو کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس نماینده رسمی و قانونی مردم در مجلس شورای اسلامی هستم و به حکم قانون هر گونه توهین به مقامات رسمی کشور جرم محسوب و قابل تعقیب و مجازات است در حالیکه حمایت از یک مقام رسمی نه تنها جرم نیست بلکه در خور تقدیر نیز می باشد و در شرایط عادی و مردمی بودن نظام سیاسی حاکم، باید بنفع کشور تلقی شود مگر آنکه حمایت مردم از یک نماینده قانونی را معارض با منافع اشخاصی باشد که فاقد پایگاه مردمی هستند ،در اینصورت ایراد متوجه کسانی است که مقبولیت خود را از دست داده اند. لذا توصیه می کنم که نیروهای تحت امر خود را بگونه ای هدایت کنید که بجای نگرانی از ابراز محبت و حمایت های مردمی نسبت به یکی از خدمتگزارن خود که در قالب طومارنویسی، برگزاری اجتماعات قانونی ،راهپیمائی های مسالمت آمیز ، سر دادن شعارهای جانبدارانه و نظایر آن ظهور و بروز یافته و متاسفانه همواره نیز به شدید ترین وجهی از آن جلوگیری به عمل آمده و سرکوب می شود، دغدغه خود را معطوف به علل بی توجهی مردم به سرنوشت آندسته از نمایندگان و مسئولانی نمایند که فاقد پایگاه مردمی هستند و بود و نبود آنها در عرصه قدرت برای مرم یکسان است و چه بسا نبود آنان اسباب خرسندی اقشار مختلف ملت را فراهم می سازد! در خاتمه تاکید می کنم که چنانچه حمایت مردم از نمایندگان خود بطور مطلق جرم محسوب می شود و یا اگر مسئولان و نمایندگان ملت به درجه یک و دو و خودی و غیر خودی تقسیم شده و حمایت و شعار های جانبدارانه بنفع برخی از آنها جرم و بنفع گروه دیگر صواب تلقی می شود، شایسته است که مستند قانونی آن با ذکر مرزبندی ها و مصادیق مربوطه به اطلاع همگان برسد تا برای پیشگیری از تکرار چنین جرمی تدابیر لازم اتخاذ شود، در غیر اینصورت مقتضی است که دستور دهید ضمن اجتناب از تکرار برخوردهای غیر قانونی و حمایت بدون تبعیض از اجتماعات قانونی و ابراز احساسات مشروع مردمی نسبت به مسئولان و خدمتگزاران کشور، در اسرع وقت کلیه بازداشت شدگان آزاد و از آنان عذر خواهی لازم به عمل آید. |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه دوازدهم اسفند 1386ساعت 0:56 توسط آزاد
|
|
||
|
|
|
|
|
مقارن روز سه شنبه همزمان با برگزاری مسابقه بین تیمهای تراکتور سازی و سرخپوشان دلوار افزار تعداد کثیر ی از مردم که جمعیتی بالغ بر 5000 نفررا تشکیل میدادند در حین وپس از مسابقه بارها با سر دادن شعارهای مختلف از قبیل "یاشاسین اعلمی" و "اعلمی ،والسلام" حمایت و علاقه خود را نسبت به نماینده محبوب ورد صلاحیت شده شهر تبریز ابراز داشته وقاطعانه از این نماینده پشتیبانی کردند. پس از پایان دیدار دو تیم با وجود تعداد قابل توجه و کم سابقه ای از ماموران انتظامی وامنیتی درسطح خیابانهای اطراف از ساعات اولیه امروز مستقر شده وبصورت آماده باش کامل بسر میبردند مردم حاضر در ورزشگاه با حضور در خیابانهای شهر با اعلام حمایت قاطع دوباره خود، باردیگر ضمن نشان دادن علاقه خود به یگانه نماینده شجاع مجلس وتنها حامی واقعی منافع آذربایجان اعتراض خودرا نسبت به ردصلاحیت وی ابراز داشتند. لازم بذکر است پس از این حرکت قهرمانانه مردم، مامورین با دستگیری تعدادی ازحاضرین به مقابله با ایشان پرداخته و شروع به برخورد کردند که تا بحال آمار دقیقی از تعداد دستگیرشده های احتمالی در دست نمی باشد. شایان ذکر است در طول هفته های گذشته بدلیل ترس و وحشت برخی باندهای قدرت از محبوبیت اعلمی در بین مردم آذربایجان ،بازیهای تیمهای تبریزی به بهانه های واهی لغو وبرگزار نشده است. گفتنی است در طول روزهای گذشته مرد آذربایجان بخصوص تبریز به انحاء مختلف منجمله نوشتن دیوارهای شهر،امضاء طومارهای چند هزار نفری،پخش اعلامیه و... اعتراض خود را نسبت به رد صلاحیت اعلمی نشان داده اند. با مشاهده چنین مسائلی است که تبعیض ونامردی وخیانت کاری برخی اربابان قدرت وباندهای نامشروع نمایان میشود چرا که خوب بیاد داریم در آذرماه در پی سخنرانی اعلمی در زنجان چه تهمتهائی که به وی نثارنشد و چگونه عده ای چماق بدست در تبریز که تعدادشان به چند ده نفر هم نمیرسید در کنار وهمراهی مسئولین وبا مراقبت آنان به نماینده قانونی وفعلی و رسمی شهر تبریز اعلمی چه اهانتهائی که نکردند و چه مسائلی که لایق خودشان بود نثار اعلمی نکردند وچگونه صدا وسیمای وابسته به اربابان منطقه با بزرگنمائی این حرکت ناشایست و ناجانمردانه به یاری این شعبان بی مخ های زمان شتافت و تعدادمردم را با حقه های کثیف خود چگونه بیشتر از تعداد واقعی جلوه داد. راستی این قدرت وموقعیت چه چیزی است که ارزش آنرا دارد بخاطر آن حتی عده ای مجبورند شرف ودین وغیرت خود را هم فدای آن کنند. ولی در پایان خوب است یادآور این شیفتگان قدرت وصاحبان ثروت و باندهای مافیائی شویم که قبل از شما هم خیلی ها بخاطر قدرت وموقعیت سیاسی و... چه خیانتها و ناجوانمردیهائی که در حق مردم وحقوق آنان نکردند ولی عاقبت خاک نصیب آنان شد وبس. پس چه بهتر که بخود آئید وتا عمری برایتان باقی هست به اعمالتان فکر کنید وتغییری هرچند مختصر در اعمال ورفتار خود داشته باشید. |
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه نهم اسفند 1386ساعت 16:30 توسط آزاد
|
|
||
|
|
|
|
|
منبع: www.akbaralami.com امام
جمعه تبريز در خطبه های هفته گذشته اعلام کرد که " در بررسي صلاحيتهاي
داوطلبان مجلس ميزان حال فعلي افراد مورد نظر است وی افزود: گاهي برخي از داوطلبان
اين شبهه را مطرح ميسازند كه صلاحيت آنان در دورههاي قبلي تائيد شده بايد در اين
دوره نيز تائيد شوند، نميتواند حرف منطقي باشد. وي
با بيان اينكه انسانها نوعا در حال تغيير و تحول هستند، اظهار داشت: نمونه آن را
ميتوان در صدر اسلام طلحه و زبيرها و يا افرادي كه همراه ملت مبارزه ميكردند ولي
بعد از انقلاب نظر اين افراد بنا به دلايلي تغيير كرد، چراكه ماهيت افراد ميتواند
در شرايط مختلف تغيير يابد. شبستري
تصريح كرد: بررسي صلاحيت نامزدها بايد در هر انتخابات مجددا صورت گرفته و احراز
صلاحيت آنان در چارچوبهاي قانوني لازم شود تا هر كسي به طور ديمي به مجلس راه
نيابد. "* استثنائا
از این جهت با امام جمعه تبریز کاملا موافقم و من هم معتقدم که انسان ها نوعا در
حال تغییر و تحول هستند و همچنانکه وی مدعی شده در صدر اسلام هم افرادی نظیر طلحه
و زبیر که از صحابه نزدیک پیامبر اکرم (ص) محسوب می شدند ، دچار تغییر و تحولات جدی شدند تا آنجا که بخاطر منافع
دنیوی و امتیاز طلبی به صف آرائی در برابر پیشوای عدالت امام علی (ع) پرداختند .
اما قهرا چنین تغییر و تحولی محدود به طلحه و زبیر نبود و دامنگیر شخصیت های دیگری
نیز شد که از این میان می توان به شیخ نهروان ابوموسی اشعری اشاره کرد. همگان
واقفند که ابو موسی نیز یکی از صحابه های معروف پیامبر بود که علاوه بر انجام واجبات
، مستحباتش هم ترک نمی شد تا جائیکه در اثر سجده های فراوان پیشانی اش پینه بسته
بود . گرچه طلحه و زبیر بخاطر دنیا طلبی و امتیاز خواهی، آشکارا به مخالفت با امام
علی برخاسته و در مسیر حکومت علی (ع) سنگ اندازی و اخلال ایجاد میکردند ، اما صدمات
ایندو به هیچ وجه با خسارتی که ابوموسی در
جنگ صفین و در ماجرای حکمیت به اسلام و تشیع وارد ساخت قابل مقایسه نیست! به
بیان دیگر با وجود اینکه طلحه و زبیر در زمان خلافت علی(ع) کارشکنی و نا فرمانی کرده
و حتی زمینه ساز جنگی علیه آن بزرگوار شدند ، اما این کارشکنی ها در حدی نبود که
باعث انحلال حکومت ایشان شود، در حالیکه ابوموسی در لباس دوست و بعنوان فردی مورد
وثوق ، بدلیل ساده لوحی خود و تاثیر پذیری از فریب و نیرنگ عمروعاص ، علی (ع) را به
نام مصلحت دین و براحتی در آوردن یک انگشتر از انگشتان دست خود ، از خلافت خلع و موجبات
نصب معاویه به خلافت توسط عمروعاص و منزوی و خانه نشین شدن اصحاب راستین پیامبر را
فراهم و سرنوشت اسلام را از مسیر درست آن منحرف ساخت! در
واقع اگر امام حسین(ع) و 72 تن از یاران با وفایش در مسلخ کربلا به شهادت رسیدند و
اگر سر بریده حسین پسر علی بن ابی طالب علیهالسلام، در همان شهری که پدر بزرگوارش خلافت می کرد بر سر
نیزه ها گردانده شد و اگر حرم امیرالموءمنین علیهالسلام به اسارت گرفته شد بدون
آنکه آب از آب تکان بخورد ،منشاء و نقطه عطفش ساده لوحی
ابوموسی اشعری و قربانی شدن عدالت به پای مصلحت و در نتیجه انزوا و خانه نشین شدن
یاران باوفای محمد(ص) و علی(ع) بود! بنابراین دگرگون شدن احوال و ماهیت افراد تنها منحصر
به طلحه و زبیر ها و همینطور نمایندگان و داوطلبان مجلس نیست و چه بسا ممکن است که
دامنگیر بعضی از شیوخ و دیگر خواص و حتی برخی از ائمه حمعه و جماعات هم شود! لاجرم
با منطق خطیب نماز جمعه تبریز پیشنهاد می کنم که در هر مقطع زمانی علاوه بر
منتخبان ملت ،صلاحیت اشخاصی مانند ائمه جمعه و بازخورد عملکرد آنها هم در نزد
قاطبه مردم مورد بررسی قرار گیرد تا مبادا هر کسی بصورت دیمی امام جمعه نشود و
خدای ناکرده در اثر برخی از موضعگیری ها ، تصمیمات ، تنگ نظری ها و داوری های غلط
و یا احیانا قربانی کردن عدالت به پای مصلحت اندیشی ها و هواهای نفسانی ،سرنوشت
انقلاب و فرزندان راستینش دچار همان
سرنوشتی گردد که در صدر اسلام و حکومت امام علی رخ داد! *منبع خبر: خبرگزاری دولتی فارس
16/11/86 |
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه سی ام بهمن 1386ساعت 23:13 توسط آزاد
|
|
||
|
|
|
|
|
|
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه بیست و هشتم بهمن 1386ساعت 3:16 توسط آزاد
|
|
||
|
|
|
|
"به گزارش خبرنگار ايلنا، اكبر اعلمي در طرح سوال خود از مصطفي پورمحمدي، وزير كشور، آورده است:*در 11ارديبهشت سال جاري، يكي از ماموران يگان ويژه نيروي انتظامي تبريز، به بهانه پخش موزيك از درون يك اتومبيل ايست داده و سپس به خودرو و سرنشينان آن شليك می کنند كه بر اثر آن دو نوجوان به شدت از ناحيه قلب, صورت و جمجمه صدمه ديده و به بيمارستان امام منتقل و به دليل وخامت اوضاع، تحت مراقبتهاي ويژه قرار می گیرند كه ظاهرا پس از قطع اميد پزشكان از مداواي افراد مذكور با اصرار دادستان تبريز، تجهيزات ساير بيمارستانها بسيج و به هر طريق ممكن از فوت اين دو نوجوان جلوگيري میشود.در ادامه سوال اعلمي، آمده است: نظر به قانون به كارگيري سلاح توسط ماموران نيروهاي مسلح در موارد ضروري مصوب 18/10/73و همچنين قانون احترام به آزاديهاي مشروع و حفظ حقوق شهروندي مصوب 15/2/83، پاسخ دهید كه چه تمهيداتي در جهت آموزش و توجه دادن نيروهاي مسلح تحت امر به رعايت قوانين مذكور و پيشگيري از تكرار اين قبيل اقدامات افراطي و غيرقانوني كه زحمات اكثريت ماموران زحمتكش و خدوم نيروي انتظامي را مخدوش و با جان مردم بازي ميكند، اتخاذ شده و با مامور خاطي و آمرقانوني وي چه برخوردي صورت گرفته است؟همچنين اين عضو كميسيون امنيت ملي، در ادامه تاكيد كرده است:سه تن از اشرار كه در ميان آنها فرزند يكي از معاونان استان... آذربايجان شرقي و يكي از محافظان يكي از روحانیون با نفوذ تبريز و همچنين يكي از كساني كه به نحوي مرتبط با پرونده مربوط به ربايش يك پرستار در تهران بوده، حضور داشتند، مبادرت به ربودن مسلحانه دختر نوجواني در يكي از خيابانهاي تبريز كرده و پس از انتقال وي به دفتر فرزند معاون استان... با او عمل حرام انجام داده و پس از آگاهي ماموران از اين اقدام خود اقدام به فرار كردند.عليرغم دستور دادستان تبريز مبني بر تعقيب يادشدگان توسط ماموران انتظامي، ماموران از بيم تهديدات و اعمال نفوذهاي صورت گرفته از تعقيب و دستگيري اشرار مذكور خودداري كرده كه لاجرم با دخالت مستقيم دادستان و شليك به چرخ اتومبيل افراد مذكور، خودروي حامل اشرار متوقف و سرنشينان آن دستگير و روانه بازداشتگاه شدند. بر اثر اعمال فشار برخي از مقامات سياسي و بانفوذ، به جز يك نفر از بازداشت شدگان، بقيه با سپردن وثيقه آزاد شدند؛ اما قرائن حاكي است كه اعمال فشار براي منحرف كردن پرونده موصوف همچنان ادامه دارد.وي، خطاب به پورمحمدي، اعلامكرده است: نظر به مسبوق به سابقه بودن شرارت دستگيرشدگان و با توجه به نسبت و ارتباط افراد مذكور با برخي از مقامات مسوول استان، پاسخ فرماييد براي جلوگيري از اعمال نفوذ مقامات ياد شده و مجازات بدون تبعيض متهمان و سير طبيعي و قانوني پرونده و تسويه اشخاص ياد شده در استان...ي آذربايجان شرقي، چه تدابيري انديشيدهايد؟ضمنا براي جلوگيري از باندبازيهاي مخرب و توام با حمايت برخي از مقامات استان چه اقداماتي به عمل آمده است؟"منبع خبر : خبرگزاری ایلنا - تاريخ :02/04/1386_کد خبر: 431152 ساعت:14:48
|
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه بیست و هشتم بهمن 1386ساعت 1:16 توسط آزاد
|
|
||
|
|
|
|
|
نوروز:حسین شریعتمداری مدیرمسئول روزنامه کیهان در یادداشت روز 4شنبه این روزنامه تحت عنوان «خطا را باید پذیرفت»، تاکید کرد : باید پذیرفت اظهارات فرمانده سپاه درخصوص لزوم حمایت از جریان اصولگرایی با فرمان صریح امام خمینی (ره) مغایرت داشته است. وی همچنین از اصولگرایان بدلیل دفاع از اظهارات سردار جعفری بدون توجه به نظر صریح امام راحل انتقاد کرد. در این یادداشت آمده است: این روزها سخنان سردار جعفری فرمانده سپاه پاسداران انقلاب اسلامی كه پنج شنبه گذشته در همایش مسئولان بسیج دانشجویی دانشگاهها ایراد شده بود به یك چالش جدی در عرصه سیاسی كشور تبدیل شده و عكس العمل های موافق و مخالف فراوانی را در پی داشته است. سردار جعفری در این همایش بر ضرورت حمایت بسیج از اصولگرایان تاكید ورزیده و به عنوان فرمانده مشترك كل سپاه و نیروی مقاومت بسیج خطاب به بسیجیان گفته بود «برای تداوم راه انقلاب اسلامی حمایت از جریان اصولگرایی ضرورتی قطعی، اجتناب ناپذیر و تكلیف الهی نیروهای انقلابی و ارزشی كشور به شمار می آید» و افزوده بود «جریان اصولگرایی بعد از گذشت 25سال از انقلاب دوباره زنده شده است و اكنون در حاكمیت دو قوه از سه قوه كشور قرار گرفته است.» کیهان می افزاید: در پی اظهارات فرمانده كل سپاه، برخی از افراد و گروههای وابسته به جبهه اصلاحات سخنان ایشان را نقض صریح سفارش حضرت امام(ره) و رهبر معظم انقلاب دانستند كه نظامیان را از عضویت در گروههای سیاسی منع فرموده و دخالت یا موضع گیری آنان به نفع یا علیه جریانات سیاسی را خلاف قانون و ممنوع اعلام كرده بودند. در سوی دیگر ماجرا، شماری از اصولگرایان با استناد به این كه اصولگرایی محدود و منحصر به یك گروه و یا حزب سیاسی نیست بلكه ترجمان وفاداری به اصول انقلاب و ارزش های آن است، به مقابله با اعتراض جبهه اصلاحات برخاسته و اظهارات فرمانده سپاه را نه فقط در تعارض با نظر حضرت امام(ره) و قوانین جاری ندانسته بلكه سخنان ایشان را مستند به قانون اساسی معرفی كردند كه دفاع از دستاوردهای انقلاب اسلامی را یكی از ماموریت های سپاه برشمرده است. کیهان درباره این مناقشه نوشنه است: نظر حضرت امام(ره) و رهبر معظم انقلاب درباره ممنوعیت نظامیان از عضویت در گروهها و احزاب سیاسی و دخالت آنان در مناقشات و رقابت های سیاسی- از جمله انتخابات- به حمایت از یك حزب و گروه و یا مخالفت با حزب و گروه دیگر، به اندازه ای روشن و خالی از ابهام است كه جای كمترین تردیدی در آن نیست. و نكته درخور توجه آن كه منظور حضرت امام(ره) از گروهها و احزاب سیاسی كه دخالت نظامیان را در رقابت ها و مناقشات آنها ممنوع فرموده اند، احزاب و گروههای قانونی است. بنابراین مادام كه یك حزب و یا گروه سیاسی از سوی مقامات رسمی و مسئولان ذیربط غیرقانونی اعلام نشده است، نیروهای نظامی حق دخالت در مناقشات و موضع گیری به نفع یا علیه هیچیك از آنها را ندارند. شریعتمداری می افزاید: سردار جعفری از نیروهای كارآزموده و آگاه سپاه پاسداران است كه وفاداری و پایبندی خود به نظرات حضرت امام(ره) و رهبر معظم انقلاب را بارها به اثبات رسانده است بنابراین به سختی می توان اظهارات اخیر ایشان را در تقابل با نظر حضرت امام(ره) و حمایت از یك حزب و جناح سیاسی تلقی كرد، بلكه به نظر می رسد فرمانده محترم سپاه از اصولگرایی به مفهوم و معنای واقعی آن یعنی وفاداری به ارزش های اسلامی و انقلابی حمایت كرده بی آن كه یك جریان یا جبهه سیاسی با این نام ویژه را مورد نظر داشته باشد. اگر چنین باشد- كه باید چنین باشد- اظهارات سردار جعفری را نمی توان در تقابل با رهنمود امام راحل(ره) تلقی كرد. اما... این روزنامه در ادامه آورده است: متاسفانه باید پذیرفت كه اظهارات فرمانده محترم سپاه- دستكم در ظاهر- با رهنمود صریح حضرت امام(ره) مغایرت داشته و در خوشبینانه ترین حالت می توان گفت كه ایشان در بیان مقصود و منظور خود موفق نبوده است. کیهان ادامه داده: سردار جعفری در سخنان اخیر خود اگرچه روی اصولگرایی به مفهوم واقعی كلمه تاكید می كند ولی نشانی ها و مشخصاتی كه از اصولگرایی ارائه می دهد نشانه ها و مشخصات یك جبهه سیاسی است و نه یك مفهوم ارزشی به معنای واقعی آن. ایشان در بخشی از اظهارات خود می گوید «جریان اصولگرایی بعد از گذشت 25 سال از انقلاب دوباره زنده شده است و اكنون در حاكمیت دو قوه از سه قوه كشور قرار گرفته» و یا در بخش دیگری اظهار می دارد «امروز در قوه مجریه و مقننه جریان اصولگرایی حاكم است از این رو اگر بسیج می خواهد در این رابطه كاری كند، ابتدا باید از این جریان مراقبت كرده و سپس در حفظ، توسعه و پیشرفت آن و برطرف كردن نقاط ضعفش تلاش كند.» شریعتمداری می نویسد: همانگونه كه ملاحظه می شود فرمانده محترم سپاه در سخنان خود از اصولگرایی به عنوان یك جریان مشخص سیاسی یاد می كند كه امروزه در دو قوه مجریه و مقننه حضور دارد یعنی واژه اصولگرایی را به مفهوم واقعی كلمه و جدا از احزاب سیاسی به كار نبرده بلكه با صراحت از یك جریان و جبهه سیاسی سخن می گوید كه اكنون در دو قوه مجریه و مقننه- دولت و مجلس- حاكمیت دارد و از بسیجیان می خواهد كه حمایت از این جریان را برای خود یك «وظیفه الهی» بدانند. بدیهی است كه این اظهارات با رهنمود صریح حضرت امام مبنی بر عدم دخالت نظامیان در رقابت های سیاسی در تناقض بوده و نقض صریح دستورالعمل ایشان و مفاد قوانین جاری است. این مطلب می افزاید: ممكن است گفته شود كه اصولگرایان بر ارزش های اسلامی و انقلابی تاكید دارند، بنابراین حمایت از آنها به منزله حمایت از ارزش های انقلابی است. ولی باید توجه داشت حضرت امام(ره)، ضمن آن كه برخورداری از بینش سیاسی را برای نظامیان ضروری دانسته اند ولی دخالت آنان در رقابت های سیاسی و حمایت از این یا آن گروه و یا مخالفت با گروهی دیگر را صرفنظر از میزان حقانیت آنها ممنوع فرموده اند و این ممنوعیت، تمامی گروهها و احزاب قانونی كشور را شامل می شود. در بند دیگرذ این یادداشت آمده است: برخی از دوستان اصولگرا بدون توجه به صراحت نظر حضرت امام(ره) از اظهارات برادر عزیزمان سردار جعفری حمایت كرده اند كه باید گفت؛ اگرچه بسیاری از مدعیان اصلاحات بارها نشان داده اند كه به آموزه های خط امام(ره) و ارزش های انقلابی كمترین اعتقاد و توجهی ندارند ولی در موضوع مورد اشاره، اعتراض آنها به سخنان فرمانده محترم سپاه یك اعتراض قانونی و برحق است بنابراین تاسف آور است كه شماری از دوستان اصولگرا در قضاوت خویش، نظر صریح حضرت امام(ره) را نادیده گرفته و اعتراض رقبای سیاسی خود به سخنان سردار جعفری را ملاك و معیار خود برای حمایت از اظهارات ایشان تلقی كرده اند!... مگر نه این كه مطابق آموزه های اسلامی باید «جانب حق را گرفت ولو علیه خودتان باشد» و یا مگر خداوند سبحان سفارش نفرموده است دشمنی با این یا آن گروه نباید شما را از حق گویی و عدالت ورزی دور كند؟ و... شریعتمداری در نهایت آورده است: با شناختی كه نگارنده از سردار جعفری فرمانده محترم سپاه دارد، كمترین تردیدی ندارد كه برای ایشان پیروی از رهنمودهای حضرت امام(ره) و رهبر معظم انقلاب یك اصل خدشه ناپذیر است ولی همانگونه كه اشاره شد، این برادر عزیز و انقلابی در اظهارات اخیر خود- بی آن كه بخواهد- برخلاف نظر صریح امام راحل(ره) سخن گفته است و چاره آن پوزش از خطای لفظی- سهوالبیان- و توضیح درباره آن است |
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه بیست و پنجم بهمن 1386ساعت 1:5 توسط آزاد
|
|
||
|
|
|
|
ميردامادي: اگر حريم حضرت امام (ره) شكسته شود چيزي از نظام باقي نخواهد ماند
نوروز: دكتر محسن ميردامادي دبير كل جبهه مشاركت ايران اسلامي در گفتگو با خبرنگار نوروز با بيان اين مطلب و با اشاره به تخطي آشكار فرمانده سپاه و برخي ديگر فرماندهان و مقامات نظامي، از بيانات و رهنمودهاي موكد حضرت امام مبني بر عدم مداخله نظاميان در رقابتهاي سياسي و انتخاباتي و عدم جانبداري آنان از گروهها و احزاب سياسي، اين نوع مقابله آشكار با وصيتنامه بنيانگذار انقلاب و نظام جمهوري اسلامي را اقدامي ناصواب توصيف كرد. ميردامادي افزود: صريحترين تذكرات و انذارهاي امام را در رابطه با عدم مداخله نظاميان در رقابتهاي سياسي مشاهده ميكنيم كما اينكه ايشان در وصيتنامه خود به صراحت ميفرمايد :« وصيت اكيد من به قواي مسلح آن است كه همانطور كه از مقررات نظام، عدم دخول نظامي در احزاب و گروهها و جبهههاست به آن عمل نمايند و قواي مسلح مطلقا، چه نظامي و انتظامي و پاسدار و بسيج و غير اينها، در هيچ حزب و گروهي وارد نشده و خود را از بازيهاي سياسي دور نگه دارند. در اين صورت ميتوانند قدرت نظامي خود را حفظ و از اختلافات درون گروهي مصون باشند و بر فرماندهان لازم است كه افراد تحت فرمان خود را از ورود در احزاب منع نمايند و چون انقلاب از همه ملت و حفظ آن بر همگان است، دولت و ملت و شوراي دفاع و مجلس شوراي اسلامي وظيفه شرعي و ميهني آنان است كه اگر قواي مسلح، چه فرماندهان و طبقات بالا و چه طبقات بعد، برخلاف مصالح اسلام و كشور بخواهند عملي انجام دهند يا در احزاب وارد شوند كه – بياشكال به تباهي كشيده ميشوند – و يا در بازيهاي سياسي وارد شوند، از قدم اول با آن مخالفت كنند و بر رهبر و شوراي رهبري است كه با قاطعيت از اين امر جلوگيري نمايد تا كشور از آسيب در امان باشد» وي گفت: متأسفانه در دورههاي پيشين انتخابات ما شاهد تخلفات نظاميان در ورود به دسته بنديهاي سياسي و جانبداري از جريانات خاص بودهايم و بارها نسبت به آن هشدار و انذار دادهايم اما اكنون كار به جايي كشيده است كه علناً در سخنرانيهاي رسمي پا بر روي فرمايشات امام گذاشته ميشود و فرماندهان نظامي در سخنرانيهاي علني فرمانهاي سياسي براي نيروهاي تحت امر خود صادر ميكنند و آنان را به جانبداري از يك گروه خاص تشويق و ترغيب ميكنند. دكتر ميردامادي با اشاره به برخورد اهانتآميز برخي سايتهاي وابسته به دولت نسبت به حجتالاسلام والمسلمين سيد حسن خميني تأكيد كرد: حفظ حريم حضرت امام و بازماندگان ايشان بر همه مسلم است و كساني كه اينچنين جسارت را به نهايت رساندهاند كه افترا و تهمت و اهانت بر اين خانواده محترم روا ميدارند مشخص است كه هيچ نسبتي با انقلاب و امام ندارند و مصداق بارز همان نااهلان و نامحرماني هستند كه متأسفانه بر سر شاخه انقلاب نشستهاند و بن ميبرند. وي عنوان داشت: كساني كه تذكرات مشفقانه و دلسوزانه اين عزيز مبني بر عدم مداخله نظاميان در سياست كه وصيت صريح حضرت امام ميباشد و نيز گلايههاي ايشان از رد صلاحيت ياران و دوستان انقلاب را چنين با بي حرمتي و اهانت پاسخ ميگويند، نشان دادهاند كه هيچ حريمي را جز منافع كوتاه مدت و ديدگاههاي جناحي خود قائل نيستند و اگر پيش از اين با حركات برخي از منسوبان دولت نهم كه حريم بزرگان انقلاب و ياران صديق امام را جسورانه با توهيناميزترين عبارات شكستند با سكوت ناشي از رضايت همراهي نميشد امروز شاهد چنين جسارتهايي به بيت مكرم حضرت امام نميبوديم. دكتر ميردامادي در عين حال اظهار داشت: اين اهانتها و توهينها و حريمشكنيها در جاي خود مورد تقبيح و نكوهش است اما اصليترين حريم شكني نسبت به امام (ره) تخطي عملي و آشكار از وصايا و فرامين ايشان است چه آنجا كه نظاميان چشم بر وصاياي ايشان ميبندند و علناً از يك جريان خاص سياسي حمايت لفظي و عملي كرده و چه آنجا كه بر خلاف مشي و راه و آرمان امام، فرزندان انقلاب را با تنگ نظري و سليقهمحوري از گردونه امور خارج كرده و ميزان بودن رأي ملت را عملاً به سخره بگيرند. دبير كل جبهه مشاركت در پايان عنوان داشت: حفظ حريم حضرت امام و وصايا و بيانات صريح ايشان بر همگان فرض و احترام بيت و بازماندگان آن بزرگوار شرط وفاداري به بنيانگذار انقلاب است و دلسوزان و ياران انقلاب و امام بايد در اين شرايط نسبت به تعرض به اين حريمها حساس باشند |
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه بیست و پنجم بهمن 1386ساعت 1:0 توسط آزاد
|
|
||